English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
advancement degree of reaction درجه پیشرفت واکنش
Other Matches
degree of advancement درجه پیشرفت
advancement پیشرفت
self advancement پیشروی نفس
self advancement خود پیش بری
self advancement جلوبری خویشتن
advancement ترفیع
advancement ترقی
advancement سهم الارثی که در زمان حیات پدر به فرزندان می دهند پیش قسط
advancement in rating ارتقاء درجه
first-degree درجهیک
degree رتبه بندی کردن
degree اندازه
(the) third degree <idiom> بتفصیل پرسیدن
degree درجه [یکای زاویه] [ریاضی]
degree دیپلم یا درجه تحصیل
p in the second degree شریک جرم
to p to the degree of m.a نائل شدن به درجه A.
in a less degree کمتر
to a degree تادرجه زیادی
third degree درجه سوم
third degree رتبه سوم
degree پایه
degree رتبه
degree درجه
degree زینه
degree of crystalinity درجه بلورینگی
third degree of readiness محل پدافندstations defense : syn
degree of centralization درجه تمرکز
third degree of readiness امادگی درجه سه
degree gradution مقیاس درجهای
degree of protection میزان حفافت
degree gradution تقسیم بندی درجهای
degree of freedom درجه ازادی
degree of dissociation درجه تفکیک
degree of compaction درجه تراکم
degree of curve درجه انحناء
degree of difficulty درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
magnetic degree زاویه مغناطیسی
electrical degree درجه الکتریکی
second degree of readiness وضعیت زرد relaxed actionstation : syn
second degree of readiness امادگی درجه دو
second degree burn سوختگی درجه دوم
kelvin degree درجه کلوین
principal in the first degree مجرم اصلی
poll degree درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد
degree opulence درجه توانگری
degree of shrinkage ضریب افت
degree of polymerization درجه بسپارش
degree of precision درجه دقت
degree of protection میزان تامین درجه حفافت
degree of relationship درجه خویشاوندی
degree of risk میزان خطر
degree of risk شدت خطر شدت قبول خطر
degree of saturation درجه اشباع
degree of shrinkage ضریب جمع شدگی
oxidation degree درجه اکسایش
baume degree درجه بومه
first degree of readiness station action
bachelor's degree مدرک لیسانس
to the nth degree <idiom> بالاترین وجه ممکن
conferred a degree درجه دانشگاهی اعطا کردن
degree of arc درجه [یکای زاویه] [ریاضی]
arc degree درجه [یکای زاویه] [ریاضی]
centigrade degree درجه صدبخشی
centigrade degree زینه صدبخشی
average degree of polymerization درجه متوسط بسپارش
thirty degree cut برش 03 درجه
fourth degree of readiness محل دریانوردی station cruising: syn
fourth degree of readiness امادگی درجه چهار
critical degree of polymerization درجه بحرانی بسپارش
number average degree of polymerization میانگین عددی درجه بسپارش
weight average degree of polymerization میانگین وزنی درجه بسپارش
reaction عکس العمل
overall reaction واکنش کل
reaction پرتو
reaction انفعال عکس العمل
reaction انعکاس
reaction واکنشی
reaction واکنش
reaction chamber اطاق واکنش
reaction force نیروی عکس العمل
reaction formation واکنش وارونه
reaction graph گراف واکنش
redox reaction واکنش اکسایش- کاهش
reaction key کلید واکنش
reaction equation معادله عکس العمل
polyadiition reaction واکنش چند افزایشی
reaction equation معادله واکنش
reaction coordinates مختصات واکنش
reaction curve منحنی واکنش
reaction curve منحنی عکس العمل
reaction chamber محفظه فعل و انفعال
reaction drills تمرینهای واکنشی
rate of reaction سرعت واکنش
quenching reaction واکنش فرونشانی
precipitation reaction واکنش رسوب دهنده
reaction engine موتور عکس العملی
reaction of support عکس العمل تکیه گاه
reaction potential پتانسیل واکنش
reaction products فراوردههای واکنش
shortening reaction واکنش مختصر واکنش کوتاه کننده
