Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
celestial equator system of coordinates
دستگاه مختصات استوای سماوی
Other Matches
celestial equator
استوای اسمانی
celestial equator
استوای نجومی
celestial equator
استوای سماوی
celestial equator
معدل النهار
celestial equator
استوای عالم
celestial equator
معدالنهار
preferred system of coordinates
دستگاه مختصات مرجع
horizon system of coordinates
دستگاه مختصات افقی
Equator
استوا یا خط استوا
Equator
استوا
Equator
ناحیه استوایی
Equator
دایره استوا
Equator
خط استوا
geomagnetic equator
استوای ژئومگنتیکی
equator of magnet
استوای اهنربا
geographic equator
استوای جغرافیایی
celectial equator
استوای سماوی
magnetic equator
استوای مغناطیسی
coordinates
دستگاه مختصات
coordinates
مختصات
coordinates
مختصات نقشهای
coordinates
طول و عرض نقاط
celestial
فلکی
celestial
نجومی
celestial
سماوی
celestial
اسمانی
celestial
علوی
celestial
الهی
ablique coordinates
دستگاه مختصات قائم
axis of coordinates
محورهای مختصات
polar coordinates
مختصات قطبی
[ریاضی]
geographic coordinates
مختصات جغرافیایی
reaction coordinates
مختصات واکنش
spherical coordinates
مختصات کروی
[ریاضی]
polar coordinates
دستگاه مختصات قطبی
curvilinear coordinates
مختصات خمیده خط
[ریاضی]
polar coordinates
مختصات قطبی
cartesian coordinates
محور مختصات
rectangular coordinates
دستگاه مختصات راست گوشه
canonical coordinates
مختصات بندادی
spherical coordinates
مختصات کروی
spherical coordinates
دستگاه مختصات کروی
grid coordinates
مختصات شبکه
grid coordinates
مختصات
image coordinates
مختصات تصویر
equatorial coordinates
مختصات استوایی
plain coordinates
مختصات افقی
geomagnetic coordinates
مختصات ژئومگنتیکی
plain coordinates
مختصات مسطحه
transformation of coordinates
تبدیل مختصات
eulerian coordinates
مختصات اولری
cartesian coordinates
سیستم مختصات سه بعدی فضایی
cartesian coordinates
مختصات دکارتی
spherical coordinates
مختصات سماوی
jacobian coordinates
مختصات ژاکوبی
lagrangian coordinates
مختصات لاگرانژی
momentum coordinates
مختصات اندازه حرکت
generalized coordinates
مختصات تعمیم یافته
cartesian coordinates
سیستم موقعیت که از دو بردار در جهت زاویه راست برای نمایش نقط های که با دو عدد امکان دهی شده است و موقعیت آن را میدهد تشکیل شده است
celestial object
celestial
celestial navigation
ناوبری بااستفاده از صور فلکی
celestial navigation
ناوبری نجومی
celestial meridian
نصف النهار اسمانی
celestial meridian
دایره نیمروز سماوی
celestial precomputation
محاسبات پیش بینی شده نجومی محاسبات نجومی
celestial sphere
کره نجومی
celestial sphere
کره سماوی
celestial sprere
گردون
celestial sphere
کره اسمان
celestial sphere
کره عالم
celestial triangle
traingle astronomical
celestial meridian
نصف النهار سماوی
celestial machine
مکانیک سماوی
celestial body
صورت فلکی
celestial body
صور فلکی
celestial body
جسم سماوی
celestial empire
لقب کشور چین
celestial gion
کره فعلی
celestial guidance
سیستم هدایت نجومی موشک هدایت موشک یا قمرمصنوعی با استفاده از صورفلکی
celestial horizon
افق سماوی
celestial horizon
افق نجومی
celestial machine
مکانیک اسمانی
celestial latitude
میل
celestial lonitude
بعد
celestial lonitude
دوری
celestial north pole
قطب شمال عالم
apparent celestial longitude
سست
celestial body south pole
قطب جنوب عالم
linear system
[system of linear equations]
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
p system
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
c.g.s. system
دستگاه سگث
i.f.f. system
دستگاه تشخیص
value system
نظام ارزشها
cw system
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
system
مجموعه سازمان
the system of
the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
system
ترتیب
system
روش اصول
system
نظام سیستم
the system of
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
system
نظم ترتیب
system
سازمان
system
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system
سازگان
system
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
سلسله
system
رشته دستگاه
system
طرز روش
system
اصول وجود
system
اسلوب
system
منظومه
system
قاعده رویه
system
جهاز
system
نظام
system
نظم منظومه
system
طرز اسلوب
an system
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
system
سامانه
system
دستگاه
system
سلسله رشته
system
همستاد روش
system
همست
system
سیستم
system
تشکیلات
system
طریقه
mature system
سیستم کامل
system maintenance
تامین و نگهداری سیستم
maroczy system
سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
system floder
مخزن سیستم
system file
فایل سیستم
system engineering
مهندسی سیستم
lymphatic system
دستگاه لنفاوی
system engineer
مهندس سیستم
system log
گزارش روزانه عملیات سیستم
total system
سیستم کامل
limbic system
دستگاه کناری
system prompt
اعلان سیستم
system log
شرح ماوقع سیستم
system loader
بارکننده سیستم
system library
کتابخانه سیستم
system interrupt
وقفه سیستم
market system
نظام بازار
system flowchart
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
makagonov system
سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
irrigation system
شبکه ابیاری
interphone system
سیستم تلفنی
magnet system
سیستم اهنربایی
system implementation
پیاده سازی سیستم
system indicator
طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
system international
سیستم بین المللی
System Monitor
امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
magnetic system
سیستم مغناطیسی
system generator
مولد سیستم
system generation
تولید سیستم
system mangement
مدیریت سیستم
system generation
ایجاد سیستم
system follow up
ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
london system
سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
management system
سیستم مدیریت
management system
سیستم اداره
isolated system
سیستم منزوی
system resolution
تفکیک سیستم کار دستگاه
hexagonal system
دستگاه شش گوشهای
system's design
ساختمان سیستم
system installation
نصب سیستم
system programs
برنامههای سیستم
ignition system
سیستم احتراق موتور
illuminating system
سیستم روشنایی
heliocentric system
دستگاه خورشید مرکزی
system's design
طرح سیستم
system programming
برنامه نویسی سیستم
incentive system
نظام تشویقی
system's design
مدل سیستم طرزساخت سیستم
indeterminate system
سیستمی که وضعیت منط قی
system time
ساعت سیستم
system time
زمان سیستم
system testing
ازمایش سیستم
household system
نظام خانوادگی
household system
نظام تولیدخانوادگی
system resource
منبع سیستم
system resource
وسیله سیستم
system security
حفافت سیستم
system software
نرم افزار سیستم
system standard
معیار سیستم
system standard
استانداردسیستم
system study
مطالعه سیستم
system test
ازمون سیستم
system reset
راه اندازی مجدد سیستم
hydraulic system
سیستم هیدرولیک
indeterminate system
آن قابل پیش بینی نیست
system programmer
برنامه نویس سیستم
system of units
سلسه احاد
target system
سیستم هدفهای میدان تیر سری هدفهای مستقر در یک منطقه
intercommunication system
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
giorgi system
دستگاه جورجی
geocentric system
دستگاه زمین مرکزی
intercommunication system
سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
system of units
دستگاه یکانها
geniculostriate system
دستگاه مخطط زانویی
tax system
نظام مالیاتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com