Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (5 milliseconds)
English
Persian
boiler suits
رجوع شود به coveralls
Other Matches
suits
درخواست
suits
جامه
suits
لباس دادن به
suits
دادخواست
suits
خواستگاری دعوی
suits
تعقیب انطباق
suits
منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
suits
خواستگاری کردن
suits
خواست دادن تعقیب کردن
suits
تقاضا
suits
دادخواست عرضحال
suits
مرافعه خواستگاری
suits
یکدست لباس پیروان
suits
خدمتگزاران ملتزمین
suits
توالی
suits
تسلسل نوع
suits
مناسب بودن
suits
وفق دادن جور کردن
jump suits
لباس خانه و استراحت
I have outgrown my suits.
لباسهایم برایم تنگ شده
capital suits
دعاوی مهمه
This dress suits me .
این لباس به من میاید.
jump suits
روپوش
wet suits
لباس غواصی
boiler
دیگ
boiler
دیگ بخار
boiler
مولد بخار
wash boiler
دیگ رختشویی
double boiler
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
double boiler
[ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
boiler suit
رجوع شود به coveralls
double boiler
حمام آب
steam boiler
دیگ بخار
soap boiler
صابون پز
pot boiler
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot-boiler
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
bitumen boiler
دستگاهی که با ان قیر رامیجوشانند
boiler maker
متصدی دیگ بخار
boiler maker
سازنده دیگ بخار
boiler plate
سطح یخزده و سفت برف
boiler room
اطاق دیگ بخار
electric boiler
دیگ بخار برقی
flue boiler
دیگ بخار
margine boiler
دیگ بخار کشتی
nuclear boiler room
اتاقکمولدبخارهستهای
internal firebox boiler
دیگ درونسوز
low pressure boiler
دیگ فشار ضعیف
Many people were hurt when the boiler exploded.
وقتیکه دیگ بخار ترکید خیلیها مجروح شدند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com