English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
ambient quality standard استاندارد کیفیت پرمون
Other Matches
ambient محاصره شده
ambient محدود
ambient گرداگرد
ambient پرمون
ambient متوسط دمای طبیعی اطراف یک وسیله
ambient پس زمینه معمولی
ambient temperature دمای محیط
ambient music موسیقی متن
ambient music موسیقی پس زمینه
ambient conditions شرایط محیطی
ambient music موزیک متن
ambient water ابی که در عمق معین دراطراف غواص است
ambient temperature درجه حرارت محیطی
ambient pressure فشار محیط
ambient noise صدای اطراف
ambient noise نوعی صدای زیرابی
quality ماهیت چیزی یا میزان خوبی یا بدی آن
quality بهترین کیفیت
quality بررسی اینکه کیفیت یک محصول خوب است
quality استاندارد متن چاپ شده از یک چاپگر مشخص
the quality مردمان متشخص
in the quality of بسمت
the quality بزرگان
CD quality چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
CD quality اغلب به وسایلی گفته میشود که می توانند الگوهای بیتی رادر ثانیه ذخیره کنند
quality تعریف
quality کیفیت
quality صفت
quality چونی
quality وجود خصوصیت
quality طبیعت
quality نوع فرفیت
quality نهاد چگونگی
quality تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
quality چگونگی
quality صفت چگونگی
quality وضعیت
correspondence quality چاپ با کیفیت بالا توسط چاپگرهای لیزری
cutting quality کیفیت برش
draft quality معیار کیفی برای خروجی چاپ شده
image quality کیفیت تصویر
letter quality کیفیت حرف
letter quality چاپ با کیفیت خوب
letter quality کیفیت حرفی
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
certificate of quality گواهی کیفیت
quality control کنترل کیفیت مواد و یا کالاها
quality control کنترل کیفی
quality control کنترل مرغوبیت
adjective of quality صفت توصیفی
drawing quality کیفیت کشش
of a middling quality میانه
of good quality خوب
superi or quality جنس اعلی
stamping quality کیفیت قالب گیری
of good quality خوش جنس
of poor quality بد
of poor quality نامرغوب
people of quality بزرگان
people of quality مردمان متشخص
quality factor ضریب کیو
quality assurance اطمینان از کیفیت
quality certificate گواهی کیفیت
quality of waters چگونگی ابها
quality engineering مهندسی کیفیت
tempering quality قابلیت بهبود
the quality of mercy صفت رحم یارحمت
of a middling quality وسط
print quality کیفیت چاپ
near letter quality خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
non skid quality خاصیت ضد لغزش
quality assurance عملیات اطمینان از کیفیت جنس
quality control کنترل کیفیت
quality of life کیفیتزندگی
of good quality مرغوب
Quality Control کنترل کیفیت
It depends on its quality. بستگی به جنس ( مرغوبیت وکیفیت )آن دارد
letter quality printer چاپگرکیفیت حروف
high-quality wool پشم مرغوب و اعلاء
to wed one quality to onether دوصفت راباهم توام کردن
heat proof quality ثبات حرارتی
signal quality detector اشکارگر کیفیت سیگنال
air quality criterion معیار کیفیت هوا
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
letter quality printer چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
high quality steel فولاد با کیفیت خوب
heat resisting quality حالت و چگونگی مقاومت حرارتی ثبات گرمایشی
heat proof quality حالت نسوزی
gross national quality کیفیت ناخالص ملی
fair average quality کیفیت متوسط مناسب
contractor quality control سیستم کنترل کیفیت پیمانها
acceptable quality level کیفیت مناسب
acceptable quality level سطح کیفیت قابل قبول
letter quality printing چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
quality control approval تایید کنترل کیفیت
letter quality printing خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
high quality cast iron چدن با کیفیت عالی
high quality sheet steel ورق فولادی با کیفیت خوب
standard A استانداردA
standard خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standard نشان پرچم
standard نورم مقیاس
standard قسمت ساکن دستگاه
standard سنجه
standard معمولی
standard متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
standard واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
standard نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standard اولین مگا بایت حافظه در PC.
standard حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
standard تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standard یکسان معیار
standard همگون یکنواخت یکجور
standard متداول
standard مرسوم
standard استاندارد
standard مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standard کالای جانشین رزمی
standard اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standard اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standard استانده
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard نمونه قانونی
standard عیار قانونی استاندارد مقرر
standard قانونی
standard همسان
standard همشکل
standard طبیعی یا معمولی
standard الگو
standard متعارفی
standard استاندارد همگون
standard محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard معیار
standard نمونه قبول شده معین
standard مقرر قانونی
standard متعارف
standard قالب
standard class درجه استاندارد
standard bearers پیشوا
standard error خطای پایه
standard error خطای استانده
standard feature خصیصه متعارف
standard form صورت متعارف
standard function تابع استاندارد
standard gauge اندازه معمولی
standard lens نفراستاندارد
standard bearers پرچم دار
standard bearer پیشوا
standard cell پیل استاندارد
standard compass قطبنمای اصلی مغناطیسی
standard condition شرایط استاندارد
standard condition شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard conditions شرایط متعارفی
standard costs هزینههای استاندارد
standard costs هزینههای نرمال
standard deviation انحراف معیار
standard bearer پرچم دار
standard error خطای معیار
standard error خطای استاندارد
standard error خطای معدل
standard bearer علمدار
standard candle شمع استاندارد
wage standard دستمزد استانده
standard solution محلول استاندارد
standard method روش استانده
standard section پروفیل استاندارد
standard metre متر قانونی یا قبول شده
standard motor موتور معمولی
standard motor موتوراستاندارد
standard ohm اهم استاندارد
standard trench سنگر معمولی
standard pascal پاسکال استاندارد
standard penetration ازمایش نفوذی استاندارد
standard rudder 51 درجه سکان
standard rate نرخ استاندارد
standard price قیمت پایه
standard price قیمت استاندارد
standard specification دستورات استاندارد
standard specification مقررات استاندارد
standard language زبان متعارف
standard interface واسطه استاندارد
system standard استانداردسیستم
system standard معیار سیستم
standard interface رابط استاندارد
standard item اقلام نمونه یا استاندارد یامطابق معیار تعیین شده
standard time زمان رسمی
standard time زمان استانده
standard load بار تنظیم شده
standard time ساعت بین المللی ساعت استاندارد
standard time وقت بین المللی
standard load بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
standard measure اندازه استاندارد
standard subroutine زیرروال متعارف
standard stimulus محرک معیار
standard pitch گام استاندارد
standard brick اجر معمولی
frequency standard استاندارد فرکانس
de facto standard سسهای اعتبار به آن ندارد
living standard سطح زندگی
magnetic standard اهنربای استاندارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com