Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
basic end item
اقلام اولیه اماد
basic end item
تجهیزات ووسایل اولیه
Other Matches
item
اقلام امادی
item
جنس وسیله
item
بخش
item
رقم جنس
item
قلم جنس
item
قطعه
item
قطعه خبری
item
ماده
item
یک قلم
item
یک فقره جزء
item
قلم
item
فقره
item
اقلام
item
رقم تکه
item
یک چیز مجزا در بین چندین چیز
item
تعداد حروف و ارقام در داده
item
بابت
item
پرسش
item scaling
مقیاس یابی پرسشها
test item
ماده ازمون
ban item
کالای ممنوع الورود
data item
واحد داده
collector's item
مورد استثنائیوویژهیککلکسیون
item of the agenda
اصل مطلب فهرست برنامه
nonrecoverable item
اقلام غیر قابل تعمیریا بازیافتی
standard item
اقلام نمونه یا استاندارد یامطابق معیار تعیین شده
secondary item
کالای تدارکاتی فرعی
secondary item
اقلام فرعی تدارکاتی
test item
پرسش
end item
کالای ضروری
end item
وسیله عمده دستگاه کامل کالای مورد نیاز
end item
اقلام عمده
elementary item
قلم مقدماتی
data item
قلم داده ها
data item
موارد ذکرشده در اطلاعات
data item
جزئیات اطلاعات
cyclic item
اقلام پیوسته اقلامی که خیلی مورد احتیاج هستند
cyclic item
اقلام زنجیری
critical item
اقلام حیاتی اقلام مهم
critical item
اماد حساس
budget item
اقلامی که به دستور فرمانده قیمت ان ازبودجه یکان کسر میشود
item analysis
تحلیل پرسش
item difficulty
دشواری پرسش
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
recoverable item
وسیله قابل اخراجات
nonrecoverable item
اقلام مصرف شدنی و بدون داغی
menu item
یک انتخاب در فهرست انتخاب
line item
اقلام موجود در چانل درخواست وسایل
item weighting
وزن دادن به پرسشها
item validity
اعتبار پرسش
item selection
پرسش گزینی
item number
شماره جنس
item number
شماره اقلام جنس
item number
شماره ردیف
item manager
مدیریت اقلام تدارکاتی
item manager
مدیر اقلام
budget item
اقلام نقدی
ban item
غیر مجاز
data item
قلم داده
major end item
اقلام عمده
major end item
اقلام عمده امادی
multiple choice item
پرسش چند گزینهای
item discrimination index
ضریب افتراق پرسش
essential item list
فهرست اقلام حیاتی یاضروری جنگی
disposable end item
امادمصرفی شدنی
disposable end item
اماد یا اقلام قابل انهدام
item of written comment
پاسخ
item of written comment
رای
component end item
قطعات و اقلام تجهیزات عمده
item of written comment
نظر
basic
بنیانی
basic
پایهای
basic
مقدماتی اساسی
basic
اصلی
basic
روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
basic
کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
basic
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basic
اساسی
basic
تهی بنیانی
basic
بنیادی
basic
ابتدایی
basic
اولیه
basic
اساسی مقدماتی
basic
قلیایی
basic plus
نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
basic
بازی
basic
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
مین دستیابی
basic
بیسیک
basic
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basic
Symbolic sAll-Purpose"Beginner Instructioncode
basic
حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basic
بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
basic
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basic course
دوره مقدماتی
basic
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic
به یک وسیله راه دور
basic
روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
basic
کنترل استاندارد خط وط ارسالی با استفاده از کدهای مخصوص
basic
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
basic variable
متغیر اساسی
basic verses
ایات محکمات
basic size
اندازه اولیه
basic agreement
چهارچوب توافق
[حقوق]
basic variable
