English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
English Persian
brike layer بنا
Other Matches
e layer طبقه هویساید
layer رگه شاخه خوابانده
layer لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layer بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layer لایه شبکه استاندارد ISO/OSI که قوانین نرخ بیت . توان و رسانه ارسال سیگنال را معرفی میکند
layer لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layer ل تصحیح خطا باشد
layer برنامهای که تقاضای ارسال کند
layer استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
the inner layer چینه درونی
the inner layer لایه درونی
layer طبقه بندی کردن
layer لا
layer لایه
layer چینه
layer مطبق کردن ورقه ورقه
layer ورقه
layer قشر
layer طبقه
layer بوش جازم
layer لایی
layer پوسته
porous layer لایه روزنهای
presentation layer ششمین لایه شبکه استاندارد ISO/OSI که روی فرمت ها
mine layer کشتی مین گذار
presentation layer کدها و تقاضاهای شروع و خاتمه اتصال توافق می :ند
priming layer لایه استری
protective layer لایه یا روکش محافظ
plate layer متصدی تعمیر خط اهن
pipe layer لوله کش
layer binding دورپیچی سفرهای
layer depth عمق لایه اول اب دریا
layer depth که در ان سرعت صوت به حداکثر می رسد
layer line خط لایه
layer of rock لایه سنگی
layer of rock طبقه سنگی
layer tints هاشورهای نشان دهنده لایههای مختلف اب دریا هاشور لایه نما
magnetic layer لایه مغناطیسی
mantle layer غشاء جنینی مخ
reversing layer لایه نازکی در قسمت پایینی اتمسفر خورشید
reversing layer لایه واگردان
middle layer قشر میانی
medial layer لایه میانی [پزشکی]
lava layer لایهگدازه
granitic layer لایهگرانیتی
drainage layer بالایسد
basaltic layer لایهپازالت
ash layer لایهخاکستری
aluminium layer لایهآلومینیومی
ozone layer لایهی اوزون
transition layer منطقه یا حدود انحراف درارتفاع پرواز
tracked layer ریل گذار
top layer لایه فوقانی
stabilized layer لایه تثبیت شده
stabilized layer قشر تثبیت شده
silt layer لایه لای
sand layer لایه ماسه
barrier layer بند الکترونی
embryonic layer غشاء جنینی غشاء سلولی
heaviside layer طبقه هویساید
depletion layer تهی لایه
depletion layer ناحیه تخلیه
confining layer لایه فشارزا
concrete layer قشر بتنی
concrete layer لایه بتنی
bursting layer لایههای سقفی پناهگاه
bursting layer لایههای منفجر کننده
brick layer بنای درجه دو
brick layer اجر چین
boundary layer لایه مرزی
bottom layer لایه مشترک
bolster layer بالش نهائی
bolster layer بالش گیاهی
blocking layer لایه سدی
barrier layer لایه سدی
filter layer لایه صافی
filter layer لایه پالایش
insulated layer ماده ایزوله کننده
intermediate layer لایه میانی
intermediate layer قشر واسطه
isothermal layer لایههای ایزوترمال
isothermal layer سطوح هم حرارت اب دریا
hard layer لایه سفت
insulated layer لایه عایق
hard layer لایه سخت
germ layer یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
impermeable layer لایه غیرقابل نفوذ
barrier layer cell سلول لایه سدی
kennelly heaviside layer طبقه هویساید
barrier layer capacitance فرفیت بند الکترونی
depletion layer capacitance فرفیت بند الکترونی
laminar boundary layer لایه مرزی خطی
barrier layer cell پیل نور برقی مجاورتی
barrier layer detector اشکارساز لایه سدی
thin layer chromatography کروماتوگرافی لایه نازک
electrical double layer لایه مضاعف الکتریکی
multi layer weld جوشکاری چند لایه
double layer winding سیم پیچی دوطبقه
railway track layer ریل گذر راه اهن
multi layer coil سیم پیچی چند لایه
deep scattering layer لایههای منعکس کننده عمق دریا
secure sockets layer پروتکل ارسالی رمزگذاری شده طراحی شده توسط Netscape که ارتباط امن بین جستجوگر و وب سرور روی اینترنت برقرار میکند
kennelly heaviside layer طبقه کنلی هویساید
magnetic barrier layer لایه سدکننده مغناطیسی
surface boundary layer لایه مرزی سطح
light sensitive layer لایه یا قشر حساس در برابرنور
insulated intermediate layer لایه میانی عایق
one layer twisted wool پشم یک لا تاب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com