English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
bald animal or tree درخت یا حیوان برهنه
Other Matches
bald بی ملاحت
bald طاس شدن
bald کچل
bald طاس
bald عریان
bald کل
bald برهنه
bald بی لطف
bald لخت
bald گرگن
bald بیمو
bald ساده
bald style روش و مکتب ساده وبی لطافت
bald bead کله طاس
bald eagle عقاب گر
bald eagle نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
bald eagles نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
bald eagles عقاب گر
tree bench [bench encircling a tree trunk] نیمکت [دور تنه ] درخت
animal حیوان
animal مربوط به روح وجان یا اراده
animal حیوانی جانوری
animal حس و حرکت
animal جانور
animal strach گلیکوژن
animal soap صابون حیوانی
animal psychology روانشناسی حیوانی
animal oil روغن حیوانی
animal magnetism مغناطیس حیوانی
animal louse شپشه
animal strach نشاسته حیوانی
draft animal حیوان بارکش
animal glue سریشم از انساج حیوان
structure of an animal جانور
structure of an animal ساختمان
reclaim animal حیوانات وحشی تربیت شده
the animal is not s. to touch دست زدن به ان جانورشرط سلامت نیست
lost animal حیوان ضاله
he ran the animal through ان جانور را با شمشیریا نیزه سوراخ کرد
spinal animal حیوان نخاعی
lost animal حیوان گمشده
clean animal جانورپاک یاحلال
animal design طرح حیواندار [شکل حیوان در فرش های حیواندار و گل باغی]
animal glue چسب سریش
animal kingdom جهان جانوران
animal husbandry دام پروری
pack animal چهارپا
pack animal حیوان باربر
an ovoviviparous animal جانوری که دردرون شکم تخم می گذاردوبچه خودرادرهمانجا ازتخم بیرون می اورد
animal black ذغال حیوانی
animal content محتوای حیوانی
animal electricity الکتریسیته بدن
animal fat چربی حیوانی
animal glue چسب
animal husband دام پروری
animal husband پرورش جانوران اهلی
animal distress calls فریادهای درماندگی حیوان
tree مین میکند
tree مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
tree درخت
the f. of a tree برگهای درخت
tree بشکل درخت شدن
tree درتنگنا قرا ردادن
tree شاخسار
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
tree سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
tree قالب کفش چوبه دار
tree فرمان TREE
before the tree جلو درخت
tree بدرخت پناه بردن
tree شجر
tree سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
tree شجره النسب درخت کاشتن
tree structure ساختاردرختی
tree structure ساختار درخت
tree sort مرتب کردن درختی
tree farm محوطه درخت کاری جنگل
tree structure ساخت درختی
tree house خانه بالای درخت
tree network شبکه درختی
tree of heaven درخت عرعر
tree planting درختکاری
tree diagram نمودار درخت
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
spanning tree زیرگرافی از یک گراف
spindle tree اونموس
strawberry tree توت فرنگی درختی
summer tree شاه تیر
summer tree حمال
summer tree تیرسردر
stunted tree درخت رشد نکرده وکوتاه
tree farm خزانه درخت
the pith of a tree مغز درخت
the root of a tree ریشه درخت
threaded tree درخت پیچ دار
to girdle a tree پوست درخت راحلقهای بریدن
to girt a tree دوردرختی راپیمودن
to shin up a tree از درختی بالارفتن
to spray a tree داروی ویژه بردرختی افشاندن تا انکه میکربهای ان کشته شود
spanning tree روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود
tree surgeon ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
Coniferous tree درخت جوزدار [ از فامیل کاج ]
Deciduous tree درخت برگریز
oak tree درخت بلوط
the foot of the tree پای درخت
pulm tree درخت نارگیل
to prune a tree درختی را آراستن
to lop a tree درختی را آراستن
walnut tree درخت گردو
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
cross-tree [رابط عرضی دکلها]
lemon tree درخت لیمو
tree surgery تشریح علمی درخت
tree traversal تقاطع درختی
unordered tree درخت نامرتب
gum tree درخت صمغ
ornamental tree درختتزئینی
tree frog قورباغهدرختی
tree pruner درختآرا
tree trunk ساقهاصلیدرخت
tree-lined درختکارینشده
The tree wI'll die . درخت خشک خواهد شد
He uprooted the tree . درخت را از ریشه ( جا ) ؟کند
A tree is known by its fruit . <proverb> درخت با میوه هایش شناخته مى شود .
A tree is known by its fruit. <proverb> درخت از میوه اش شناخته مى شود.
date tree درخت خرما
tree of life درخت زندگی [این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
i saw one climbing the tree یکی را دیدم که از درخت بالامی رفت
gallows tree چوبه دار
flame tree درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
fir tree درخت صنوبر
fig tree درخت انجیر
dragon tree درخت خون سیاووشان
decision tree درخت تصمیم
decision tree اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
decision tree مسیر تصمیم گیری
gender tree شجره نامه
gender tree سلسه دودمان نسب نامه
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
agriot tree چوب چپق
he is up a gum tree کاردبه استخوانش رسیده است
hat tree کلاه اویز
grass tree نوعی زنبق استرالیایی
genealogical tree نسب نامه
genealogical tree شجره نامه
almond tree درخت بادام
ebony tree خرماندو
crown tree شمع
apple tree درخت سیب
barren tree درخت بی میوه
cherry tree درخت گیلاس
chaste tree فلفل بری
chaste tree دل اشوب
box tree درخت شمشاد
boot tree قالب چکمه یا پوتین
binary tree درخت دودوئی
binary tree درخت دودویی
balsam tree درخت بلسان
china tree زیتون تلخ
cornel tree درخت زغال اخته
coffee tree درخت قهوه
axle tree میله میان دو چرخ
china tree شالسنجان
clothes tree چنگک لباس
clothes tree چوب لباسی
christmass tree ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
chocolate tree درخت کاکائو
bean tree درخت خرنوب
spanning tree درخت پوشا
planer tree درخت ازاد
pear tree درخت گلابی
plane tree درخت چنار
family tree شجره
peach tree درخت هلو
family tree نسب نامه
parse tree درخت تجزیه
ordered tree درخت مرتب شده
family tree شجره نامه
plum tree درخت الو
plum tree درخت گوجه
sorrel tree درخت ترشک
sorrel tree ترشک درختی
smoke tree بوته سماق
shoe tree قالب کفش
saddle tree یکجورگل لاله درامریکای شمالی
saddle tree قلتاق
roof tree کش دیرک افقی چادر
roof tree کش بالای شیروانی
ridge tree کش بالای شیروانی
Christmas tree جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
abel tree درخت سپیدار که نام لاتین ان alba populus است
in the green tree سرسبز
in the green tree خوشبخت
in the green tree بخت سبز
joshua tree درخت خنجری یا ابره ادم جنوب شرقی امریکا
judas tree درخت ارغوان
locus tree درخت اقاقیا
locus tree درخت خرنوب
locust tree درخت اقاقیا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com