Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
balanced polyphase system
مدار چند فاز متوازن
Other Matches
polyphase system
دستگاه چندفاز
fluctuating power of a polyphase system
توان نوشی مدار چند فازی
polygonal voltage of a polyphase system
ولتاژ چند ضلعی مدار چندفاز
diametral voltage of a polyphase system
ولتاژ قطری مدار چند فاز
positive sequence polyphase system of or
مدار چند فازی مستقیم ازمرتبه ام
positive sequence polyphase system
مدار چند فازی مستقیم
balanced system
سیستم متعادل
polyphase
چند فازه
polyphase
سیستم برق چند فاز جریان برق چند فاز
polyphase
چندمرحلهای
polyphase
چندفازه
polyphase
چندفاز
polyphase alternator
تناوب گر چندفازی
polyphase transformer
مبدل چندفاز
polyphase sort
مرتب کردن چند فازی
polyphase sort
جور کردن چند مرحلهای
polyphase motor
موتور چندفاز
polyphase generator
تناوب گر چندفازی
polyphase circuit
مدار چندفاز
polyphase current
جریان چندفاز
polyphase earth
اتصال زمین دوبل
connections of polyphase circuits
اتصالهای مدارهای چند فاز
balanced
متوازن
well-balanced
سالم سلیم موزون باقرینه
well balanced
سالم سلیم موزون باقرینه
balanced
متعادل
balanced state
حالت تعادل
spring balanced
ترازوی فنری
balanced mobilization
بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
balanced load
بار خارجی متعادل
balanced window
پنجره چرخان
balanced handle
دسته تعادل
balanced economy
balanced
balanced design
طرح با تراز یکسان
balanced circuit
اتصال سیمتریک
balanced reaction
واکنش موازنه شده
balanced rudder
سکان متعادل
balanced circuit
مدار متعادل
balanced tackle
وضع متعادل وسایل ماهیگیری
balanced actuator
سیلندر پیستون محرک هیدرولیکی
balanced line
تعادل تعداد مهاجمان در وسط
balanced supply
امادبررسی شده
balanced supply
اماد متعادل شده
balanced stock
ذخیره اماد متعادل
balanced budget
بودجه متوازن
balanced state
حالت متعادل
balanced state
حالت متوازن
balanced winder
پله مارپیچ
balanced armature unit
جوشن متعادل
balanced budget theorem
قضیه بودجه متوازن
balanced budget multiplier
ضریب بهم فزاینده بودجه متوازن
balanced control surfaces
سطوح فرامین اصلی دارای قسمت دیگری در جلوی خط لولا
balanced plain weave
گلیم باف فرش
balanced transmission line
سیم انتقال متقارن
balanced pressure torch
[مشعل با فشار متعادل]
cyclically balanced budget
بودجه متوازن ادواری
balanced plain weave
بافت ساده یک رو یک زیر
balanced growth model
الگوی رشد متوازن
multiplier effect of a balanced budget
اثر بهم فزاینده بودجه متوازن
linear system
[system of linear equations]
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
cw system
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
i.f.f. system
دستگاه تشخیص
p system
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
c.g.s. system
دستگاه سگث
the system of
the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
the system of
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
an system
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
value system
نظام ارزشها
system
سامانه
system
روش اصول
system
ترتیب
system
اسلوب
system
اصول وجود
system
نظم ترتیب
system
طرز روش
system
رشته دستگاه
system
سلسله
system
نظام سیستم
system
تشکیلات
system
سازگان
system
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system
سازمان
system
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
سیستم
system
همست
system
همستاد روش
system
طریقه
system
منظومه
system
سلسله رشته
system
مجموعه سازمان
system
نظام
system
نظم منظومه
system
قاعده رویه
system
طرز اسلوب
system
جهاز
system
دستگاه
organ system
دستگاه
orthorhomobic system
دستگاه راست گوشه
rhombic system
دستگاه راست گوشه
parallel system
شبکه موازی
payroll system
سیستم پرداخت حقوق