متغیر اصلی
basic training
اموزش مقدماتی
basic training
تعلیمات ابتدایی
basic surplus
مازاد اساسی
basic standard
استاندارد اولیه
basic speed
سرعت اولیه
basic slag
سرباره قلیایی
basic research
علم پایه
quick basic
کوئیک بیسیک
integer basic
نوعی زبان BASIC که میتواند تمام اعداد را موردپردازش قرار دهد
microsoft basic
مدل مشهوری از زبان برنامه نویسی BASIC که روی ریزکامپیوترها بکاربرده میشود
tiny basic
یک زبان برنامه سازی سطح بالا که زیرمجموعه BASICاست و برای ریزکامپیوترطراحی شده است
true basic
تروبیسیک
Visual Basic
ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
basic weaves
رگباسلیق
basic dye
رنگ قلیایی
basic ground
زمینه و متن اصلی فرش
basic research
علم بنیادی
basic agreement
توافق اولیه
basic size
اندازه اصلی
advanced basic
بیسیک پیشرفته
basic crops
ذرت
basic crops
پنبه تنباکو و برنج
basic data
عناصر تیر اولیه
basic data
دادههای اولیه عناصر اولیه
basic data
اطلاعات اولیه
basic date
تاریخ شروع خدمت در هردرجه
basic date
تاریخ ترفیع
basic deficit
کسری کلی
basic deficit
کسری اساسی
basic dye
رنگینه بازی
basic fortran
استاندارد امریکایی و تاییدشده از زبان برنامه نویسی فرترن
basic gearing
گیربکس
basic gearing
چرخ دندههای اصلی
basic hole
سوراخ مقدماتی
basic intent
نیت عام
basic crops
جو
basic crops
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
airman basic
سرباز ساده و بدون درجه نیروی هوایی
applesoft basic
نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
basic price
قیمت پایه
basic price
قیمت مبنا
basic allowance
شارژ انبار
basic allowance
سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
basic anxiety
اضطراب بنیادی
basic branch
رسته اولیه
basic brick
اجر قلیائی
basic capacity
گنجایش مبنا
basic capacity
گنجایش پایه
basic circuit
مدار ساده
basic communication
گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
basic conflict
تعارض بنیادی
basic cover
عکسبرداری اولیه هوایی
basic language
زبان بیسیک
basic lining
پوشش یا استر قلیایی
basic of issue
مبنای واگذارکردن اقلام
basic salt
نمک بازی
basic pay
اصل حقوق
basic pay
حقوق اصلی
basic point
نقطه مبداء
basic ration
جیره اصلی
basic ration
جیره مقدماتی جیره مبنا
basic research
تحقیقات مقدماتی
basic of issue
مبنای توزیع
basic load
بار مبنای مهمات یا وسایل
basic shaft
محور اصلی
basic linkage
پیوند اساسی
basic shaft
محور واحد
basic sciences
علوم پایه
basic load
بار مبنا
ground basic slag
ارد توماس
basic operation of arithmetic
چهار عمل اصلی
[ریاضی]
basic calculating operation
چهار عمل اصلی
[ریاضی]
We must find a basic solution.
باید یک فکر اساسی کرد
basic bessemer process
فرایندقلیایی بسمر
basic requisition number
درخواست اولیه
basic source of food
منابعاولیهغذا
basic building materials
مواداولیهساختمان
basic bessemer steel
فولاد مقدماتی بسمر
basic standard cost
قیمت پایه
basic access method
روش دستیابی اصلی
basic allowance for quarters
حق مسکن
basic allowance for subsistence
جیره نقدی
the four basic arithmetic operations
چهار عمل اصلی
[ریاضی]
basic tactical unit
یکان مبنای تاکتیکی
basic bessemer converter
مبدل مقدماتی بسمر
basic bessemer process
فرایند مقدماتی بسمر
basic allowance for subsistence
حق معاش
basic issue list
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
basic planning guide
راهنمای اولیه طرح ریزی
basic pig iron
اهن خام قلیایی
basic pig iron
اهن توماس
basic machine unit
واحد دستگاه مقدماتی
basic standard cost
قیمت استاندارد
ground basic slag
سرباره توماس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com