English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
adaptation level سطح انطباق
Other Matches
adaptation انطباق
adaptation توافق
adaptation توافق سازش
adaptation مناسب
adaptation توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
adaptation تطبیق اقتباس
adaptation سازش
adaptation تطبیق
adaptation سازواری
brightness adaptation انطباق با درخشندگی
adaptation time زمان انطباق
adaptation syndrome نشانگان انطباق
adaptation kit جعبه ابزار تطبیق
dark adaptation تطبیق با تاریکی
adaptation kit جعبه وسایل تطبیق دهنده
light adaptation انطباق با روشنایی
scotopic adaptation انطباق با تاریکی
sensory adaptation انطباق حسی
dark adaptation عادت کردن به تاریکی
dark adaptation انطباق با تاریکی
visual adaptation انطباق دیداری
general adaptation syndrome نشانگان انطباق عمومی
level سطح ارتفاع
level مسطح
level همسطح
level کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
level استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال
O level نمرهی قبولی در این امتحانات
level out برابر کردن
level with each other در یک تراز
level best خیلی خوب
he did his level best انچه از دستش برامدکرد
he did his level best کوتاهی نکرد
level with each other برابر
A level مرحلهی دوم امتحانات دورهی متوسطه
level best بسیارعالی
O level آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
on the level <idiom> درستکار ،بی غل وغش
level best خیلی عالی
level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
level out یکنواخت کردن
level یک دست
level یک نواخت
level هم پایه
level هم تراز
level سطح برابر
level هموار
level الت ترازگیری
level تراز کردن تراز
to level off مسطح شدن [ناحیه ای]
level to تراز کردن
to level off یکنواخت شدن [ناحیه ای]
level سطح
level تراز
level موزون هدف گیری
level ترازسازی
level میزان
level مستقیم
level هدف در خط دید شماقرارگرفت
level تراز بنایی
level همسطح کردن
level تراز سطح افقی افقی کردن
level پایه
level مسطح کردن
level مسطح شدن
level نشانه گرفتن
level ترازکردن
level رده
nesting level سطح لانهای
one level address تابعی که در حین اجرا تابع دیگر را صدا نکند
one level address کد دودویی که مستقیما CPU را اجرا کند و فقط از مقادیر آدرس مطلق استفاده میکند.
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
reorder level مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
noise level سطح پارازیت
nesting level سطح تو در تویی
noise level میزان خش
nesting level سطح اشیانهای
one level address آدرس ذخیره سازی که مستقیما و بدون تغییر به محلی از وسیله دستیابی دارد
one level memory حافظه یک سطحی
reorder level سطح سفارش مجدد
protection level سطح حفافت
price level سطح قیمت
power level تراز توان
pezometeric level سطح پیزومتری
rotational level تراز چرخشی
optimal level سطح بهینه
operating level سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
operating level سطح فعالیت
oil level سطح روغن
n level logic منطق N سطحی
multi level چند سطحی
low level در ارتفاع کم
low level در سطح پایین
low level مقام پست وکوچک
low level فرومایه
low level پست
speed level سطح سرعت
speed level مرحله سرعت
level wind وسیله پیچیدن نخ ماهیگیری
level two cache حافظه پنهان سریع که مناسب با تخته اصلی کامپیوتر است بجز کامپیوتر با پردازنده Pentium Pro که حافظه بخشی از طراحی قطعه پردازنده است
level tone اهنگ یکنواخت
low level کم ارزش
low level پایین
low level سقف پرواز کوتاه
mean sea level میانگین سطح دریا
mean sea level سطح متوسط دریا
mean sea level سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
level-headed معقولانه
mean sea level ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
mean sea level ارتفاع متوسط از سطح دریا
manning level درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
maintenance level سطح تثبیت
low level نزدیک سطح زمین
low level سطحی
level surface سطح تراز
split-level سه نیم اشکوبی
split-level چند سطحی
level-headed متعادل
level-headed ترازخوی
level-headed راستبین
level-headed معقول
white level تراز سفید
water level سطح اب
water level سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level تراز اب
top-level توسط افراد عالیرتبه
top-level افراد عالیرتبه
top-level کهبدان
camper level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
bubble level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
spirit level تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
builder level تراز بنایی
upper level سطحبالایی
still water level سطحسکونآب
lower level سطحپائینی
top-level بلند پایه
wage level سطح مزد
voltage level سطح فشارالکتریکی
surveyor's level تراز مساحی یا پیمایش
storage level تراز ذخیره تراز مخزن
storage level تراز خزانه
stock level سطح ذخیره انبار
stock level سطح انبار
sound level شدت صوت
sound level شدت نسبی صوت
skill level پایه مهارت فنی
skill level پایه مهارت
significance level سطح معناداری
signal level سطح سیگنال
surveyor's level ترازنقشه برداری
tilting level تراز حباب دار
to draw level باحریف برابرشدن
voltage level سطح ولتاژ
virtual level تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
two level subroutine زیر تابعی که حاوی زیر تابع دیگر است
two level store انباره دو سطحی
two level logic منطق دوسطحی
trophic level تراز خوراکی
transition level سطح حداکثر انحراف درارتفاع پرواز
to rake level با شن کش صاف کردن
to draw level بحریف رسیدن
signal level سطح علامت
input level سطح دریافتی
back level نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
level rod شاخص
base level تهتراز
black level تراز سیاه
bottom level تراز کف
builder's level تراز بنائی
chance level سطح تصادفی
code level تعداد بیت هایی که برای نمایش یک کاراکتر معین بکارمی روند
compensation level تراز موازنه
gear level دسته دنده
background level الودگی متن الودگی زمینه
impedance level مقاومت موجی
acceptor level تراز گیرنده
advanced level پیشرفته
injection level سطح تزریق
initial level سطح اولیه
advanced level پایه مهارت عالی در سطح عالی
allowable level تراز مجاز
aspiration level سطح انتظار
data level سطح داده
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
background level تراز زمینه
gear level تبدیل کردن
confidence level درجه اطمینان
confidence level احتمالی که یک عدد در محدوده قرار بگیرد
cross level افقی کردن
cross level ترازعرضی تراز چرخ
cross level حباب تراز افقی
energy level تراز انرژی
energy level سطح انرژی
energy level تراز انژی
dumpy level تراز دوربین دار
doublet level ترازوی دوتایی
donor level ترازدهنده
datum level سطح اب ازاد
fermi level تراز فرمی
cross level تراز کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com