Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
bevel gear drive
جعبه دنده مخروطی
Other Matches
bevel gear
چرخ دندانه مخروطی
bevel gear
دنده مورب
bevel gear
دنده کرامویل
bevel gear
چرخ دنده مخروطی
bevel gear planer
دستگاه رنده چرخ دندانه مخروطی
bevel gear generator
ماشین رنده چرخ دنده مخروطی
bevel gear grinder
دستگاه سنگ چرخ دندانه مخروطی
bevel gear hob
دستگاه فرز غلطکی چرخ دندانه مخروطی
helical tooth bevel gear
چرخ دنده مخروطی با دندانه حلزونی
four gear drive
گیربکس چهار دنده
eight speed gear drive
گیربکس هشت دنده
variable speed gear drive
گیربکس قابل تنظیم
bevel
مایل
bevel
:اریب کردن
bevel
سطح اریب
bevel
شیبدار
bevel
گونیا
bevel
:
bevel
پخ کردن لبه گرفتن
bevel
اریب وار بریدن یاتراشیدن
bevel
تیزی لبه را گرفتن
bevel
شیب دار کردن
bevel
رنده کر دن
bevel
اریب
bevel
پخ
bevel
مورب
bevel
کج کردن
bevel
پخ مایل
bevel gearing
گیربکس دنده مخروطی
hip-bevel
[گوشه های سقف که با تیر نبش از هم جدا می شوند.]
bevel gauge
گونیای فارسی
angle of bevel
زاویه حاده
miter and bevel saw
اره فارسی بر
carpenters bevel
گچ بری درودگری
bevel pinion
چرخ دندانه پی نیون
bevel guage
گونیای فارسی
bevel square
گونیا
bevel sawing
اره کاری اریب
bevel protractor
نقاله
single bevel but weld
جوش لب به لب "وی " ساده
bevel steel square
نقاله
double bevel butt weld
جوشکاری لب به لب
gear in
درگیر شدن
gear
کردن اماده کارکردن
gear
پوشانیدن
gear
جعبه دنده
gear
ابزار وسایل لباس مخصوص
gear
انتقال دادن
to gear up
باعوض کردن دنده تندکردن
to gear down
باعوض کردن دنده کندکردن
out of gear
ازهم سواشده
gear in
درگیری دو چرخ دنده
to go out of gear
خراب شدن
gear
الات جامه
gear
افزار
gear
پوشش دنده دار
to go out of gear
مختل شدن ازکارافتادن
get in gear
[get into gear]
<idiom>
بعد از مدتی دوباره سررشته امور را به دست گرفتن.
in gear
اماده
in gear
دایر
in gear
اماده حرکت
out of gear
خراب
out of gear
ازدنده بیرون افتاده
gear
دنده
gear
چرخ دنده
gear
مجموع چرخهای دنده دار
gear
اسباب لوازم
gear
ادوات
drive way
جاده خیابان
to drive out
بیرون کردن
to drive at
توجه داشتن به
to drive away
دورکردن
to drive at
قصد داشتن از
to drive away
دفع کردن
on drive
ضربه بسمت توپزن
drive way
مسیر اتومبیل رانی
d.c. drive
ماشین جریان دائم
d.c. drive
محرکه جریان دائم
off drive
ضربه به سمت راست
drive
ضربه از پایین
drive
ضربه درایو
drive
سوارشدن و کنترل اتومبیل
drive
رانندگی ارابه مسابقهای
drive
راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
drive
جلو بردن
drive
محرکه گیربکس
drive
فرمان
drive
رانش سواری دوندگی
drive
فرار گل زن
drive
گریز پا به توپ
drive
راندن
drive
بردن
drive
عقب نشاندن بیرون کردن
drive
تحریک کردن
drive
سواری کردن کوبیدن
drive
ولت محرک
drive
سائق
drive
راندن گرداندن گرداننده
drive
شفت
drive
دنده
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
مکانیزمی که نوار مغناطیسی را روی نوکهای درایو منتقل میکند
drive
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
to take a drive
سواری کردن
drive-in
درایواین
drive
رانندگی کردن
self-drive
اتومبیلیبارانندهخودکار
drive at
<idiom>
سعی درگفتن چیزی
drive!
