English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (6 milliseconds)
English Persian
atom bombs بمب اتمی
Other Matches
atom قلم تجزیه ناپذیر
atom کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atom مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
atom کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
atom ذره
atom کوچکترین ذره ذره تجزیه ناپذیر
atom جوهر فرد جزء لایتجزی
atom اتم
atom هسته
bridging atom اتم پل ساز
ligating atom اتم لیگاند شونده
meutral atom اتم خنثی
multidentate atom اتم چند الکترونی
one electron atom اتم تک الکترونی
quasi atom شبه اتم
thomson atom اتم تامسون
unshifted atom اتم جابجانشده
atom rocket موشک اتمی
interstitial atom اتم درون شبکهای
bohr atom اتم بوهر
atom samshing انفجار اتمی
coordinating atom اتم کوئوردیناسیون دهنده
atom number عدد اتمی
gram atom وزن یک عنصر شیمیایی بگرم که معادل وزن اتمی انست
atom bomb بمب اتمی
gramme atom اتم- گرم
hot atom اتم داغ
hydrogen like atom اتم هیدروژن مانند
atom samsher دستگاه انفجار اتمی
bombs شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bombs بخشی از کد که توابع نامط لوب مثل آسیب در سیستم ایجاد میکند در صورتی که چنیدین وضعیت درست باشند
bombs غیر رسمی از بین رفتن
bombs بمب
bombs یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombs خرابی غیر عادی کامپیوتر crash
bombs بن بست
bombs شکست فاحش
bombs نارنجک
bombs بمباران کردن
H-bombs بمب هیدروژنی
bombs تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
A-bombs با بمب اتمی حمله کردن
A-bombs بمب اتمی
bombs مخزن
bombs زیر اب ناپدید شدن موج سوار
A-bombs بمباران اتمی کردن
negatively ionized atom اتم بایونش منفی
bohr rutherford atom اتم بور- رادرفورد
negatively ionized atom اتم منفی- یونیده
excited atom density چگالی اتمهای تحریک شده
cluster bombs سنبله دسته کردن
cluster bombs تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster bombs یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bombs کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
letter-bombs بمب نامهای
neutron bombs بمب نوترونی
plastic bombs بمب پلاستیکی
cluster bombs قالب
time bombs بمب ساعتی
volcanic bombs بمهایآتشفشانی
cluster bombs کلاستر
cluster bombs لوستر چندشاخه شمش
cluster bombs دسته
cluster bombs خوشه
cluster bombs جمع کردن خوشه کردن
hydrogen bombs بمب ترکیبی اتمی
hydrogen bombs بمب هیدروژنی
cluster bombs اویز چند شاخه
cluster bombs گروه
cluster bombs خوشه مین خوشهای
cluster bombs مین خوشهای
plastic bombs بمب خمیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com