Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
banking system
نظام بانکداری
Search result with all words
commercial banking system
نظام بانکداری تجارتی
Other Matches
banking
کار بانکی
banking
بانکداری
chain banking
بانکداری زنجیری
banking school
مکتب بانکداری
banking track
انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
money and banking
پول و بانکداری
banking principles
اصول بانکداری
fractional reserve banking
بانک باید 02دلار ذخیره قانونی داشته باشد
fractional reserve banking
روش مبتنی بر ذخیره جبران کسری در امریکا در ازای هرصد دلاری که مشتریان دربانک می گذارد
banking deposit account
حساب سپرده بانکی
linear system
[system of linear equations]
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
system
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
i.f.f. system
دستگاه تشخیص
system
سازگان
value system
نظام ارزشها
an system
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
system
سامانه
c.g.s. system
دستگاه سگث
the system of
the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
the system of
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
cw system
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
p system
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
system
نظم منظومه
system
همست
system
همستاد روش
system
نظام سیستم
system
طریقه
system
سلسله رشته
system
تشکیلات
system
سازمان
system
دستگاه
system
قاعده رویه
system
جهاز
system
طرز اسلوب
system
نظام
system
روش اصول
system
ترتیب
system
رشته دستگاه
system
طرز روش
system
نظم ترتیب
system
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
اسلوب
system
سلسله
system
اصول وجود
system
منظومه
system
مجموعه سازمان
system
سیستم
system program
برنامه سیستم
household system
نظام خانوادگی
household system
نظام تولیدخانوادگی
system priorities
تقدم های سیستم
hydraulic system
سیستم هیدرولیک
system planning
طرح ریزی سیستم
system reset
راه اندازی مجدد سیستم
system resource
منبع سیستم
system resolution
تفکیک سیستم کار دستگاه
system interrupt
وقفه سیستم
system resource
وسیله سیستم
system prompt
اعلان سیستم
system programs
برنامههای سیستم
system programming
برنامه نویسی سیستم
interactive system
سیستم فعل و انفعالی
System Monitor
امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
information system
سیستم اطلاعاتی
information system
سیستم اطلاعات
system mangement
مدیریت سیستم
system maintenance
تامین و نگهداری سیستم
inquiry system
سیستم پرسش- پاسخ
integrate system
سیستم مجتمع
system log
گزارش روزانه عملیات سیستم
system log
شرح ماوقع سیستم
system loader
بارکننده سیستم
intercommunication system
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
intercommunication system
سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
system of forces
دستگاه نیروها
system of units
دستگاه یکانها
system of units
سلسه احاد
system overhead
مازاد سیستم
system overhead
بالاسری سیتم
ignition system
سیستم احتراق موتور
illuminating system
سیستم روشنایی
vantilating system
سیستم تهویه
incentive system
نظام تشویقی
indeterminate system
سیستمی که وضعیت منط قی
indeterminate system
آن قابل پیش بینی نیست
system of ventilation
سیستم تهویه
induction system
سیستم مکش
system of units
دستگاه واحدها
system library
کتابخانه سیستم
executive system
سیستم اجرایی
the vascular system
سلسله اوندهاومجراها
feedback system
سیستم باز خوردی
file system
سیستم پرونده ها
filing system
نظام بایگانی
filing system
نرم افزار مرتب سازی فایل
filing system
روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
the nervous system
سلسله پیهای نباتی
text system
سیستم متن
first signal system
دستگاه علامتی اول
fixer system
سیستم اکتشاف و تعیین محل هواپیماهای در حال پرواز
tetragonal system
دستگاه چهار گوشهای
teleran system
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
planetary system
سیستم خورشیدی
planetary system
شمسی
exhaust system
سیستم تخلیه دود
exhaust system
سیستم اگزوز
three wire system
دستگاه سه سیمی
spoils system
سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم
point system
شرط بندی براساس امتیاز
expert system
سیستم خبره
expert system
سیستم هوشمند
three phase system
شبکه سه فاز تاسیسات سه فاز
three phase system
سیستم سه فاز
extrapyramidal system
دستگاه برون هرمی
factory system
نظام کارخانهای
planning system
نظام برنامه ریزی
fixed system
توزیع ثابت اب
telephone system
سیستم تلفن
tectopulvinar system
دستگاه بامی- پروانهای
giorgi system
دستگاه جورجی
system unit
محفظه سیستم
system time
ساعت سیستم
system time
زمان سیستم
system testing
ازمایش سیستم
system test
ازمون سیستم
system study
مطالعه سیستم
heliocentric system
دستگاه خورشید مرکزی
system standard
استانداردسیستم
system standard
معیار سیستم
hexagonal system
دستگاه شش گوشهای
system software
نرم افزار سیستم
geocentric system
دستگاه زمین مرکزی
geniculostriate system
دستگاه مخطط زانویی
tax system
نظام مالیاتی
foreign value system
نظام ارزشی بیگانه
formmal system
سیستم صوری
system programmer
برنامه نویس سیستم
target system
سیستم هدفهای میدان تیر سری هدفهای مستقر در یک منطقه
target system
سیستم هدفها
physiocratic system
روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
tandem system
سیستم دو پشته
system's design
مدل سیستم طرزساخت سیستم
freshwater system
سیستم لوله کشی اب شیرین
system's design
طرح سیستم
system's design
ساختمان سیستم
system security
حفافت سیستم
system chart
نمودار سیستم
multiprogramming system
سیستم عملکرد چند برنامهای
multiprogramming system
سیستم برنامه سازی چندگانه
multiuser system
سیستم چند استفاده کننده سیستم چند کاربر
system analyst
تحلیل گر سیستم
system analyst
تحلیلگر سیستم
neurovegetative system
دستگاه اعصاب نباتی
non quantized system
دستگاه ناکوانتایی
non quantized system
دستگاه کلاسیک
number system
سیستم عدد نویسی
number system
سیستم عددی
multiprocessing system
سیستم پردازش چند گانه
multiprocessing system
سیستم چند پردازی
multiprocessing system
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
system catalog
پرونده شاخص
multicomponent system
سیستم چند جزیی
multicomputer system
سیستم چند کامپیوتری
multilink system
سیستمی که بیش از یک اتصال بین دو نقط ه دارد
system bus
گذرگاه سیستم
system board
برد سیستم
system balance
تعادل سیستم
system availability
دسترس پذیری سیستم
multiple well system
سیستم چند چاهی
multiplex system
سیستم چند سیمه
multiplex system
سیستم چندگانه
numeral system
سیستم عددی
numeration system
سیستم شمارشی
oblique system
سیستم مایل
open system
سازگان باز
supervisory system
سیستم نافر
symmetrical system
جریان متقارن
operating system/
سیستم عامل دو
swiss system
نوعی روش تعیین حریف در مسابقات شطرنج
organ system
دستگاه
orthorhomobic system
دستگاه راست گوشه
rhombic system
دستگاه راست گوشه
swiss system
سیستم سویس
open system
سیستم باز
system analysis
انالیز سیستم
system analysis
تحلیل سازگان
system analysis
روش تجزیه وتحلیل جریان کار
system analysis
سیستم انالیز
on line system
سیستم درون خطی
one component system
سیستم یک جزیی
system analysis
تحلیل سیستم
synchronous system
سیستم همگام
phonetic system
سیستم صوتی
payroll system
سیستم پرداخت حقوق
open system
نظام باز
parallel system
شبکه موازی
system check
مقابله سیستم
interphone system
سیستم تلفنی
system floder
مخزن سیستم
lymphatic system
دستگاه لنفاوی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com