Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (7 milliseconds)
English
Persian
armored reconnaissance vehicle
خودروی شناسایی زرهی
Other Matches
armored vehicle
خودروی زرهی
armored vehicle
خودروی زرهدار
armored vehicle
زرهپوش
armored
زرهدار
armored
زرهی
armored infantry
پیاده زرهی
armored cavalry
سوار زرهی
armored infantry
پیاده مکانیزه
armored cable
کابل مسلح
armored artillery
توپخانه زرهی
armored artillery
توپخانه زرهدار
armored hose
لوله لاستیکی زره دار
armored car
زره پوش
reconnaissance
شناسایی
reconnaissance
شناسایی کردن
reconnaissance
بازدید مقدماتی اکتشاف
reconnaissance flight
هواپیمای اکتشافی
map reconnaissance
شناسایی از روی نقشه
aerial reconnaissance
شناسایی هوایی
route reconnaissance
شناسایی مسیر
tactical reconnaissance
براوردموقعیت رزمی در حالتی که درگیری نزدیک است
fausse reconnaissance
بازشناسی کاذب
tactical reconnaissance
خبرگیری از جنگ
strategic reconnaissance
بررسی مقدماتی وضع دشمن
road reconnaissance
عملیات شناسایی جاده ها
bomb reconnaissance
شناسایی محل بمبهای عمل نکرده شناسایی محل بمب
route reconnaissance
شناسایی جاده
armed reconnaissance
شناسایی مسلحانه
map reconnaissance
شناسایی نقشهای
reconnaissance flight
پروازاکتشافی یا شناسایی
amphibious reconnaissance
شناسایی اب خاکی
reconnaissance in force
شناسایی با رزم
reconnaissance party
گروه شناسایی
reconnaissance party
قسمت شناسایی
reconnaissance patrol
گشتی شناسایی
strategic air reconnaissance
پیش بینی وضع هوا
strategic air reconnaissance
خبرگیری وضع هوا از راه دور
vehicle
ناقل
vehicle
حامل رسانه
vehicle
برندگر
vehicle
رسانگر
vehicle
خودرو
vehicle
وسیله نقلیه
vehicle
حمل کننده
vehicle
وسیله حمل
vehicle
رسانه
vehicle
محمل
vehicle
حامل
vehicle
برنده
refrigerator vehicle
وسیله نقلیه یخچال دار
space vehicle
وسیله نقلیه فضایی
space vehicle
فضا پیما
tank vehicle
خودرو تانکر
to alight from a vehicle
پیاده شدن از وسیله نقلیه ای
commercial vehicle
وسیلهحملکالاومسافردر جاده
catering vehicle
وسیلهآذوقهرسان
all-terrain vehicle
وسیلهنقلیهبلند
vehicle summary
فهرست پیاده شدن خودروها فهرست ترتیب و مشخصات خودروهای ستون
vehicle chain
زنجیر وسیله نقلیه
vehicle cargo
بار تریلی دار
vehicle cargo
بار چرخدار
utility vehicle
وسیله نقلیه عام المنفعه
utility vehicle
وسیله نقلیه عمومی
truck vehicle
کامیون
truck vehicle
خودرو نظامی
tracked vehicle
وسیله نقلیه بکسل کننده وسیله نقلیه یدک کش
to p a vehicle or horse
جلو گردونه یا اسبی را نگاه داشتن
tank vehicle
خودرو تانکرسوخت
aerospace vehicle
هر رسانگر کنترلی که قادر به پرواز در هوا و فضا باشد
control vehicle
خودرونافم ستون یا نافم حرکت
control vehicle
تانک نافم حرکت
combination vehicle
خودروهای مرکب
combat vehicle
خودروی رزمی
articulated vehicle
وسیله نقلیه مفصلی
amphibious vehicle
خودروی اب خاکی
amphibian vehicle
وسیله نقلیه برای خشکی و اب
airborne vehicle
وسیله انجام عملیات هوابرد
airborne vehicle
وسیله هوابرد
landing vehicle
خود روشنی دار اب خاکی
motor vehicle
خودرو موتوری
motor vehicle
وسیله نقلیه موتوری
reentry vehicle
مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
combination vehicle
خودروی بکسل کننده و بکسل شونده
re entry vehicle
نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
motor vehicle
خودرو
to tow a vehicle
[to a place]
یدکی کشیدن خودرویی
[به جایی]
motor vehicle passenger
سرنشین خودرو
[اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger
مسافر خودرو
[اتومبیل رانی]
vehicle registration office
اداره راهنمایی و رانندگی
passenger transfer vehicle
وسلهجابجاییمسافرین
road transport vehicle
ماشین باری
multi purpose vehicle
وسیله نقلیه برای اهداف گوناگون
motor vehicle tax
فرمان اتومبیل
consolidated vehicle table
فهرست خودروهای محموله در کشتی
vehicle mass ratio
نسبت جرم نهایی رسانگر بعداز تمام شدن یا قطع سوخت به جرم اولیه ان
motor vehicle industry
صنعت وسایل نقلیه موتوری صنعت اتومبیل
vehicle stopping distance
مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
crawl type vehicle
وسیله نقلیه نوع خزنده
link lift vehicle
حمل و نقل بار و پرسنل به صورت یکپارچه حمل یکپارچه
tank recovery vehicle
خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
rail borne vehicle
وسیله نقلیهای که روی ریل حرکت میکند
road transport vehicle
کامیون
commercial type vehicle
خودروی تجارتی خودروهای شخصی
administrative wheeled vehicle fleet
کاروان خودروهای اداری خودروی اداری
motor vehicle liability insurance
بیمه ماشین
[اصطلاح روزمره]
amphibious vehicle availability table
جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
vehicle used for migrant-smuggling operations
خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
The motor vehicle is covered by theft insurance.
این خودرو برابر سرقت بیمه شده است.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com