Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
English
Persian
back pressure
فشار عقب نشینی
back pressure
فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
back pressure
فشار مخالف جریان اصلی درسیستمهای بسته سیالات
back pressure
پی فشار
back pressure
فشار متقابل
Search result with all words
back pressure turbine
توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
back pressure valve
سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
Other Matches
To bring pressure to bear . To exert pressure .
اعمال فشار کردن
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
back to back credit
اعتبار اتکایی
back to back housing
خانه ی پشت به پشت
pressure
بار سنگین مصائب وسختیها
pressure
فشردن مضیقه
pressure
بار
pressure from outside
فشار از بیرون
[خارج]
pressure
فشار
pressure
سنگین
f.pressure
فشارمایع
pressure
فشار هوا
pressure
مشقت
pressure weldable
قابل جوشکاری فشاری
pressure weld
جوش دادن فشاری
pressure tendency
گرایش فشار
pressure surface
سطح پیزومتریک
partial pressure
[فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
pressure taping
انشعاب فشار سنجی
pressure sweeping
روبیدن فشاری
group pressure
فشار گروهی
gage pressure
فشار مانومتری
tire pressure
فشار هوای لاستیک
pressure wave
موج فشار
pressure cookers
دیگ زودپز
seepage pressure
فشار روان ابی
flow pressure
فشار روان ابی
gage pressure
فشار گیج
pressure transducer
مبدل فشار
gauge pressure
فشار در عمق معین برحسب فشارسنج
pressure surface
سطح فشار
pressure cabin
بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
pressure suit
لباس مخصوص پرواز درارتفاعات زیاد
water under pressure
آبتحتفشار
pressure regulator
شیر فشار شکن
pressure regulator
شیر تنظیم
hydraulic pressure
فشار هیدرولیکی
hydraulic pressure
فشار اب
hydrostatic pressure
فشار عمق اب
wind pressure
فشار باد
hydrostatic pressure
فشار عمق
wheel pressure
فشار چرخ
wave pressure
فشار حاصل از موج
water pressure
فشار اب
to be under deadline pressure
عجله داشتن
head pressure
ارتفاع فشاری
sense of pressure
حس فشار
high pressure
دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high pressure
قوی
high pressure
فشار زیاد
hydrostatic pressure
فشار ایستائی
to bear pressure upon
فشار اوردن بر
pressure lamp
چراغ تلمبهای
pressure sense
حس فشار
time pressure
فشار زمانی
pressure of time
فشار زمانی
hydrostatic pressure
فشار ایستابی
pressure welding
جوش فشاری
collapse pressure
حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
deflationary pressure
فشار انقباضی
deflationary pressure
فشار ضدتورمی
diastolic pressure
فشار خون انبساطی
diastolic pressure
فشار دیاستولی
bearing pressure
فشار یاطاقان
bearing pressure
فشار بردگاهی
bearing pressure
فشار تکیه گاهی
reacted pressure
فشار واکنش شده
differential pressure
اختلاف فشار بین دو سیستم یادو حجم
barometric pressure
فشار بارومتری
blast pressure
فشار کوره بلند
boost pressure
فشار گاز بالاتراز اتمسفر که از سوپرشارژ کردن موتورناشی میشود
reduced pressure
فشار کاهیده
compression pressure
فشار گیج در سیلندرموتورهای پیستونی دروضعیت نقطه مرگ بالا
centre of pressure
مرکز فشار
center of pressure
مرکز فشار
constant pressure
فشار ثابت
contact pressure
فشار تماسی
contact pressure
فشار تماس
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
brush pressure
فشار زغال
critical pressure
فشار بحرانی
brake pressure
نیروی ترمز
reservoir pressure
فشار مخزن
barometric pressure
فشار جو
barometric pressure
فشار هوا
excess pressure
فشار اضافی
external pressure
فشار خارجی
sound pressure
فشار صوت
external pressure
فشار برونی
starting pressure
فشار استارت
static pressure
فشار ثابت هوا
static pressure
فشار ایستایی
He always works best under pressure .
اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
swelling pressure
فشار در اثر ازدیاد حجم
systolic pressure
فشارخون انقباضی
The pressure of the atmosphere
فشار جو ؟( اتمسفر )
pulse pressure
فشار نبض
social pressure
فشار اجتماعی
equilibrium pressure
فشار تعادلی
effective pressure
فشار موثر
direct pressure
فشار مستقیم
direct pressure
تعاقب کردن مستقیم دشمن
dynamic pressure
فشار محرکه درونی
discharge pressure
فشار تخلیه
dynamic pressure
فشار دینامیکی
radiation pressure
فشار تشعشع
dynamic pressure
فشار پویا
soil pressure
رانش خاک
earth pressure
رانش خاک
earth pressure
فشار خاک
economic pressure
فشار اقتصادی
edge pressure
فشار لبه
pressure welding
جوشکاری فشاری
ice pressure
رانش یخ
absolute pressure
فشار مطلق
partial pressure
فشار جرئی یا سهمی
partial pressure
فشار جزئی
partial pressure
فشار جزیی
pressure control
کنترلفشار
pressure change
تغییراتفشار
pressure bar
قسمتفشار
pressure points
نقطههای گیرنده فشار
piston pressure
فشار پیستون
pitot pressure
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
pitot pressure
فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
pressure of speech
فشار تکلم
osmotic pressure
فشار اسمزی
oil pressure
دستگاه اندازه گیری فشار روغن
earth pressure
فشار حاصل از خاک
low pressure
فشار خفیف
low pressure
سهل العبور
low pressure
منطقه کم فشار
blood pressure
فشارخون
blood pressure
فشار خون
manifold pressure
فشار گازگاه
mean effective pressure
فشار موثر متوسط
molding pressure
فشار قالب
molding pressure
فشار پرس
pressure dial
درجهفشار
oil pressure
فشارسنج روغن
pore pressure
فشار درونی
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pressure above the atmosphere
فشار بالای جو
pressure device
ماسوره فشاری
pressure device
عامل فشاری مین
pressure drop
افت فشار
pressure face
سمت فشار
pressure fraction
کسر فشاری
pressure front
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
pressure gauge
فشار سنج ابگونه وموادمنفجره
pressure gauge
فشارسنج
pressure gaverner
ناطم فشار
pressure gaverner
تنظیم کننده فشار
pressure gradient
گرادیان فشار
pressure head
ارتفاع فشار
pressure curve
خم فشار
pressure curve
منحنی فشار
pressure cook
تحت فشار پختن
pressure adjustment
تنظیم فشار
pressure altitude
ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
pressure balance
فشارسنج
pressure breathing
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressure groups
گروه فشار
pressure group
گروه فشار
pressure cabin
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
pressure lubrication
دستگاه روغنکاری فشاری
pressure casting
قطعه ریخته گری فشاری
pressure cook
دیگ زودپز
pressure cook
دردیگ زودپزپختن
pressure hull
بدنه ضد فشار
atmospheric pressure
فشار هوا
internal pressure
فشار درونی
pressure tube
لولهفشار
ambient pressure
فشار محیط
initial pressure
فشار ابتدایی
uplift pressure
فشار بالابرنده
vapor pressure
فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
vapor pressure
فشار بخار
intermediate pressure
فشار متوسط
pressure vessel
فرف
total pressure
فشار کل
axial pressure
فشار اسهای
pressure vessel
فشار
axial pressure
فشار مرکزی
atmospheric pressure
فشار اتمسفری
pressure gage
فشارسنج
kinetic pressure
فشار سینتیک
lateral pressure
فشار جانبی
intake pressure
فشار ورودی
pressure screw
پیچفشرده
increase of pressure
افزایش فشار
pressure plate
صفحهنگهدار
loss of pressure
افت فشار
air pressure
فشار هوا
impact pressure
نیروی اصابت فشار ترکش
impact pressure
فشار اصابت
low pressure
فشار کم
acoustic pressure
فشار صوتی
atmospheric pressure
فشار جو
inflationary pressure
فشار تورمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com