English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (6 milliseconds)
English Persian
budget bureau دفتر بودجه
Other Matches
bureau دفتر
bureau ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
bureau ادارهای که اطلاعات در اختیار میدهد
bureau ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
bureau ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
bureau کمیته
bureau هیئت اداری
bureau دیوان
bureau دایره میز کشودار یا خانه دار گنجه جالباسی
bureau اداره
bureau دفترخانه
service bureau دفتر خدماتی موسسه خدماتی
information bureau مرکز جمع اوری اطلاعات
information bureau دفتر اطلاعات
service bureau اداره خدماتی
technical bureau دفتر فنی
weather bureau اداره هواشناسی
travel bureau آژانسمسافرتی
Citizens' Advice Bureau دفترمشاوره
federal bureau of investigation I.B.F
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
civilian internee information bureau دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
budget بودجه
budget اعتبار
budget حساب درامد وخرج
administrative budget بودجه اداری
household budget بودجه خانوار
state budget بودجه دولت
government budget بودجه دولت
flexible budget بودجه انعطاف پذیر
flexible budget بودجه متغیر
fixed budget بودجه ثابت
financial budget بودجه مالی
annual budget بودجه سالانه
cyclical budget بودجه ادواری
family budget بودجه خانوار
family budget بودجه خانواده
development budget بودجه عمرانی
cyclical budget بودجه دورانی
municipal budget بودجه شهرداری
budget account حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
variable budget بودجه متغیر
unified budget بودجه واحد
unbalanced budget بودجه نامتوازن
to p for a sum in the budget مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
budget surplus اضافه بودجه
provide for in the budget در بودجه پیش بینی کردن
program budget بودجه برنامهای
preliminary budget بودجه مقدماتی
preliminary budget بودجه ابتدائی
operating budget بودجه بهره برداری
operating budget بودجه عملیاتی
national budget بودجه ملی
current budget بودجهای که برای یک سال مالی تدوین شود
budget balance توازن بودجه
budget expenditures مخارج بودجه
budget execution اجرای بودجه
budget estimates براوردهای بودجهای
budget directive دستورالعمل تهیه بودجه
budget determinant تعیین بودجه
budget deficit کسر بودجه
budget deficit کسری بودجه
budget data اطلاعات بودجه
budget cycle مراحل بودجه
budget cycle گردش بودجه
budget credit اعتبار بودجه
budget constraint محدودیت بودجه
budget constaint محدودیت بودجهای
budget comittee گروه بودجه
budget classification طبقه بندی بودجه
budget ceiling سقف بودجه
budget balance تعادل بودجه
budget item اقلام نقدی
budget item اقلامی که به دستور فرمانده قیمت ان ازبودجه یکان کسر میشود
cash budget بودجه نقدی
capital budget بودجه اصلاحات و ایجاد تاسیسات جدید
capital budget بودجه تاسیساتی
capital budget بودجه سرمایهای
budget surplus مازاد بودجه
budget process مراحل بودجه
balanced budget بودجه متوازن
current budget بودجه جاری
budget line خط بودجه
budget period دوره بودجه
budget period زمان بودجه
budget process فرایند بودجه
command budget estimate براورد بودجه یکان
command budget estimate براوردبودجه
The budget deficit of 1980 . کسر بودجه سا ل1980
The welfare budget has been cut down. از بودجه رفاهی مقداری زده اند
cyclically balanced budget بودجه متوازن ادواری
balanced budget multiplier ضریب بهم فزاینده بودجه متوازن
balanced budget theorem قضیه بودجه متوازن
preliminary budget forecast پیش بینی مقدماتی بودجه
budget forecasting model مدل پیشگویی بودجهای
national economic budget بودجه اقتصادی ملی
multiplier effect of a balanced budget اثر بهم فزاینده بودجه متوازن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com