Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (9 milliseconds)
English
Persian
amphibian vehicle
وسیله نقلیه برای خشکی و اب
Other Matches
amphibian
ذوحیات
amphibian
ابی خاکی
amphibian
هواپیمای اب و خاکی
amphibian
وسیله اب و خاکی
amphibian
دوزیستان
amphibian floats
شناورهای ابی خاکی
vehicle
وسیله حمل
vehicle
ناقل
vehicle
حامل رسانه
vehicle
برندگر
vehicle
رسانگر
vehicle
وسیله نقلیه
vehicle
خودرو
vehicle
محمل
vehicle
برنده
vehicle
حامل
vehicle
حمل کننده
vehicle
رسانه
tank vehicle
خودرو تانکر
to alight from a vehicle
پیاده شدن از وسیله نقلیه ای
to p a vehicle or horse
جلو گردونه یا اسبی را نگاه داشتن
space vehicle
وسیله نقلیه فضایی
space vehicle
فضا پیما
refrigerator vehicle
وسیله نقلیه یخچال دار
reentry vehicle
مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
re entry vehicle
نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
tracked vehicle
وسیله نقلیه بکسل کننده وسیله نقلیه یدک کش
truck vehicle
خودرو نظامی
all-terrain vehicle
وسیلهنقلیهبلند
vehicle summary
فهرست پیاده شدن خودروها فهرست ترتیب و مشخصات خودروهای ستون
commercial vehicle
وسیلهحملکالاومسافردر جاده
vehicle chain
زنجیر وسیله نقلیه
vehicle cargo
بار تریلی دار
vehicle cargo
بار چرخدار
utility vehicle
وسیله نقلیه عام المنفعه
utility vehicle
وسیله نقلیه عمومی
truck vehicle
کامیون
catering vehicle
وسیلهآذوقهرسان
motor vehicle
خودرو موتوری
combination vehicle
خودروی بکسل کننده و بکسل شونده
combat vehicle
خودروی رزمی
combination vehicle
خودروهای مرکب
armored vehicle
زرهپوش
tank vehicle
خودرو تانکرسوخت
armored vehicle
خودروی زرهدار
control vehicle
تانک نافم حرکت
control vehicle
خودرونافم ستون یا نافم حرکت
armored vehicle
خودروی زرهی
articulated vehicle
وسیله نقلیه مفصلی
motor vehicle
خودرو
landing vehicle
خود روشنی دار اب خاکی
amphibious vehicle
خودروی اب خاکی
airborne vehicle
وسیله انجام عملیات هوابرد
airborne vehicle
وسیله هوابرد
aerospace vehicle
هر رسانگر کنترلی که قادر به پرواز در هوا و فضا باشد
motor vehicle
وسیله نقلیه موتوری
passenger transfer vehicle
وسلهجابجاییمسافرین
vehicle registration office
اداره راهنمایی و رانندگی
motor vehicle passenger
مسافر خودرو
[اتومبیل رانی]
to tow a vehicle
[to a place]
یدکی کشیدن خودرویی
[به جایی]
motor vehicle passenger
سرنشین خودرو
[اتومبیل رانی]
vehicle stopping distance
مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
road transport vehicle
ماشین باری
rail borne vehicle
وسیله نقلیهای که روی ریل حرکت میکند
multi purpose vehicle
وسیله نقلیه برای اهداف گوناگون
motor vehicle tax
فرمان اتومبیل
motor vehicle industry
صنعت وسایل نقلیه موتوری صنعت اتومبیل
link lift vehicle
حمل و نقل بار و پرسنل به صورت یکپارچه حمل یکپارچه
crawl type vehicle
وسیله نقلیه نوع خزنده
consolidated vehicle table
فهرست خودروهای محموله در کشتی
armored reconnaissance vehicle
خودروی شناسایی زرهی
road transport vehicle
کامیون
vehicle mass ratio
نسبت جرم نهایی رسانگر بعداز تمام شدن یا قطع سوخت به جرم اولیه ان
commercial type vehicle
خودروی تجارتی خودروهای شخصی
tank recovery vehicle
خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
vehicle used for migrant-smuggling operations
خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
administrative wheeled vehicle fleet
کاروان خودروهای اداری خودروی اداری
motor vehicle liability insurance
بیمه ماشین
[اصطلاح روزمره]
amphibious vehicle availability table
جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
The motor vehicle is covered by theft insurance.
این خودرو برابر سرقت بیمه شده است.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com