Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
adjudicated case
امر مختومه
adjudicated case
قضیه محکوم بها
Other Matches
adjudicated
فتوی دادن
adjudicated
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated
احقاق کردن
adjudicated
داوری کردن
adjudicated
فیصل دادن
adjudicated
حکم کردن
adjudicated
مقررداشتن
in that case
<adv.>
بعد
case
پوشه
just in case
برای مطمئن بودن
just in case
احتیاطا
in that case
<adv.>
سپس
in that case
<adv.>
دراینصورت
in that case
<adv.>
پس
case
تابع جستجویی که وقتی جواب میدهد که کلمه جستجو و حالت حروف آن تط ابق داشته باشتد
case
دستور یا عملی که وقتی عمل میکند که حروف به صورت مشخصی وارد شوند
case
کلیدی که حروف را از بزرگ به کوچک تبدیل میکند
case
حروف بزرگ یا حروف معمولی
case
پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
case
دستور برنامه نویسی که به نقاط مختلف جهش میکند بر حسب مقدار داده
as may be the case
<adv.>
بطور امکان پذیر
case
حرف بزرگ یا حرف معمولی
[فناوری چاپ]
in no case
به هیچ دلیل
in no case
اصلا
in case
برای احتیاط
that is not the case
مطلب چنین نیست
such being the case
حال که چنین است دراینصورت
in any case
درهر حال
in case
هرگاه
in case
در صورتیکه
in case
چنانچه مبادا
in case of need
عنداللزوم
in that case
حال که چنین است
case of need
مباشر
in that case
دراینصورت
use case
مجموعه ای از رویدادها
as the case may be
بسته بمورد
as the case may be
تاچه مورد باشد
in no case
به هیچ صورت
in no case
به هیچ وجه
in case
<idiom>
برطبق
As the case may be .
برحسب مورد( آن)
Such is not the case . That is not so.
اینطور نیست
In that case he is right.
د رآنصورت حق با اوست
in this p case
دراین موردبخصوص
as may be the case
<adv.>
احتمالی
case
جا
case
مورد غلاف
case
مورد
case
جعبه
case
مسئله
case
غلاف پرچم
case
فرف محفظه
case
قالب قاب
case
پوشاندن
case
دعوی مرافعه
case
: سرگذشت
case
وضعیت موقعیت
case
اتفاق
case
صندوق جعبه
case
قضیه
case
جلد
case
حالت
case
پوسته
case
درصندوق یاجعبه گذاشتن جلدکردن
case
جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
case
کیف
case
چمدان
case
غلاف
case
پوشش
case
قاب
case
موضوع حالت
case
وضع
case
روکش کردن
case
روکش
case
دعوی
case
محاکمه
case
دعوی مورد
case
جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
case
محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
case
رجوع به بخشی از برنامه که وابسته به نتیجه آزمایش است
case
صندوق
case
پرتزیر
case
پوشانیدن صندوق
suit case
چمدان
suit case
جامه دان
to put the case
فرض کردن
transfer case
جعبه انتقال نیرو
transfer case
دیفرانسیل
to hear a case
دعوایی راگوش کردن درامری دادرسی کردن
the vocative case
اسم منادی
the vocative case
حالت ندا
the nature of the case
ماهیت دعوا یا موضوع خوش خویی
suit case
جا رختی
withdrawal of a case
استرداد دعوی
special case
مورد خاص یااستثنایی
pray consider my case
خواهش دارم بکار من رسیدگی کنید
pillow case
رویه بالش
pillow case
روه متکا
pencil case
مدادگیر
pencil case
جا مدادی
pen case
قلمدان
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
objective case
حالت مفعولی
pray consider my case
تمنی اینکه
referee in case of need
داوری که در صورت لزوم می توان به او مراجعه کرد
special case
مورد ویژه
degenerate case
تباهیدگی
[ریاضی]
[فیزیک]
show case
ویترین جعبه اینه
degenerate case
تبهگنی
[ریاضی]
[فیزیک]
show case
قفسه جلو مغازه
schreber case
مورد شربر
running down case
دعوی علیه راننده وسیله نقلیه که در نتیجه تصادم باعث جرح یا خسارت شده است
objective case
مفعولیت
transmission case
جعبه دنده
He wI'll expedite our case.
