English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (6 milliseconds)
English Persian
application of low to instances تطبیق قانون با موارد
Other Matches
instances مثال شاهد
instances مورد
instances وهله
instances مثل
instances نمونه
instances لحظه مورد
instances بعنوان مثال ذکر کردن
instances شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
instances have occurred that مواردی پیش امده است
application [for something] درخواست نامه [برای چیزی]
application درخواست
on application در زمان [حالت] درخواست
application پیشنهاد
application موارد استعمال
application برنامه کاربردی استفاده
application کاربرد
application درخواست نامه پشت کار
application کاربرد استفاده
application استعمال
application اعمال
application تقاضای کار
application به کار گماردن استخدام کردن به کار بردن
application کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند
application معمولا به صورت نوشته
application تقاضا برای چیز
application عرضحال
application فرم تقاضا
application اجرا
Application may be filed by ... مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
outward application استعمال برونی یا خارجی
standby application کاربرد جانشین
to grant an application درخواست نامه ای را پذیرفتن
to file an application to somebody از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
transactional application برنامه کاربردی ثبت و ضبط
to withdraw an application صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
written application تقاضانامه
vertical application برنامه کاربردی عمودی
application [applicability] سودمندی
application [applicability] مقبولیت
application [applicability] عملی بودن
application [applicability] قابلیت استفاده
application [applicability] قابلیت اجرا
application expenses هزینه های درخواستنامه [درخواست کار]
application papers مدارک درخواستنامه
application documents مدارک درخواستنامه
application credentials مدارک درخواستنامه
application [applicability] مفیدبودن
application form برگ درخواست
application study بررسی پذیرش اماد
application software نرم افزار کاربردی
application software programs application
application programs برنامههای کاربردی
application programming برنامه نویسی کاربردی
application programmer برنامه نویس کاربردی
application program برنامه کاربردی
application package بسته کاربردی
application for loan تقاضای وام
application oriented کاربرد گرا
application of load فرود بار کاربرد نیرو
application of load کاربرد بار
application of fire اجرای اتش روی هدفهای مورد نظر اجرای اتش
application of a force کاربرد نیرو
application heap حافظه پایه
application heap پشته کاربردی
application study بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
credit application تقاضای گشایش اعتبار
application years عمر مفید یک دستگاه
application years مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
nontransactional application برنامه کاربردی غیر ثبت وضبطی
field of application میدان کاربرد
brush application رنگزنی با قلم مو
application of a force فرود نیرو
microcompouter application کابردهای ریزکامپیوتر
compressive load application بار فشاری
server based application برنامه کاربرد شبکه
systems application architecture معماری کاربردی سیستم ها
point of application of a force نقطه فرود نیرو
FI'll in the job application form. این برگ درخواست کاررا پرکنید
application oriented language زبان کاربردی
client based application برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
to reject [refuse] an application درخواست نامه ای را رد کردن
application program interface میانجی یا رابط برنامه کاربردی
to make an application [to apply] درخواست کردن
mail application programming interface مجموعه استانداردها
subsequent filing [application, documents] ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
mail application programming interface که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com