Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (3 milliseconds)
English
Persian
base line
خط پایه
base line
خط مبنا
base line
خط کور
base line
خط توجیه
Search result with all words
auxiliary base line
باز کمکی
base line end station
ایستگاه انتهایی خط مبنا
bata base on line
base data on-line
Other Matches
line by line milling
فرز کردن سطری
line to line fault
تماس خطوط
line by line milling
فرز کردن سطر به سطر
line to line voltage
ولتاژ زنجیر شده
line to line voltage
ولتاژ بین دو خط
line to line spacing
فاصله سطور
line by line analysis
تجزیه سطر به سطر
line to line fault
اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
line to line fault
اتصال کوتاه دوقطبی
to base one self
اعتماد کردن
to base one self
تکیه کردن
first base
اولینپایگاه
sub base
زیر قشر
third base
موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
second base
دومینپایگاه
base 0
decimal
base 0
پایه 01
base course
لایه شالوده
base course
لایه اساس قشر اساس
base course
قشر پی راه
base course
قشر لعاب
sub base
زیر بستر
r base
ار- بیس
get to first base
<idiom>
موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
off base
<idiom>
غیر دقیق ،نادرست
army base
پایگاه نیروی زمینی
base stone
سنگ زیرین
base plate
صفحه پای ستون
base spray
بسک ته
base spray
بسکهای ته گلوله
base speed
سرعت منتجه
base register
ثبات مینا
base surge
ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
sprung base
تشکفنری
army base
پادگان نیروی زمینی
base pitch
فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
base piece
مقر
base width
ستبرای پایه
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
base unit
یکای بنیادی
base unit
یکان مبنا
base unit
یکان پایگاهی
base symbol
علایم قراردادی مبنا
base surge
ابر پایه قارچ اتمی
recharging base
بخشتغذیه
sinister base
منحنیانتهایی
base plate
صفحه زیر ستون
base plug
درپوش تحتانی گلوله درپوش کف
base shop
تعمیرگاه نگهداری امادگاهی تعمیرگاه پایگاهی
base repair
تعمیر اساسی
base repair
تعمیرات پایگاهی
base reserves
اماد مبنای ذخیره
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
It is base on a precedent.
مسبوق به سابقه است
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
base ring
رینگ پایه
base runner
توپزنی که در پایگاه است یابسوی ان می رود
base register
ثبات پایه
base price
قیمت مبنا
swivel base
پایهگردنده
advance base
پایگاه جلو
advance base
پایگاه مقدم صحنه عملیات
base speed
سرعت مبنا
base shop
تعمیرگاه پادگانی
base point
نقطه مبنا
base reserves
ذخایرپادگانی نیروی احتیاط پادگانی
telescope base
پایهتلسکوپ
wave base
سطحموج
base price
قیمت پایه
base section
بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
base period
زمان مبنا
base mortar
خمپاره مبنا
base memory
حافظه پایه
base map
نقشه مبنا
base map
نقشه پایگاه
base map
نقشه مادر
base piece
توپ اصلی
base loading
بار اولیه
base loading
بارگیری انجام شده در پایگاه
base level
تهتراز
base ignition
احتراق تحتانی
base hit
ضربه به داخل محوطه باامتیاز
base fuze
ماسوره ته پران
base fuze
ماسوره ته
base fuze
ماسوره ته گلوله
base frame
چهارچوب زیر دستگاهها
base mortar
قبضه مبنا
base number
عدد مبنا
base pay
حقوق ثابت بدون مزایا وفوق العاده
base path
مسیر بین پایگاهها
base pairing
جفت شدن بازی
base ore
کانه کم عیار
base operation
عملیات پایگاهی
base on halls
گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
base of wall
روپی
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
base of origin
پایگاه مبداء منبع اصلی مبداء ارسال
base of origin
مبداء اصلی
base of operations
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
base of operations
پایگاه عملیات
fire base
مبنای اتش
base of fire
مبنای اتش
base number
عدد پایه
base font
فونت پیش فرض
base font
فونت پایه
base flow
مقدار جریان ابی که رودخانه در حالت غیرسیلابی دارد
base band
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band
مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
base band
روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
base band
ارسال داده با تغییر مسط ح ولتاژ در مسیر اتصال
base address
آدرس مبنا
base address
نشانی پایه
bare base
فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
bare base
پایگاه اماده نشده
bare base
پایگاه اشغال نشده
magazine base
محلانبارخشاب
base piece
قبضه مبنا
base piece
قنداق
base piece
کف
pin base
پایهمیله
base born
حرامزاده
base camp
پایگاه مبنا
base flow
جریان پایه
base piece
توپ مبنا
base ejection
پرتاب شونده از ته
base ejection
ته پران
base development
ساختن پایگاه
base development
تهیه پایگاه
base depot
امادگاه واقع در پایگاه امادگاه مبنا
base defense
پدافند پایگاه
base defense
پدافند از پایگاه
base cover
عکس برداری اولیه
base court
حیاط بیرونی یاعقبی
base complex
مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
base command
فرماندهی پایگاه
base circle
هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
base piece
پایه پایه استقرار
data base
مبنای اطلاعات
base metals
فلزات اصلی فلزات کم بها
base metals
فلزات بنیانی
base metals
فلز پایه
base metal
فلز پست
base metal
فلزات اصلی فلزات کم بها
base metal
فلزات بنیانی
base metal
فلز پایه
number base
عدد پایه
number base
پایه عدد
octal base
هشت پایهای
knowledge base
پایگاه اگاهی
base metals
فلز پست
number base
مبنای عددی
lewis base
باز لوویس
filbert base
پایگاه فریبنده
time base
مبدا زمانی
time base
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
base peak
پیک مبنا
defense base
پایگاه دفاعی
defense base
پایگاه پدافندی
naval base
پایگاه دریایی
base of a triangle
قاعده
[مثلثی]
[ریاضی]
tax base
ماخذ مالیات
tax base
مبنای مالیاتی
knowledge base
پایگاه دانش
knowledge base
پایگاه معلومات
polyacid base
باز چند اسیدی
polyacidic base
باز چند اسیدی
fuse base
پایه ی فیوز
schiff base
باز شیف
prisoners base
بازی گرگم بهوا
centre base
ستونمرکزی
production base
مبنای تولید یا تولیدات ملی
pseudo base
شبه باز
return to base
بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
hard base
سکوی پرتاب مستحکم
hard base
سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
fox base+
فاکس بیس پلاس
inorganic base
باز معدنی
sight base
پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
stanchion base
زیرستون
filbert base
پایگاه دروغین
staging base
پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
square base
کف گلوله یا قسمت ته گلوله
software base
مبنای نرم افزار
soft base
باز نرم
floating base
پایگاه شناور دریایی
floating base
ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
single base
تک مادهای
single base
باروت یک حبهای
inorganic base
باز غیر الی
hard base
باز سختbaseball
data base
پایگاه داده ها
air base
پایگاه هوایی
base rates
نرخ مبنا
base rates
نرخ پایه
base rates
اهنگ پایه
base rate
ارزش اولیه
base rate
نرخ مبنا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com