English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
breech block کولاس
breech block گاوه کولاس
breech block گلنگدن
Search result with all words
breech block carrier حامل کولاس
breech block carrier الات متحرک
Other Matches
breech جان لوله قسمت پیچ کولاس
breech محفظه کولاس
breech کولاس
breech کفل
breech ته تفنگ
breech ته توپ
breech ته دار کردن
breech loading پر کردن تفنگ از ته
breech guard حافظتهساز
sliding breech چهارچوبمتحرکتهتوپ
breech boresight صفحه محوریابی کولاس
breech ring محفظه کولاس
breech ring حلقه کولاس
breech recess محفظه کولاس
breech mechanism مکانیسم کولاس
breech mechanism دستگاه کولاس
breech loading ته پر
breech loader تفنگ ته پر
breech head پیشانی جنگی گلنگدن یا کولاس
breech chamber محفظه خرج انفجار
breech end انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
block مسدودکردن
block بندال
block فراکسیون
on the block <idiom> فروخته شده
v block گونیای جناقی
block out جاسازی
the block مردن بوسیله گردن زنی
self block خودبندی
block سد قالب
block کنده مانع ورادع
block بلوک
block اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block جعبه قرقره
block سد
block انسداد
block پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
block بنداوردن
block بلوک ساختن
block قطعه زمین
block منطقه
block قطعه
block مانع شدن
block پارازیت
block قرقره
block مانع
block وقفه
block توده قلنبه
block قالب کردن
block سد کردن
block مانع شدن از بازداشتن
block بستن مسدود کردن
block توده
block بلوک سیمانی
block یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
block دفاع در مقابل ابشار
block سدکردن غیرمجاز حریف
block دفاع
block یک دستگاه ساختمان
block قرقره طناب خور
block کنده
block سد کردن خطا
block تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
block قالب ریختن
block مجموعهای از موضوعات در یک گروه
block توقف رویدادن چیزی
block بلاک
erratic block بلوک نامنظم
pully block قرقره مرکب
punch down block وسیلهای که در شبکه محلی برای اتصال کابل UTP
one man block تک دفاع
radium block بلوک شعاعی
erratic block بلوک جابجا شونده
entry block کنده مدخل
engine block قالب یا بدنه موتور
engine block بلوک موتور
end of block پایان یک بلوک
keel block تیر حمالی که به کشش کارمیکند
chock-a-block کاملا افراشته
foot block قژعه چوبی یا فلزی کوچکی که در زیر ستون و روی خاک کار گذاشته میشود.
offensive block دفاع تهاجمی
nested block بلوک تو در تو
nerve block وقفه عصبی
leg block and under over فن تندر با گرفتن بازوهای حریف از بیخ شانه و از تو وپیچاندن او
input block بلاک ورودی
input block واحد ورودی
hat block قالب کلاه
fuse block قالب فیوز
fuse block بلوک فیوز
fuse block چینی فیوز
form block بلوک فرمکاری
pierce the block شکافتن دفاع
foot block زیر سری ستون
to walk around the block دور بلوک خیابان راه رفتن
foot block بالشتک ستون
power block سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
plummer block کنده شفت
plummer block کنده محور
pierce the block ابشار محکم غیرقابل دفاع
fuse block خانه فیوز
radius block بلوک شعاعی
key-block سنگ تاج
tension block کششقرقره
swage block قالب سوراخ سوراخ
pulley block کلیدسایهروشن
pin block بخشسوزنی
hoisting block گیرهجرثقیل
earth block پلاکزمینی
crown block قرقرهراس
anchorage block بستلنگرگاه
chock-a-block به هم چپیده
chock-a-block مملو
chock-a-block کیپ
travelling block بستانتقال
block capitals حروفبزرگسادهوبدونهیچگونهنشانوتزئینی
block vote رایفردیبهگروهی
cluster-block چندین طبقه آپارتمان
breeze-block خاکه زغال نیمه سوز
block-plan نقشه اولیه ساختمان
block-house دژ چوبی
block-cornice قرنیز بلوکی
to block [to block up] [to clog] [to clog up] something جلوی جریان [ریزش] چیزی را گرفتن
knock one's block off <idiom> خیلی سخت به کسی صدمه زدن
chip off the old block <idiom> (هرچی گذاشته اون برداشته)رفتار مشابه به والدین داشتن
tower block ساختمانبرجمانند
breeze-block آجرسیمانی
chock-a-block پر
chock-a-block بالا کشیده
chock-a-block خفت
tail block قرقره طناب دار
tackle block دستگاه قرقره جرثقیل
swivel block قرقره گردان
block-capital سرستون بالشتکی
storage block بلوک ذخیره
stone block قالبسنگ
starting block تخته استارت
starting block سکوی شروع
spike over the block ابشار از بالای دفاع
snatch block قرقره پران
snatch block قرقره فلزی چفت دار
tail block قلاب عقب هواپیما
three man block دفاع سه نفره
title block قسمت مربوط به درج اطلاعات
chock-a-block کاملا کشیده
block and tackle قرقره و زنجیر
block and tackle طناب و قرقره
wood block قاب چوبی سقف و کف اتاق قطعه چوب
two man block دفاع دونفره
to block out an inage دراوردن یک تصویردرذهن
to block out an inage طرح کردن یک فکر
to block a passage مسدود کردن یک راه
to block a hat قالب کردن یک کلاه
to block a ball نگهداشتن توپ در بازی
title block قسمت عنوان نامه
shoulder block سد کردن حریف با ضربه شانه
ego block سد خود
block ship سد کردن دهانه کانال
block house موضع مستحکم
block heel نعلبند پاشنه اسب
block header سر بلوک
block graphics نگاره سازی بلوک
block gap gap interrecord شکاف بین بلاک
block gap شکاف بین کندهای
block diagram نمودار بلوکی نمودار کلی
block diagram بلوک دیاگرام
block diagram نمودار کلی
block diagram نمودار بلوکی
block diagram نمایش تصویری سیستمها
block diagram نمودار کندهای
block length درازای کنده
block protection حفافت بلوک
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
block operation عملیات بلوک
block move جابجایی بلوک
block move انتقال بلوک
block mark نشان کنده
block lining پوشش بلوکی
block lining پوشش با بلوک سیمانی
block letter حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
block letter چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
block length طول کندهای طول بلاک
block length درازای بلوک طول بلوک
block definition تعریف بلوک
block copolymer همبسپار دستهای
anchor block بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
affect block وقفه عاطفه
road block مانع روی جاده
road block راه بند
road block سد جاده
stumbling block سبب سقوط
stumbling block موجب لغزش
stumbling block مانع
stumbling block سنگ لغزش
block letters حروف جداودرشت
building block واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
building block بنا کنده
angle block سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
anvil block سندان مخصوص اهنگری
block coefficient ضریب گنجایش ناو
block code رمز کندهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com