اوکارما ؟ راجلو خواهد انداخت
At any rate . In any case . Anyway .
درهر صورت
Supposing that is the case .
بفرض اینکه اینطور باشد
It is quite a hypothetical case .
این یک قضیه کاملا" فرضی است
In this case ( instance) .
دراین مورد
(a) case in point
<idiom>
مثالی که چیزی راثابت کند یا به روشن شدن چیزی کمک کند
in any case (event)
<idiom>
مطمئنا
brief case
[briefcase]
کیف اداری
[کیف جعبه ای دستی چرمی]
attache case
کیف اداری
[کیف جعبه ای دستی چرمی]
to argue the case for
[against]
something
بطرفداری از
[برضد ]
موضوعی استدلال کردن
case-bottle
شیشه چارپر
door-case
چارچوب در
Take an umbrella just in case.
احتیاطا"چترهمراه ببرید
packing case
جعبهبزرگچوبیکهدرآنچیزیراذخیرهمیکنیدویابهجاییمیبرید
attachT case
کیفدستی
transmission case
گیربکس
watch case
قاب ساعت
worst-case
بدترین وضع یا احتمال
worst-case
بدبینانهترین
bobbin case
ماکو
cylinder case
جعبهسیلندر
key case
جاکلیدی
passport case
جایپاسپورت
plastic case
جایپلاستیکی
screen case
صفحهنمایش
scroll case
قسمتطومار
spectacles case
جاعینکی
spiral case
جعبهمارپیچ
vanity case
کیفلوازم آرایش
weekend case
چمدانتعطیلاتآخرهفته
writing case
محلنوشتن
gin-case
[ساختمان مزرعه با طرح مدور یا چند گوشه]
object case
حالت مفعولی یا مفعولیت
case ment
غلاف
case depth
عمق مین
case branch
انشعاب شرطی
case bottle
شیشه چارپهلو
case bottle
چارپر
case analysis
تحلیل مورد
cartridge case
پوکه
cartridge case
پوکه فشنگ
battery case
جعبه باتری
attache case
کیف پیک
bullet case
پوکه
case harden
سخت گردانی سطحی
case hardening
سخت گردانی سطحی
case ment
پنجره پوشش
case ment
روزنه
case ment
پنجره لولادار
case mate
پناهگاه توپ پناهگاه بمب جای نصب توپ در ناو
case mate
بمب پناه جای نصب توپ درناو
case mate
پناهگاه توپ
case marks
علامتهای روی جعبه یا بسته بندی
case knife
چاقوی بزرگ
case knife
چاقوی جلد دار
attache case
کیف دستی
attache case
چمدان یا جامه دان مخصوص حمل اسناد
admissible case
دعوی مسموع
upper case
حروف بزرگ
upper case
حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
upper case
حرف بزرگ
lower case
حروف کوچک
test case
شخص یاچیز مورد ازمایش
test case
قضیه در ازمایش
case law
رویهای که قاضی CL در موضوع خاصی اعمال میکند و از ان به بعدسابقه میشود
case histories
سوابق
case histories
تاریخچه
case histories
سابقه مرض ودرمان
case study
مورد پژوهی
case study
بررسی موردی
case studies
مورد پژوهی
case studies
بررسی موردی
case history
شرح حال
case history
سابقه مرض ودرمان
case history
تاریخچه
case history
سوابق
case histories
شرح حال
case law
قانون موضوعه
case numbers
شماره بسته بندی
lose the case
محکوم شدن در دعوی
gear case
جعبه دنده
in case of emergency
هنگام اضطرار
i mentioned one case in p
یک مورد بخصوص را ذکرکردم
mertis of the case
ماهیت دعوی
exceptional case
حالت استثنایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com