Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
anti aircraft defense
پدافند ضد هوایی
Other Matches
anti aircraft
ضد هوایی
anti aircraft
پدافند هوایی
anti-aircraft
ضد هواپیما
anti-aircraft missile
گلولهموشکضدهوایی
anti aircraft artillery
توپخانه ضد هوایی
anti aircraft artillery
توپخانه پدافند هوایی
anti menchanized defense
دفاع ضدمکانیزه
anti menchanized defense
پدافند ضد مکانیزه
aircraft
طیاره
aircraft
هواپیما
defense
دفاع توپزن از میله ها
self defense
پایداری داخلی پایداری ملی
self defense
پدافند از خود
self defense
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
defense
دفاع
defense
دفاع مدعی علیه در مقابل ادعای مدعی
self defense
خود پد افند
defense
پدافند
all around defense
دفاع دورتا دور
defense
دفاع کردن استحکامات
defense
دفاع وزارت دفاع
all around defense
پدافند دور تا دور
aircraft defective
هواپیمای معیوب
aircraft defective
هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
aircraft engine
موتور هواپیما
aircraft arrestment
مهارکردن هواپیما
landing aircraft
هواپیمای در حال فرود
aircraft plotter
وسیله ناوبر هواپیما
maritime aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
large aircraft
هواپیمای بزرگ
lead aircraft
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
aircraft arrestment
عملیات مهار هواپیما
aircraft battery
منبع الکتریکی برای هواپیما
marine aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
aircraft guide
مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
aircraft handover
تعویض کنترل هواپیما
aircraft handover
تبادل کنترل هواپیما
escort aircraft
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
aircraft vectoring
کنترل مسیر سمتی هواپیما
aircraft vectoring
کنترل سمتی هواپیما
aircraft turn around
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
aircraft system
سیستم ساختمان هواپیما
aircraft structure
ساختمان هواپیما
aircraft specification
خصوصیات هواپیما
aircraft section
رسدهواپیمایی
aircraft scrambling
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
integrated aircraft
هواپیمای یک پارچه
aircraft rigging
تنظیم نهایی هواپیما
aircraft repair
تعمیر هواپیما
aircraft records
اسناد هواپیما
aircraft plumping
لوله کشی هواپیما
aircraft plotter
وسیله ترسیم مسیر هواپیما
aircraft section
قسمت هواپیمایی
aircraft inspection
بازرسی هواپیما
clean aircraft
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
passenger aircraft
هواپیمای مسافربری
aircraft carriers
carrier : syn
ultralight aircraft
هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
tailless aircraft
هواپیمای بی دم
tactical aircraft
هواپیمای جنگی
shipboard aircraft
هواپیمای ناو پایه
active aircraft
هواپیمای فعال
active aircraft
هواپیمای درگیر در رزم
aircraft carriers
ناو هواپیمابر
aircraft carrier
carrier : syn
The aircraft got off the ground .