برون!
[با ماشین]
drive
وسیلهای که دیسک مغناطیسی را می چرخاند و محل نوک خواندن / نوشتن را کنترل میکند
drive
گرداننده
drive
بخشی ازکامپیوتر که نوار یا دیسک را راه می اندازد
drive
باعث کار کردن یک نوار یا دیسک شدن
landing gear
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
gear cluster
مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
gear cutter
فرز
low gear
دنده کندکن
gear quadrant
ماهک جعبه دنده
gear pump
پمپ روغن دندهای
pull gear
چرخ دنده بالابر
hoisting gear
چرخ دنده بالابر
landing gear
عراده هواپیما وسایل فرود امدن
riot gear
نوعیلباسخاصپلیسضدآشوب
gear box
جعبه دنده
loose gear
چرخ دندانه هرزگرد
gear box
گیربکس
mess gear
جعبه فروف سرباز یا مسافر
landing gear
ارابه فرود
gear brake
ترمز سیستم انتقال
gear case
جعبه دنده
gear case
پوسته جعبه دنده
high gear
دنده قوی خودرو
herringbone gear
چرخ دندانه جناغی
gear wheel
چرخ دندانه دار
gear ratio
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
gear ratio
نسبت چره دنده ها
gear guard
جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
gear friction
اصطکاک چرخ دنده
gear cutting
دنده تراشی
[مهندسی]
gear cutter
دنده تراش
gear wheel
چرخ دنده
gear pump
پمپ دندهای
spiral gear
چرخ دنده حلزونی
helical gear
چرخ دنده حلزونی
head gear
کلاه تمرین بوکس
head gear
روسری
head gear
پوشش سر
gear level
دسته دنده
gear level
تبدیل کردن
gear grinder
ماشین پرداخت چرخ دنده
gear cable
کابلچرخدنده
worm gear
چرخ دنده حلزونی
worm gear
دنده حلزونی پیچ حلزونی
worm gear
دنده مورب
worm gear
دنده مارپیچی
valve gear
مکانیزمی که برای بحرکت دراوردن سوپاپهای موتورپیستونی
tumble gear
چرخ واسطه
transmission gear
چرخ دنده انتقال
training gear
گردونه در سمت
tumble gear
چرخ دنده واسطه
gear housing
پوششچرخدنده
get one's rear in gear
<idiom>
عجله کردن
high gear
<idiom>
آخر سرعت
gear wheels
چرخ دنده ها
bathing gear
لباس شنا
[حمام]
bathing gear
لوازم شنا
[حمام]
gear stick
دسته دنده اتومبیل
gear lever
دسته دنده اتومبیل
gear shift
دسته دنده اتومبیل
gear box
جعبه دنده گیرباکس
gear wheels
چرخ های دندانه دار
timing gear
چرخ دنده میل بادامک
rocker gear
تنظیم جاروبک
reduction gear
چرخ دنده کاهنده
reduction gear
جعبه دنده کاهنده سرعت
reduction gear
جعبه دنده تبدیل سرعت
planetary gear
چرخ دنده سیارهای
planetary gear
جعبه دنده خورشیدی
planetary gear
دنده خورشیدی
oil gear
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
nose gear
قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
mess gear
وسایل نظافت نهارخوری
running gear
قسمت حرکت کننده ماشین
spur gear
چرخ دندانه دار
spur gear
دنده ملخی
synchromesh gear
گیربکس سنکرون
switch gear
وسیله اتصال
sun gear
چرخ دنده خورشیدی
step up gear
چرخ دنده افزاینده
steering gear
جعبه فرمان
steering gear
جعبه دنده فرمان
steering gear
دنده سکان
steering gear
دنده فرمان
spur gear
دنده مهمیزی دنده خاردار
mess gear
وسایل غذاخوری
gear blank
چرخ دنده کار نکرده
differential gear
دنده عقب اتومبیل
arresting gear
قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
elevator gear
گردونه در ارتفاع
elevating gear
چرخ دندانه بالابر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com