Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
canal bridge
پل کانال
canal bridge
پل کیالی
Other Matches
canal
ابراه
canal
کانال
canal
:
canal
مادی
canal
ترعه
canal
زه اب
canal
مجرای فاضل اب
canal
کاریز ابراه
canal
: ترعه زدن حفرترعه کردن
canal
ابراه ساختن
canal
ابرو
canal
نهر
canal
مجرا
canal
کانال ترعه
canal
جوی اب
main canal
کانال اصلی
auditory canal
مجرای گوش
[کالبد شناسی بدن انسان]
venom canal
کنالزهر
transfer canal
کانالانتقال
siphonal canal
کانالزانویی
open canal
کانال روباز
offtake canal
کانال گیرنده
alimentary canal
مجرای گوش
alimentary canal
جهاز هاضمه
root canal
کانالریشه
ship canal
کانال
central canal
مجرای مرکزی
cochlear canal
مجرای حلزونی
feeder canal
کانال تغذیه
feeder canal
نهر رابط
spinal canal
مجرای ستون فقرات
suez canal
ابراه سوئز
subterrsnean canal
کاریز
subterrsnean canal
قنات
quarternary canal
کانال درجه 4
spinal canal
مجرای نخاعی
canal weir
رودبند
canal rays
پرتو کانالی
canal weir
بند جوی واریان
canal's variation
واریاسیون کانال در گامبی وزیر شطرنج
canal rays
اشعه مجرایی
canal lock
سرمتحرککانال
canal bed
بسترفاضلآب
canal weir
شادروان
uperior semicircular canal
شبکهآپریورنیمدایره
posterior semicircular canal
کانالنیمدایرهپشتی
lateral semicircular canal
کانالنیمدایرهجانبی
root canal therapy
عصب کشی
[روت کانال]
[دندان پزشکی]
root canal procedure
عصب کشی
[روت کانال]
[دندان پزشکی]
root canal therapy
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
root canal procedure
روت کانال تراپی
[دندان پزشکی]
root canal procedure
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
root canal therapy
روت کانال تراپی
[دندان پزشکی]
root canal treatment
[RCT]
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
root canal treatment
[RCT]
روت کانال تراپی
[دندان پزشکی]
root canal treatment
[RCT]
عصب کشی
[روت کانال]
[دندان پزشکی]
bridge
پل زدن
bridge
پل فرماندهی
bridge
compassplatform : syn
bridge
پل فرماندهی کشتی
bridge
جسر
bridge
برامدگی بینی
bridge
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridge
بازی ورق
bridge
اتصال دادن
bridge
پل ساختن
bridge
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridge
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
bridge
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridge
پل
bridge
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
measuring bridge
پل اندازه گیری
slab bridge
پل دالو
skew bridge
پل کج
signal bridge
پل مخابرات ناو
signal bridge
پل مخابره ناو
movable bridge
پل متحرک
road bridge
پل خیابان
slab bridge
پل تاوه
spar bridge
پل الواری
spar bridge
پل ساخته شده ازگرده چوب
maxwell m l bridge
پل ماکسول
maxwell bridge
پل اندازه گیری ماکسول
magnetic bridge
پل رلوکتانس
magnetic bridge
پل مغناطیسی
salt bridge
پل نمک
movable bridge
پلی که میشودجابجا نمود
road bridge
راه پل
operating bridge
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
navigating bridge
پل ناوبری
oxygen bridge
پل اکسیژنی
pontoon bridge
پل شناور قایقی
pontoon bridge
پل موقت
railroad bridge
پل راه اهن
natural bridge
پل طبیعی
railway bridge
پل راه اهن
ribbon bridge
پل تاشونده
ribbon bridge
پل کرکرهای
movable bridge
پل بازشو
rise of a bridge
خیز طاق پل
