Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
brush discharge
تخلیه جارویی
Other Matches
brush up
تجدیدخاطره کردن
brush
برس
brush
سرسمبه نظافت ماهوت پاک کن
brush
سمبه لوله
brush
سمبه
brush
زغال
brush
تندگذشتن بروس لوله
brush
تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
brush
نقاشی کردن
brush
قلم مو زدن
brush
لیف زدن
brush
مسواک زدن
brush
ماهوت پاک کن زدن
brush
علف هرزه
brush
لیف کفش پاک کن و مانند ان
brush
به حداکثر سرعت رفتن اسب درمسابقه
brush
اسیب رساندن مچ پای اسب با پای دیگر
brush up
معلومات خود را تجدیدکردن
brush up
باقلم مو رنگ کردن
brush off
پرده در بازی لاکراس
brush off
زدایش
brush off
اخراج بی ادبانه
the brush
نقاشی
the brush
صورت گری
brush
وسیلهای در شبکه نرم افزاری نقاشی که پیکسل هایی راروی صفحه رسم میکند
brush
شکل وسیله برس در بسته نقاشی
brush
فرچه
brush
شیشه شور
brush
جاروبک
brush
دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
brush
ماهوت پاک کن
brush
پاک کن
to brush over
مختصراقلم زدن
brush
قلم مو
to brush up
پاک کردن
to brush up
پرداختن
to brush over
هنگام عبورپوز زدن
to brush over
دست کاری کردن
brush up on something
<idiom>
تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
brush revetment
سرشاخههای چیده شده کنارهم در کنار دیوار
brush ring
حلقه زغال
brush rocker
فنر زغال
brush pressure
فشار زغال
grounding brush
زغال زمین
painting brush
قلم مو
brush with the law
<idiom>
درگیری با قانون
brush matting
پوشش حصیری
brush lead
پیش رفتن زغال
To have a wash and brush up.
سروصورت راشستن (وآرایش دادن )
brush finish
مخطط کردن
brush finish
خط انداختن
brush finish
اج دادن
lead of brush
پیشرفتن زغال
brush holder
پایه زغال
brush lag
پس رفتن زغال
lag of brush
پس رفتن زغال
gauze brush
زغال توری شکل
brush style
طرح قلم
commutator brush
جاروبک کلکتور
collector brush
ذغال کلکتور
collector brush
زغال گرداور
dust brush
گردگیر
end brush
تارهای انتهایی
hair brush
ماهوت پاک کن
clothes brush
ماهوت پاک کن
file brush
برس سوهان
file brush
برس مخصوص پاک کردن سوهان
flesh brush
لیف یادستکشی که بتن مالیده خون رابگردش درمی اورند
carbon brush
ذغال
carbon brush
زغال کربنی
fox brush
دم روباه
brush yoke
یوغ زغال
carding brush
شانه حلاجی یا کیله جهت موازی کردن الیاف به روش دستی
air brush
برس و مکنده هوایی جهت گرفت پرز اضافی و ذرات زائد فرش
brush style
قالب قلم
dust brush
گردپاک کن
negative brush
زغال منفی
third brush regulation
تنظیم با زغال اضافی
vegetable brush
برسسبزیجات
styling brush
بورسفرم دهنده
round brush
بورسگردمویی
quill brush
برسگرد
third brush generator
دینام با زغال اضافی
pastry brush
برسخمیر
mascara brush
بورسریمل
floor brush
برسکیف
flat brush
قلمصاف
fan brush
برسبادبزنی
curling brush
برسفر
cleaning brush
برستمیزکننده
nail brush
برس ناخن
nail brush
ناخن پاک کن
tooth brush
مسواک
pollen brush
پرزگرده
brush application
رنگزنی با قلم مو
vent brush
بورسروزنهدار
positive brush
زغال مثبت
bottle brush
شیشه پاک کن
paint brush
قلم موی نقاشی
beaker brush
بشر شوی
pilot brush
زغال راهنما
brush back
پرتاب توپ از بالا برای عقب راندن توپزن
scrub brush
جاروب زبر
brush block
سد کردن سبک برای ایجادتاخیر در حرکت رقیب
brush breaker
بوته کنی
scrubbing brush
جاروب زبر
shaving brush
فرچه
smoothing brush
قلم موی پرداخت
stick brush
قلم مو
air brush
رنگ پاش
writing brush
قلمنوشتاری
wire brush
برسسیمی
brush and rails
مانعی مرکب از بوته و تیر دربالای ان
carpet and floor brush
جارویکفوفرش
weaving pattern brush
مجموعهبرسموجدار
Comb ( brush ) your hair .