phonetic system
سیستم صوتی
physiocratic system
روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
planetary system
سیستم خورشیدی
planetary system
شمسی
planning system
نظام برنامه ریزی
point system
شرط بندی براساس امتیاز
operating system/
سیستم عامل دو
price system
نظام قیمتی
redox system
سیستم اکسایش- کاهش
respiratory system
دستگاه تنفسی
rhombohedral system
دستگاه لوزوجهی
road system
شبکه راهها
road system
شبکه راهسازی
rotation system
توزیع تناوبی
russian system
سیستم روسی در دفاع گرونفلد
secure system
سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
serfdom system
نظام رعیتی
serfdom system
نظام سرفی
sewage system
شبکه فاضلاب
sewerage system
شبکه فاضلاب
smyslov system
سیستم اسمیسلوف در دفاع گرونفلد
social system
نظام اجتماعی
software system
سیستم نرم افزاری
spoils system
سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم
magnet system
سیستم اهنربایی
recoil system
دستگاه دافع توپ
recoil system
سیستم دافع
second signal system
دستگاه علامتی دوم
power system
شبکه نیرو
power system
سیستم قدرت سیستم انرژی
practical system
دستگاه یکانهای عملی
price system
نظام قیمت
price system
نسبت و رابطه قیمتها با هم
ptolemaic system
هئیت بطلیموسی
quantized system
دستگاه کوانتایی
quota system
نظام سهمیه بندی
quota system
سیستم سهمیهای
ragozin system
سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
railroad system
سیستم راه اهن
railway system
شبکه راه اهن
railway system
سیستم راه اهن
rationing system
نظام جیره بندی
rationing system
نظام سهمیه بندی
recoil system
سیستم عقب نشینی توپ
multicomputer system
سیستم چند کامپیوتری
london system
سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
lymphatic system
دستگاه لنفاوی
magnetic system
سیستم مغناطیسی
makagonov system
سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
management system
سیستم مدیریت
management system
سیستم اداره
market system
نظام بازار
maroczy system
سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
mature system
سیستم کامل
total system
سیستم کامل
measuring system
سیستم سنجش
merit system
نظام شایستگی نگر
microcomputer system
سیستم ریزکامپیوتری
miniature system
خرده نظام
mixed system
نظام مختلط
mksa system
دستگاه مکثا
limbic system
دستگاه کناری
ignition system
سیستم احتراق موتور
illuminating system
سیستم روشنایی
incentive system
نظام تشویقی
indeterminate system
سیستمی که وضعیت منط قی
indeterminate system
آن قابل پیش بینی نیست
induction system
سیستم مکش
information system
سیستم اطلاعاتی
information system
سیستم اطلاعات
inquiry system
سیستم پرسش- پاسخ
integrate system
سیستم مجتمع
interactive system
سیستم فعل و انفعالی
intercommunication system
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
intercommunication system
سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
interphone system
سیستم تلفنی
irrigation system
شبکه ابیاری
isolated system
سیستم منزوی
mnemonic system
نظام یادیار
modern system
نظام نوین
modern system
نظام جدید
multiuser system
سیستم چند استفاده کننده سیستم چند کاربر
neurovegetative system
دستگاه اعصاب نباتی
non quantized system
دستگاه ناکوانتایی
non quantized system
دستگاه کلاسیک
number system
سیستم عدد نویسی
number system
سیستم عددی
numeral system
سیستم عددی
numeration system
سیستم شمارشی
oblique system
سیستم مایل
on line system
سیستم درون خطی
one component system
سیستم یک جزیی
open system
نظام باز
open system
سیستم باز
open system
سازگان باز
multiprogramming system
سیستم برنامه سازی چندگانه
multiprogramming system
سیستم عملکرد چند برنامهای
modular system
سیستم پیمانهای
modulation system
سیستم مدولاسیون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com