English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English Persian
advanced countries کشورهای پیشرفته کشورهای توسعه یافته
Other Matches
countries ییلاق
countries کشور
countries مملکت
countries دیار
countries بیرون شهر دهات
advanced Protocol CommunicationControl Dataپروتکل پیشرفته کنترل ارتباطات
advanced پیشرفته
advanced عالی
advanced course دوره عالی
advanced بسیار پیچیده و مشکل برای یادگیری
advanced پروتکلهای IBM که امکان اتصال Peer-to-Peer را بین ایستگاههای کاری متصل به شبکه SNA فراهم می کنند که LU هم نامیده می شوند
advanced برنامهای با الگوهای پیچیده برای کاربر با تجربه
advanced ترقی کرده پیش افتاده
advanced جلوافتاده
advanced پیشرفته
advanced جلویی مقدم
advanced روش ذخیره سازی داده روی دیسک سخت که سریع تر و کاراتراز RLL است
advanced سیستم نرم افزاری
advanced یک نوع واسط استاندارد برای CD-ROMها
advanced که به سیستم عامل اجازه میدهد سخت افزارهای مناسب را خودکار تشخیص دهد
least developed countries پائین ترین کشورهای در حال توسعه
development countries کشورهای قابل توسعه
developing countries کشورهای در حال رشد کشورهای در حال توسعه
developing countries کشورهای در حال توسعه
developed countries کشورهای توسعه یافته کشورهای پیشرفته
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
backward countries کشورهای عقب مانده
less developed countries کشورهای کمتر توسعه یافته
poor countries کشورهای فقیر
poor countries عقب مانده
third world countries کشورهای جهان سوم
retarded countries کشورهای عقب مانده
uncomitted countries کشورهای غیرمتعهد
underdeveloped countries کشورهای توسعه نیافته
mother countries میهن
mother countries کشور اصلی
advanced work استحکامات اصلی ساختمان
advanced timing ادوانس
advanced capitalism سرمایه داری پیشرفته
advanced level پیشرفته
advanced level پایه مهارت عالی در سطح عالی
advanced pawn پیاده پیش رفته
advanced pawn پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
advanced ignition اوانس احتراق
advanced basic بیسیک پیشرفته
advanced rigging ملوانی پیشرفته
oil rich countries کشورهای ثروتمند تولید کننده نفت
The English speaking-countries. کشورهای انگلیسی زبان
Underdeveloped ( backward) countries . کشورهای عقب افتاده
Our company is oprerating in several countries . شرکت ما درچندین کشور عمل می کند
advanced individual training اموزش تکمیلی انفرادی
advanced landing field پایگاه فرود مقدم
The date of the meeting has been advanced. تاریخ جلسه جلو افتاده است
Advanced Technology Attachment واسط استاندارد برای اتصال دیسک سخت یا CD-ROM به کامپیوتر
advanced landing field پایگاه هوایی مقدم
advanced unit training اموزش تکمیلی واحد اموزش تکمیلی یکان
Advanced Technology Attachment خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
Advanced Technology Attachment حالت معمول از واسط SCSI که تحت نام IDE هم شناخته شده است
Advanced Technology Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
advanced fleet anchorage لنگرگاه مقدم ناوگان
Advanced Technology Attachment واسط واسط استاندارد که به ROM-CD را درایو نوار اجازه میدهد به پورت ATA متصل شود
Comparison with other countries is extremely interesting. مقایسه با کشورهای دیگر بی اندازه جالب توجه است.
The teo countries are separated by this river. این رودخانه دو کشور را از یکدیگه جدامی کند
Racial prejudice prevails in some countries. دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
Organization of Petroleum Exporting Countries سازمانصادرکنندگاننفتخام
developed market economy countries کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
developed market economy countries کشورهای مرفه
advanced progressive matrices test ازمون ماتریسهای مدرج پیشرفته
When compared to other countries around the world, Britain spends little on defence. در مقایسه با کشورهای دیگر در سراسر جهان بریتانیا کم برای دفاع خرج می کند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com