موهایت را شانه کن
loose powder brush
برسپنکیک
flat-back brush
برسدستهمسطح
brush contact loss
افت زغال
brush pig tail
سیم زغال
pig tail of brush
سیم زغال
brush shifting motor
سروموتور
brush friction loss
اتلاف مالشی زغال
motor brush starting switch
سویچ زغالی
brow brush and lash comb
شانهابرو
To refuse a criticism. To brush aside an objection.
ایراد واعتراضی رارد کردن
discharge
تبرئه
discharge
پرداخت
discharge
ازاد کردن
discharge
رفع اتهام
discharge
تخلیه بار
discharge
منفصل یااخراج کردن
discharge
مفاصا تصفیه
discharge
ادا کردن دین بری الذمه کردن
discharge
مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharge
تخلیه
discharge
ابراء
discharge
تادیه
discharge
تادیه کردن
discharge
اخراج تخلیه الکتریکی
discharge
دشارژ
discharge
اخراج کردن ازخدمت رهایی از خدمت
discharge
مرخص کردن پس دادن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
تخلیه الکتریکی
discharge
بده
discharge
درکردن
discharge
خالی کردن باتری
discharge
انفصال ترشح
discharge
مرخص کردن
discharge
اداء کردن
discharge
خالی کردن گلوله
discharge
ترشح کردن
discharge
شلیک عصبی تخلیه
discharge
برون ریزی
discharge
خارج کردن
discharge
خالی کردن
discharge
دبی
discharge
گذر حجمی در واحگ زمان
request for discharge
عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
undulatory discharge
تخلیه مواج
point discharge
تخلیه نقطهای
average discharge
بده متوسط
residual discharge
تخلیه مانده
rain discharge
حجم بارندگی در یک حوزه تقسیم بر مدت ریزش بارندگی
discharge tube
لامپ تخلیه الکتریکی
[فیزیک]
oscillating discharge
تخلیه مواج
lightning discharge
تخلیه اتمسفری
main discharge
تخلیه اصلی
mutual discharge
مبارات
neural discharge
تخلیه عصبی
non self maintained discharge
تخلیه وابسته
order of discharge
حکم تصفیه
order of discharge
حکم برائت ذمه
total discharge
تخلیه الکتریکی عمیق
[در باتری]
average discharge
بده میانگین
second townsend discharge
تخلیه دوم تاونزند
self maintained discharge
تخلیه ناوابسته
undesireable discharge
اخراج به علت عدم صلاحیت اخراج به علت فساد اخلاق
utilizable discharge
بده مفید
To dismiss (discharge) someone.
کسی رابیرون کردن ( اخراج کردن )
discharge bay
صفحهشارژنشده
discharge pipe
لولهتخلیه
discharge system
سیستمتخلیه
discharge tube
مجرایتخلیه
to discharge of an obligation
از دینی مبرا کردن
to discharge goods
کالا را تخلیه کردن
average available discharge
بده متوسط مفید
average available discharge
بده میانگینی دسترس
anuual discharge
بده سالانه
surging discharge
تخلیه نوشی
absolute discharge
آزادی مطلق
deep discharge
تخلیه الکتریکی عمیق
[مهندسی برق یا الکترونیک]
to discharge a guarantee
ضمانتی را ازاد کردن
discharge spout
ناودانه ی تخلیه
electrical discharge
تخلیه برقی
conditional discharge
ازادی مشروط
discharge resistance
مقاومت تخلیه
discharge pressure
فشار تخلیه
discharge opening
مجرای تخلیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com