road bridge
پل راه
operating bridge
پل کارگاهی
stick bridge
پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
bass bridge
پایهباس
beam bridge
پلمیلهای
bridge assembly
برآمدگیسیمها
bridge of nose
برآمدگیبینی
compass bridge
قطبنمایعرشهکشتی
lift bridge
پلبالارو
portal bridge
پلدروازهای
through arch bridge
پلکمانسراسری
transporter bridge
پلانتقال
treble bridge
پلصدایزیر
cross a bridge before one comes to it
<idiom>
درمورد مشکلی قبل از حادثه فکرکردن
water under the bridge
<idiom>
همه چیز عوض شده
bridge loan
وام موقتی
[تا دریافت وام اصلی ]
bridge finance
وام موقتی
[تا دریافت وام اصلی ]
lattic-bridge
پل نرده ای
arch bridge
پلقوسدار
wien bridge
پل وین
wheatstone bridge
مداری متشکل از مقاومتهای معلوم و مجهول که توسط ان میتوان مقاومت مجهول رادقیقا اندازه گیری کرد
swing bridge
پل گردان
swing bridge
پل نوسان دار
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
the instability of a bridge
نا استواری پل
the pier of a bridge
پایه پل
the span of a bridge
چشمه یا دهانه پل
cross that bridge when you come to it
<idiom>
[به حل یک مشکل زمانی اقدام کن که لازم باشه و نه قبلش]
treadway bridge
پل عبور موقتی پیاده
treadway bridge
پل دوخطه
trestle bridge
پل پایه خرپایی
truss bridge
پل دارای اسکلت اهنی
truss bridge
پل با تیر مشبک
truss bridge
پل خرپایی
truss bridge
پل اسکلت فلزی
weatstone bridge
پل ویتستن
weigh bridge
قپان تخت قنطار کش
lattic-bridge
تیر حمال مشبک
enclosed bridge
پل فرماندهی سر پوشیده
cantilever bridge
ستون پل
cantilever bridge
پل قپانی
cantilever bridge
پل معلق
bridge shoe
زیره پل
bridge shoe
پاشنه
bridge shoe
پاشنه پل
bridge seat
پاشنه پل
bridge seat
تکیه گاه
bridge rectifier
یکسوکننده بریج
bridge rectifier
یکسو کننده پلوار
bridge plate
پل بین سکوی بارگیری وخودرو
cantilever bridge
پایه پل
cantilever bridge
پل بازودار
draw bridge
پل کششی
deck of a bridge
کف پل
deck of a bridge
صفحه پل
decade bridge
پل دهگانه
conductivity bridge
پل برق رسانایی
clapper bridge
پل سنگی
chain bridge
پل معلق
chain bridge
پل زنجیری
capacitance bridge
نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
cantilever bridge
پل کنسول
cantilever bridge
پل طرهای
bridge pier
پایه پل
bridge escape
فرار از پل
bascule bridge
پل قپانی
bascule bridge
پل متحرک
bailey bridge
پل متحرک وموقتی
asses bridge
قضیه حماریه
arched bridge
پل قوسی
arched bridge
پل کمانهای
suspension bridge
پل اویزان
bascule bridge
پل باسکولی
bridge deck
بدنه پل
bridge circuit
مدار پلوار
bridge carriageway
شوسه پل
bridge building
پل سازی
bridge head
سر پل ساحلی
bridge head
سر پل
bascule bridge
پل اهرمی
bascule bridge
پل متحرک باسکولی
bascule bridge
پل بازشونده
bascule bridge
پل بازشو
suspension bridge
پل معلق
heydweiler bridge
پل هایدویلر
irish bridge
اب نما
irish bridge
پل مغروق
irish bridge
ابنمای مغروق
irish bridge
پل ایرلندی
pedestrian bridge
پل پیاده رو
foot bridge
پل پیاده رو
flying bridge
پل هوایی
inductance bridge
پل اندوکتیویته
impedance bridge
پل اندازه گیری مقاومت
handling bridge
پل بار
girder bridge
پل تیر حمالی
girder bridge
پل پوتری
girder bridge
پل چند تکه قابل نصب رویهم
girder bridge
پل بیلی متوسط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com