Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (5 milliseconds)
English
Persian
alarm calls
فریادهای هشدار
Other Matches
distress calls
فریادهای درماندگی
frequency of calls
تراکم ترافیک
frequency of calls
تراکم مکالمه
service calls
شیپور خدمت
service calls
شیپور جمع عمومی
curtain calls
کف زدن حضار
curtain calls
بازگشت هنرپیشگان به صحنه
calls indicator
نمایشدهندهزنگتلفن
roll-calls
حاضر و غایب کردن
police calls
استمداد پلیس
trunk calls
مکالمه مشترکین از طریق ترانک
trunk calls
اتصال تلفنی بین دومشترک
toll calls
مخابره تلفنی خارج شهری
animal distress calls
فریادهای درماندگی حیوان
He who pays the piper calls the tune .
بی مایه فطیر است
the pot calls the kettle black
دیگ بدیگ میگوید رویت سیاه
alarm
شیپور حاضرباش اشوب
alarm
زنگ یا صدای دیگری که اعلام اخطار میکند
alarm
زنگ خطر
alarm
الارم
alarm
هشدار
alarm
بیم و وحشت ساعت زنگی
alarm
هراس
alarm
هراسان کردن مضطرب کردن
alarm
اژیر
alarm
اعلان خطر اخطار
alarm
: هشدار اگاهی از خطر
alarm
اعلام خطر شماطه ساعت شیپور اشوب
alarm
اژیر خطر
alarm
: از خطراگاهانیدن
sound alarm
اعلام صدا
alarm clock
ساعت شماطهای
burglar alarm
دزدگیر
false alarm
هشدارواعلام خطردروغین
sound an alarm
زنگ خطر را به صدا در آوردن
alarm clocks
ساعت شماطهای
to give the alarm
اخطارکردن
to give the alarm
اگاهی دادن
gas alarm
اژیر گازی
alarm bell
زنگ
alarm bell
خطر
alarm box
جعبه الارم
alarm box
اژیر
fire alarm
اژیر اتش نشانی
alarm push
دکمه اژیر
alarm reaction
واکنش هشدار
alarm signal
علامت اژیر خطر
audible alarm
اژیر
audible alarm
اعلان خطر سمعی
chemical alarm
اعلام خطر شیمیایی
general alarm
اژیر اعلام خطر عمومی
alarm threshold setting
دکمهسرحدتنظیم
fire alarm telegraph
تلگراف اتش سوزی
extention alarm push
جعبه انشعاب اژیر
bomb alarm system
سیستم اعلام خطر بمباران اتمی
alarm threshold display button
دکمهنمایشسرحدهشدار
to book
[order]
an alarm call
بگذارید کسی با تلفن شما را بیدار کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com