English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (9 milliseconds)
English Persian
caps lock key کلید Lock Caps
Other Matches
caps حالت بزرگ حروف
caps در مقابل حالت کوچک
caps حروف بزرگ
caps کلیدی روی صفحه کلید که باعث میشود همه حروف بزرگ نوشته شوند
ice-caps یخ کلاه
bathing caps کلاه حمام
percussion caps چاشنی
percussion caps چاشنی ضربتی
percussion caps کلاهک ضربتی
ice-caps قله یخی
ice-caps یخ پهنه
ice-caps کلاهک یخی
ice-caps کیسه یخ
to pull caps هایهو برپا کردن
to pull caps نزاع کردن
That is all we needed!That caps ( beats ) all ! واقعا" همین یکی دیگه مانده بود !
lock in از بیرون در را روی کسی بستن
to lock out نگاه داشتن
to lock out پشت در
lock out تحریم کردن مستخدمین رااز مزایای استخدامی محروم کردن
lock out حبس کردن
lock up توقیف بازداشت کردن حبس کردن
lock away درجای قفل شده نگه داشتن
lock on باعلائم مخابراتی و رادارچیزی را تعقیب کردن
lock on قفل کردن توپ روی هدف هنگام تعقیب ادامه مستمرتعقیب هدف
lock up حبس
lock out قفل کردن
lock out حبس کردن تحریم کردن
lock up وضعیتی که در ان امکان انجام عمل دیگری نمیباشد
lock up وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
lock out تعطیل کارخانه
lock up در محلی محصور کردن
lock up حبس کردن
lock out درتنگنا قراردادن یا بمحل کار راه ندادن
lock up بازداشتگاه
lock up زیر قفل نگه داشتن
lock out بسته شدن کارخانه
to lock off جدا کردن
lock قفل شدن گیره دریچههای کانال ناو
lock قفل کردن بستن قفل
lock محکم نگهداشتن
lock قفل
lock چفت شدن
lock قفل گلنگدن
lock چفت
lock بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
lock قفل شدن
lock راکدگذاردن
lock بغل گرفتن
lock محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
lock سدبالابر چشمه پل
lock چفت و بست مانع
lock قفل چخماق تفنگ
lock up <idiom> اطمینال کامل از موفقیت
to lock somebody [yourself] out [of something] در را روی [خود] کسی قفل کردن [و دیگر نتوانند داخل شوند چونکه کلید در آنجا فراموش شده]
lock طره گیسو
lock قفل کردن
lock مانع دستیابی به سیستم یا فایل شدن
lock عمل جلوگیری از نوشتن روی فایل
lock همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
lock دسته پشم
lock سد متحرک
putlog or lock تیر افقی
putlog or lock زیرتختهای
pollack or lock یکجور ماهی روغن
percussion lock ماشه تفنگ
putlog or lock چوب بست
net lock قفل چهارراه
net lock سیم بند چهارراه
lock washer واشر قفلی
lock washer واشر پشت گیر
puzzle lock قفل رمزی
retraction lock وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
column lock قفلپایه
cycle lock قفلدوچرخه
drawbar lock قفلمیلهکشنده
equipment lock قفلتجهیزات
key lock قفلرمزی
lock dial تنظیمقفل
lock rail ریلقفلشده
lock ring حلقهقفل
lock switch کلیدقفل
lock-chamber منفذقفل
switch lock دکمهقفل
swivel lock قفلچرخان
tape lock قفلنوار
canal lock سرمتحرککانال
arm lock قفلبازو
rim lock سیم بند دو راه
rim lock قفل دو راه
safety lock قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
safety lock ضامن اسلحه
safety lock قفل ضامن
safety lock چفت ضامن سلاح
scalp lock کاکل
time lock قفل ساعتی
time lock گاه قفل
lock-up garage صندوقامانات
two bolt lock قفل دو زبانه
under lock and key زیر قفل
vapor lock قطع کامل جریان سیال
tubular lock قفلمیلهای
mortise lock قفل و بست
dead lock گیر کردن گیر
dead lock مانع
die lock گیره حدیده
door lock قفل در
door lock کلید خانه
door lock قفل
double lock دوبارکلیدگردانیدن در
elf lock موی درهم برهم
elf lock زلف ژولیده
elf lock گیس جنی
firing lock قفل اتش
flint lock تفنگ
flint lock چخماقی
dead lock اشکال
dead lock کوچه بن بست
combination lock قفل حروفی
letter lock قفل حروفی
advisory lock قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
air lock راهروی فشار
air lock اطاقک فشارهواپیما
air lock دریچه هوابند
ankle lock فیتیله پیچ
bail lock قفل قرقره ماهیگیری
check lock ساعت امتحان کننده
check lock مهره پشت گیر
control lock وسیلهای برای قفل کردن سطوح فرامین و جلوگیری ازحرکت انها وقتیکه هواپیمامتوقف است
cylinder lock قفل میلهای
dead lock وقفه
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
gust lock قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
lock forward هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفین ردکننده توپ
lock hospital بیمارستان ناخوشیهای مقاربتی
light lock درب نوربند
lock nut مهره قفلی
lock spring قاب ساعت فنری
lock nut مهره پشت گیر
lock option اختیار کاربرد قفل
lock spit شیاری که مسیر راه را نشان میدهد
lock step محدود
lock code رمز قفل
lock chain زنجیربرای بستن چرخ
lock torque قفل پیچش
lock step غیر قابل انعطاف
hydraulic lock قفل هیدرولیکی
ignition lock قفل موتور
keep under lock and key مهر و موم کردن
lock step گیردار
light lock نوربند
num lock key کلید Lock Num
num lock key کلیدی که کارایی قسمت عددی صفحه کلید را از کنترل نشانه گر به ورودی عددی تط بیق میدهد
lock, stock, and barrel با همه چیز
Luer-Lock tip لوئر
rip fence lock قفلشکافنردهای
To lock horns with someone. To take issue with someone. با کسی سر شاخ ( شاخ بشاخ ) شدن
shift lock key دکمهقفل
side-tilt lock قفلکنندهکناری
To insert the key in the lock. کلید را به قفل زدن
air lock caisson صندوقه تحت فشار
mortise dead lock قفل داخل کار قفل داخل درب
mortise dead lock قفل توکار
lock with wooden bolt کلیدان
lock filling opening قفلبازکنندهمکش
lock in base tube لامپ قفلی
steering wheel lock قفل غربالک
camera platform lock محلقفلدوربینبهپایه
blade tilting lock قفلتیغهواژگون
outside hook and overan lock لنگ تندر
scroll lock key کلید Lock Scroll
side wall of a lock بدنه سد دریچهای
steering column lock قفل فرمان اتومبیل
horizontal motion lock دستهتنظیمافقی
lock filling intake قفلمکش
Luer-Lock tip نوکلاک
laboratory air lock آزمایشگاهحبسهوا
lift cord lock قفلطناببالابر
lock emptying system قفلسیستمتخلیه
interior door lock button دکمهقفلدستگیرهداخلیدر
internal tooth lock washer واشرداخلدندانهای
lock filling and emptying opening قفلبازوبستهکردنوتخلیهوپرکردن
lock filling and emptying system دستگاهتخلیهوپرکردن
The key stuck in the door lock . کلید درقفل گیر کرد
external tooth lock washer قفلواشوندهدندانهای
Be sure to lock ( shut , close ) the door . مبادا در راباز بگذاری
lock the barn door after the horse is stolen <idiom> نوشدارو پس از مرگ سهراب
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen <proverb> کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com