هواپیما اززمین بلند شد
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
assault aircraft
هواپیمای هجومی
aircraft company
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
light aircraft
هواپیمای سبک
axial of an aircraft
محور هواپیما
unmanned aircraft
هواپیمای بدون سرنشین
aircraft carrier
ناو هواپیمابر
program aircraft
جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
naval aircraft
هواپیمای ناوپایه
civil aircraft
هواپیمای غیر نظامی
aircraft accident
سانحه هوایی
aircraft arresting
دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
notional aircraft
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
one aircraft was shot down
سرنگون گردید
aircraft arresting
دستگاه مهار هواپیما
one aircraft was shot down
یک هواپیما
aircraft alternation
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
defense in place
دفاع در محل
defense in depth
پدافند در عمق
defense information
اطلاعات نظامی
defense articles
مواد پدافندی
defense information
اطلاعات دفاعی
defense in depth
دفاع در عمق
area defense
پدافند ازمنطقه
area defense
پدافند منطقهای
defense mechanism
مکانیسم دفاعی
defense position
موضع دفاعی
defense emergency
مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
defense base
پایگاه پدافندی
base defense
پدافند از پایگاه
base defense
پدافند پایگاه
battery defense
پدافند دور تا دور اتشبار پدافند از اتشبار
biological defense
پدافند میکربی
biological defense
پدافند بر علیه تک میکربی
chemical defense
پدافند شیمیایی
chemical defense
پدافند بر علیه مواد شیمیایی سمی
civil defense
دفاع غیر نظامی
civil defense
پدافند غیر نظامی
civil defense
پدافند ازمناطق شهری
defense in place
پدافند در محل
composite defense
دفاع مرکب
defense articles
اماد و تجهیزات دفاعی
composite defense
دفاع ترکیب شده از وسایل و زمین و عدههای مختلف
defense base
پایگاه دفاعی
defense position
موضع پدافندی
defense
[American E]
دفاع
[قانون]
[ورزش]
[ارتش]
national defense
دفاع در سطح ملی
passive defense
دفاع غیر عامل
perceptual defense
دفاع ادراکی
perimeter defense
دفاع دور تا دور
perimeter defense
پدافندمحیطی
position defense
دفاع موضعی
position defense
دفاع یا پدافندثابت
satellite defense
پدافند ماهوارهای
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
satellite defense
پدافند ضدماهوارهای
secretary of defense
وزیر دفاع
air defense
پدافند هوایی
active defense
دفاع عامل
active defense
پدافند عامل
space defense
پدافند فضایی
space defense
پدافند از فضا
national defense
دفاع ملی
passive defense
پدافند غیرعامل
first defense gun
تیربار منطقه جلو
extended defense
پدافند در جبهه عریض به طور منطقهای
extended defense
دفاع گسترده
department of defense
وزارت جنگ
department of defense
وزارت دفاع
deliberate defense
دفاع بافرصت
deliberate defense
پدافند با فرصت
defense zone
منطقه پدافند
defense sector
منطقه پدافندی
first defense gun
جلوترین تیربار دفاعی
integrated defense
پدافند ازمناطق توام دفاعی
integrated defense
پدافند هوایی توام
mobile defense
پدافند متحرک
hasty defense
دفاع تعجیلی
internal defense
دفاع داخلی
The lights of the aircraft were blinking.
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
aircraft maintenance truck
کامیونتعمیرهوایی
attack aircraft carrier
ناو هواپیمابر تهاجمی
awaiting aircraft availability
زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
lighter than air aircraft
هواپیمای سبکتر از هوا
variable geometry aircraft
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
rotary wing aircraft
هواپیما با بال گردنده
control line aircraft
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
high tailed aircraft
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
heavier than air aircraft
هواپیمای سنگین تر از هوا
fixed wing aircraft
هواپیما با بال ثابت
awaiting aircraft availability
زمان انتظار درخط تعمیر
aircraft modification and control
کنترل و هدایت هواپیما
aircraft mission equipment
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft role equipment
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft control unit
کابین کنترل هواپیما
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
aircraft climb corridor
دالان صعود هواپیما
aircraft control unit
قسمت کنترل هواپیما
aircraft log book
بایگانیها هواپیما
aircraft gun laying
رادار هواپیما
aircraft accident report
گزارش سانحه هوایی
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aircraft arresting complex
وسایل مهار هواپیما
aircraft arresting gear
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
aircraft arresting hook
قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting hook
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
air defense sector
منطقه واگذاری شده پدافندهوایی
air defense command
فرماندهی پدافند هوایی
air defense sector
منطقه ماموریت پدافند هوایی
air defense element
عنصر پدافند هوایی
air defense emergency
وضعیت اضطراری پدافندهوایی
air defense readiness
وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
air defense ship
ناو مخصوص پدافند هوایی
active air defense
پدافند عامل هوایی
defense system aquisition
سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
air defense artillery
توپخانه پدافند هوایی
air defense commander
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
defense readiness condition
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
forward defense area
منطقه پدافندی جلو
forward defense area
منطقه پدافند جلو
defense coastal area
منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
anti-
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
anti
در مقابل
anti
انتی
anti
:پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anti
ضد
anti-
روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
anti-
سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
anti
مخالف علیه
anti-
برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
anti
پاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com