Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
card sharp
قمارباز ماهری که ورق جور میکند و برگ میزند
card sharp
برگزن
Other Matches
sharp
نوک دار
sharp
حاد
to look sharp
تیزنگاه کردن
sharp
هوشیار دیز
sharp
زننده زیرک
sharp
تیز کردن
sharp
تند
sharp
تیز
to look sharp
جنبیدن
to look sharp
شتاب کردن
to look sharp
خوب پاییدن
look sharp
زود باشید
look sharp
بجنبید
sharp cut
معلوم
sharp picture
تصویر شفاف
sharp practice
گول زنی
sharp cut
روشن
sharp cut
صریح
double sharp
نیمپردهبالاییجفتی
sharp practice
کلاهبرداری
sharp picture
تصویر واضح
sharp image
تصویر شفاف
sharp image
تصویر واضح
sharp practice
حقه بازی
sharp eyed
تیز چشم
sharp eyed
تیز بین
sharp shooter
تیرانداز درجه 1
sharp sighted
تیز بین
sharp sighted
تیز نظر
sharp sighted
هوشیار دارای فکر صائب
sharp tongued
بدزبان
sharp tongued
فحاش
sharp witted
هوشیار
sharp witted
تیز فهم
sharp witted
تیز هوش
sharp tuning
میزان سازی تیز
sharp shooter
تیرانداز ممتاز
sharp tongued
بکار برنده سخنان زننده
sharp set
بااشتها
sharp fanged
تیز دندان
sharp set
حریص
sharp set
گرسنه بسیار مشتاق
sharp toothed
تیز دندان
sharp set
دارای لبه تیز
sharp nosed
دارای بینی تیز
sharp nosed
حساس
The sharp smell of alcohol
بوی تند وتیز الکل
A sharp note(reply).
نامه (جواب ) تند ( شدید اللحن )
8oclock sharp (on the dot).
درست سرساعت 8
8 oclock sharp . On the stroke of 8.
بلیط دوسره
8 oclock sharp . On the stroke of 8.
سر ساعت هشت
A sharp knife (pin , needle)
چاقو (سوزن ) تیر
card
ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
card
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
card
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
card
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card
مین فلز برای تختههای مدار
card
سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
card
تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
card
ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
card
کارتی با سوراخهای پانچ شده روی آن برای نمایش داده
card
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
card
خط ی از اطلاعات پانچ شده درباره یک حرف که موازی با قسمت کوتاه تر کارت است
card
وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد
card
بخشی از ستون کارت که برای یک نوع داده در نظر گرفته شده است
card
قطعه کوچکی از کاغذ یا پلاستیک
card
ورق
card
ورق بازی گنجفه
card
کارت
card
کارت ویزیت بلیط
card
مقوا
card
کارت تبریک کارت عضویت
card
ورق بازی کردن
card
پنبه زنی
card
ماشین پرداخت پارچه
card
برگه
card
امتیاز معین را درهربخش ازبازی بدست اوردن
card
یک کارت پانچ
card
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
card
بخشی از حافظه که حاوی نمایش داقیق اطلاعات روی کارت است
card
برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
ID card
شناسنامه
ID card
کارت شناسایی
card
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
card
برگ
card
ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند
greetings card
کارتتبریک
card
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
card
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
range card
کارت برد
punched card
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
punch card
کارت منگنه
safety card
کارت تامین جنگ افزار
post card
کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
post card
کارت پستال
paper card
کارت کاغذی
playind card
ورق گنجفه
safety card
کارت تامین اتشبار
red card
علامت اخراج اخراج بازیگر
punched card
کارت منگنه شده
ram card
RAکارت
race card
برنامه اسب دوانی
qualification card
کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
punched card
کارت منگنه
range card
کارت تیر سلاح جدول تیر سلاح
punch card
برگ منگنه
red card
کارت قرمز
punched card
کارت پانچ شده
vaccination card
دفترچه واکسیناسیون
index card
کارتشاخص - کارت Index
cheque card
کارتشناساییمخصوصدریافتچک
cash card
کارتمخصوصگرفتنپول
card vote
کنارهگیریبهنفعکسی
boarding card
کارتمخصوصیکهمسافرانباید بههمراهداشتهباشند
high card
کارتبالا
card support
حافظورق
green card
کارت سبز
To play ones last card
آخرین تیر ترکش رارها کردن
to play one's card well
از فرصت خود استفاده کامل کردن
He is a loose card .
خیلی ول است
vaccination card
دفترچه مایه کوبی
to get
[be given]
your card
[British E]
<idiom>
برگه اخراج از شغل را گرفتن
[اصطلاح روزمره]
card-cut
[برجسته کاری کوچک زنجیره ی هندسی در کتیبه های گوتیک]
I have a credit card.
من کارت اعتباری دارم.
trump card
<idiom>
استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
card up one's sleeve
<idiom>
برای روز مبادا نگهداشتن
card-indexes
رجوع شود به file card
card-index
رجوع شود به file card
visiting card
کارت ویزیت
trailer card
کارت پشت بند
to palm a card
برگی را در دست غیباندن
time card
کارتی که ساعت حضور وغیاب کارگر روی ان قید میشود گاه برگ
tape to card
از نوار به کارت
summary card
کارت خلاصه
stub card
ته کارت
storm card
طوفان نمای دریایی
visiting card
کارت اسم درفرانسه
visting card
کارت ویزیت
we left a card on him
کارتی در خانه اش گذاشتیم
card-carrying
واقعی
card-carrying
دو آتشه
card-carrying
عضو رسمی
card-carrying
دارای کارت عضویت
card sharps
برگزن
card sharps
قمارباز ماهری که ورق جور میکند و برگ میزند
yello card
اخطار
yello card
کارت زرد
smart card
کارت هوشمند
card stacker
مخزن کارت
card jam
گیر کردن کارت
card image
تصویر کارت
card hopper
قسمت جهنده کارت
card hopper
ناودان کارت
card guide
راهنمای کارت
card format
قالب کارت
card file
پرونده کارتی
card field
فیلد کارت
card field
میدان کارت
card loader
بار کننده کارت
card loader
کارت بارکن
card punch
کارت منگنه کن
card stacker
کارت پشته کن
card sorter
دستگاه مرتب کننده کارت
card sorter
دستگاه کارت جورکن
card row
سطر کارت
card reproducer
تولیدکننده دوباره کارت
card reader
کارت خوان
card rack
جای کارت
card rack
طاقچه کارت
card punch
دستگاه کارت منگنه
card feed
خورد کارت
binary card
کارت دودویی
bin card
کارت مصرف محتویات فرف
aperture card
روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
account card
کارت حساب
wild card
روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
report card
کارنامه
identity card
شناسنامه
credit card
کارت اعتباری
credit card
کارت یاورقه خرید نسیه
playing card
گنجفه
playing card
ورق گنجفه
calibration card
کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
calling card
کارت ویزیت
card aligner
هم تراز کننده کارت
card face
رویه کارت
card deck
دسته کارت
card deck
دستینه کارت
card column
ستون کارت
card code
کد کارت
card code
رمز کارت
card cage
محفظه کارت
card board
مقوای نازک
card bed
بستر کارتها
playing card
ورق بازی , برگ
card system
سیستم کارتی
magnetic card
کارت مغناطیسی
flash card
ورقه تمرین بصری
flash card
ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
face card
بی بی یاسرباز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com