third order reaction واکنش مرتبه سه
reversible reaction واکنشبرگشتپذیر
reaction direction جهتواکنش
witting reaction واکنش ویتیگ
wassermann reaction ازمایش سرم خون برای تشخیص وجودمیکروب سیفیلیس در بدن
unimolecular reaction واکنش تک مولکولی
shortening reaction واکنش کوتاه سازی
transfer reaction واکنش انتقالی
side reaction واکنش جانبی
substitution reaction واکنش استخلافی
suprafacial reaction واکنش تک رخی
adverse reaction اثر جانبی
adverse reaction اثر فرعی
reaction progress پیشرفت واکنش
reaction threshold استانه واکنش
reaction time زمان عکس العمل
reaction time زمان اماده شدن یکان برای عکس العمل به دستورات
reaction timer زمان سنج واکنش
reaction turbin توربین عکس العملی
reaction turbin توربین فشار زیاد
reaction turbine توربین عکس العملی
reformatsky reaction واکنش رفرماتسکی
second order reaction واکنش مرتبه دوم
adverse reaction عوارض جانبی [اثر جانبی]
adverse reaction نتیجه جانبی
thermonuclear reaction واکنش گرما- هستهای
chain reaction واکنش زنجیری یاهستهای
concentred reaction واکنش همزمان
condensation reaction واکنش تراکمی
consecutive reaction واکنش پی در پی
conversion reaction واکنش تبدیلی
cross reaction سطح مقطع
cycloaddition reaction واکنش حلقه زایی
deferred reaction واکنش معوق
delayed reaction واکنش درنگیده
displacement reaction واکنش جانشینی
electrocyclic reaction واکنش الکتروسیکلی
elementary reaction جزء واکنش
elimination reaction واکنش حذفی
emergency reaction واکنش اضطرار
endothermic reaction واکنش گرماگیر
exchanger reaction واکنش تبادلی
exothermic reaction واکنش گرماده
cleavage reaction واکنش گسسته شدن
circular reaction واکنش چرخشی
chain reaction واکنش زنجیری
chain reaction واکنش زنجیرهای
acid reaction واکنش اسیدی
addition reaction واکنش افزایشی
alarm reaction واکنش هشدار
aldol reaction تراکم الدولی
antarafacial reaction واکنش دوزخی
armature reaction واکنش ارمیچر
armature reaction عکس العمل ارمیچر
avoidance reaction واکنش اجتنابی
backward reaction واکنش برگشت
balanced reaction واکنش موازنه شده
bimolecular reaction واکنش دو مولکولی
cannizzaro reaction واکنش کانیزارو
chemical reaction واکنش شیمیایی
false reaction واکنش کاذب
homogeneous reaction واکنش همگن
insertion reaction واکنش جایگیری
instantaneous reaction واکنش انی
instantaneous reaction واکنش فوری
intermediate reaction واکنش واسطه
intermolecular reaction واکنش بین مولکولی
irreversible reaction واکنش برگشت ناپذیر
aldol reaction واکنش الدولی
mass reaction واکنش کلی
metabolic reaction واکنش سوخت و سازی
heat of reaction گرمای واکنش
net reaction واکنش نتیجه
neutralization reaction واکنش خنثی شدن
nuclear reaction فرایند هستهای
nuclear reaction واکنش هستهای
heterogeneous reaction واکنش ناهمگن
favorskii reaction واکنش فاروسکی
haloform reaction واکنش هالوفرم
grief reaction واکنش سوگ
growth reaction واکنش رشد
reaction time زمان واکنش
fugue reaction واکنش گریز
half reaction نیم واکنش
forward reaction واکنش رفت
first order reaction واکنش مرتبه یک
ring opening reaction واکنش حلقه گشا
oxidation reduction reaction واکنش اکسایش- کاهش
reaction [answer, commentary] نظر
reaction [answer, commentary] رای
ring clossure reaction واکنش حلقه بندی
michael addition reaction واکنش افزایشی مایکل
addition elimination reaction واکنش افزایشی- حذفی
absolute reaction rate سرعت واکنش مطلق
markovnikoff addition reaction واکنش افزایشی مارکونیکوف
acid catalyzed reaction واکنش کاتالیزور شده با اسید
oxidative addition reaction واکنش افزایشی اکسایشی
reaction [answer, commentary] پاسخ
acute stress reaction واکنش حاد فشار روانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com