Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (8 milliseconds)
English
Persian
chaplain activities fund
اعتبار امور مذهبی
chaplain activities fund
اعتبارمسجد
Other Matches
chaplain
افسر امور دینی
chaplain
قاضی عسگر
chaplain
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
chaplain
دین یار
activities
اکتیوایی
activities
کار چابکی
activities
فعالیت
activities
کنش وری
activities
رکورد فعالیتهای انجام شده
activities
سازمان
activities
ماموریت عمل
activities
کار
activities
وفیفه
activities
قسمت یکان
activities
بخش
activities
روش سازماندهی محتوای دیسک به طوری که فایلهایی که بیشتر استفاده می شوند زودتر بار شوند
activities
چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
activities
زنده دلی
activities
تعداد فایل هایی که در حال حاضر در مقایسه با کل آنها استفاده شده اند
activities
فعال یا مشغول بودن
activities
بیشترین تعداد کارهایی که در یک سیستم چند منظوره قابل اجراست
activities
کارها یا وفایفی که روی یک کامپیوتر انجام می شوند
nonmarket activities
فعالیتهای غیر بازاری
centre of activities
مرکز عملیات
taxable activities
فعالیتهای مشمول مالیات
to phase out their activities
فعالیت های خود را به تدریج قطع کردن
hostile activities
مخاصمات
To extend the scope of ones activities .
میدان عملیات خودرا گسترش دادن
make work activities
فعالیتهای کاربر
fund
پشتوانه
fund
موجودی دارائی
fund
صندوق
fund
وجوه
fund
سرمایه
fund
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
fund
سرمایه گذاری کردن
fund
تهیه وجه کردن
fund
سرمایه ثابت یاهمیشگی
fund
اعتبار
fund
اعتبار مالی
fund
تنخواه قرضه دولتی سهام
fund
موجودی سرمایه
fund
دارائی
fund
وجه
fund
ذخیره
reserve fund
سرمایه احتیاطی
relief fund
وجوه اعانه
provident fund
وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
provident fund
وجوه احتیاطی
point fund
پاداش پایان فصل
pension fund
صندوق بازنشستگی
loan fund
صندوق وام
imprest fund
اعتبار مربوط به پرداخت مساعده
reserve fund
وجوه ذخیره
reserve fund
وجوه اندوخته
slush fund
بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
slush fund
پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
fund-raising
گردآوری اعانه
unemployment fund
صندوق تامین بیکاری
sustentation fund
اعانه برای روحانیون بی نوا
sinking fund
دخیره استهلاک دین
sinking fund
ذخیره مخصوص پرداخت دیون ملی و مملکتی
sinking fund
وجه استهلاکی
sinkin fund
وجوه استهلاکی
revolving fund
اعتبار در گردش
revolving fund
تنخواه گردان
benevolent fund
کمکبهانجمنخیریه
imprest fund
اعتبار مساعده
contingency fund
وجوه احتیاطی
consolidated fund
سرمایه ذخیره
capital fund
وجوه سرمایه
blended fund
سرمایههای بهم منظم شده
depositary for a fund
سپرده برای یک صندوق
amortization fund
وجه استهلاک
aid fund
صندوق تعاون
fund code
کد اعتبارات
trust fund
وجوه سپرده
trust fund
سپرده امانی
trust fund
وجوه پس انداز شده
trust fund
وجوه متراکم شده
trust fund
سرمایه امانی
trust fund
وجه امانی
trust fund
سپرده
mutual fund
شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
contingent fund
اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
guarantee fund
سپرده تضمینی
fund holder
دارنده سهام قرضه دولتی
emergency fund
وجوه اضطراری
current fund
نقدینه
current fund
اموالی که سریعا "بتوان به پول تبدیل کرد
army deposit fund
سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
international monetary fund
صندوق بین المللی پول
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
exchanged stabilization fund
صندوق تثبیت ارز
personal deposit fund
اعتبارات مربوط به پس اندازافراد
european monetary fund
صندوق پولی اروپا
electronic fund transfer
ارسال الکترونیکی دارائی
deposit fund account
حساب تشکیل سرمایه
army deposit fund
پس انداز انفرادی افراد
deposit fund account
اعتبار تشکیل سرمایه
social insurance fund
صندوق بیمههای اجتماعی
wage fund theory of wages
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
Recent search history
Search history is
off
.
Activate
✘ Close
✘
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
◀—
ش
س
ئ
ی
ب
ل
أ
آ
ا
ت
ن
م
ک
گ
[]
ظ
ط
ژ
ز
ر
ذ
د
پ
ؤ
و
ء
.
!
؟
()
نیم فاصله
Space
نیم فاصله
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com
Close
Previous
Next
Loading...