Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
character printer
چاپگر دخشهای
character printer
چاپگرعلامتی
character printer
چاپگر کاراکتری
Other Matches
printer
مطبعه
printer
چاپگر
printer
چاپ کننده
printer
صاحب چاپخانه
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer's d.
پادوی چای خانه
nonimpact printer
چاپگر غیر تماسی
non impact printer
که حالت حرف ریبون روی کاغذ را گرم نمیکند
chain printer
چاپگرزنجیرهای
non impact printer
چاپگر
chain printer
چاپگر زنجیری
nonimpact printer
چاپگر غیربرخوردی
bar printer
چاپگری که در آن حروفی که روی بازو هستند به کاغذ می چسبند یا چاپ می شوند
barrel printer
چاپگر بشکهای
barrel printer
نوعی چاپگر که حروف روی لوله چرهان آن قرار دارند
bidirectional printer
چاپگر دو طرفه
parallel printer
چاپگر موازی
page printer
چاپگر صفحهای
optical printer
چاپگر نوری
matrix printer
چاپگر ماتریسی
magnetic printer
چاپگر مغناطیسی
console printer
چاپگر کنسول
electrostatic printer
چاپگر الکترواستاتیکی
drum printer
چاپگر طبلهای
drum printer
چاپگر طبله
electronic printer
چاپگر الکترونیکی
impact printer
چاپگرتماسی
drum printer
چاپگراستوانهای
electrosensitive printer
چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
electrothermal printer
چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
electrothermal printer
چاپگری با سرعت زیاد بااستفاده از عناصر گرمازا چاپگر حرارتی
electrothermal printer
چاپگرحرارتی برقی
graphics printer
چاپگر گرافیکی
impact printer
چاپگر برخوردی
image printer
چاپگر نقطه ماتریسی که قابلیت تولید خروجی متن وگرافیک با کیفیت بالا را دارد
impact printer
چاپگر ضربهای
magnetic printer
پرینتر
color printer
چاپگر رنگی
printer table
میزچاپگر
laser printer
چاپگر لیزری
spark printer
چاپگر حرارتی که حروف را روی کاغذ حرارتی با جرقه الکتریکی تولید میکند
serial printer
چاپگر نوبتی
serial printer
چاپگر سری
thermal printer
چاپگر حرارتی
thimble printer
چاپگر کامپیوتری که از نوک چاپ مشابه wheel-daily استفاده میکند ولی به شکل انگشتانه است
thimble printer
چاپگر انگشتانهای
xerographic printer
چاپگر تصویربردار از عکس چاپگر تصویر بردار
wheel printer
چاپگر چرخ دوار
xerographic printer
چاپگر
xerographic printer
که جوهر باردار جذب میشود به محل تصویر باردار
contact printer
اتصالچاپگر
printer port
قسمتاتصالبهچاپگر
line printer
چاپگر سطری
printer font
فونت چاپگر
record printer
اشاره گر رکورد
printer's ink
مرکب چاپ
printer stand
پایه چاپگر
printer machine
دستگاه چاپ
printer driver
برنامه راه انداز چاپگر
printer machine
ماشین چاپ
bar printer
چاپگر میلهای
printer font
قلم چاپگر
line printer
چاپگر خطی
band printer
چاپگر نواری
ball printer
چاپگری که از توپ فلزی کوچک روی سط حی که حروف شکل می گیرند تشکیل شده است
ball printer
چاپگر توپی
line printer
وسیله چاپ اطلاعات با سرعت بالا خروجی به صورت خط در دقیقه است
band printer
چاپگری که حروف آن روی قوپ فلزی متحرک قرار دارد
wire matrix printer
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
daisy wheel printer
چاپگر اصلی ضربهای
tractor feed printer
چاپگر تغذیه شده تراکتوری
postscript laser printer
چاپگر لیزری پست اسکریپت
type bar printer
چاپگر میلهای تایپ
dye sublimation printer
چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
write black printer
چاپگری که تونر آن نقط های که توسط لیزر گرم شده است در هنگام اسکن کردن تصویر می چستد
daisy wheel printer
چاپگرچرخشی
daisy wheel printer
چاپگر چرخ دوار
dot matrix printer
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printer
چاپگر یا ماتریس نقطهای
ink ject printer
چاپگر با پرتاب مرکب
line printer controller
کنترل کننده چاپگر خطی
line at a time printer
چاپگر خطی
letter quality printer
چاپگرکیفیت حروف
letter quality printer
چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
ink jet printer
دستگاه خروجی که بوسیله پاشیده شدن لایه نازکی ازجوهر چاپ میکند
ink ject printer
چاپگر با فوران جوهر
hit on the fly printer
چاپگری که در ان کاغذ و یامکانیزم چاپ در حالت ثابتی هستند به نحوی که شروع وتوقفی مورد نیاز نمیباشد
high speed printer
چاپگر سریع
ink ject printer
چاپگرجوهری
multi strike printer ribbon
ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
thermal wax transfer printer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
character
مونه
in character
<idiom>
مثل معمول
character
صفت
character
دخشه
character
سیرت
character
عدد صحیح خصوصیت
character
یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
character
صفت اختصاصی
character
حرف
character
دخشه کاراکتر
character
علامت
character
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
character per second
کاراکتر درثانیه
character per second
دخشه در ثانیه
character
مجسم کردن شخصیت
character
شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
character
منش
character
خیم
character
نهاد سیرت
character
نویسه
character
صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی
character
رقم
character
خط
pad character
حرف اضافی افزوده شده به رشته یا بسته یا فایل تا به اندازه مورد نظر برسد
blank character
دخشه
blank character
فاصله
blank character
کاراکتر جای خالی
numeric character
دخشه عددی
numeric character
کاراکتر عددی
optical character
دخشه نوری
blank character
کاراکتر تهی
oral character
منش دهانی
optical character
کاراکتر نوری
null character
کاراکتر تهی
character code
رمز کاراکتر
character code
کد کاراکتری
character code
رمز دخشهای
membership character
ویژگی عضویت
most significant character
رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
character checking
تست کاراکتری
pad character
کاراکتر میانگیر برای پر کردن فصای خالی
new line character
دخشه تعویض سطر
nongraphic character
کاراکتر غیر گرافیکی
character analysis
تحلیل منش
blank character
دخشه فاصله
null character
دخشه پوچ
character density
تراکم دخشه ها
bell character
کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند
special character
دخشه ویژه
special character
علامت ویژه کاراکتر مخصوص
substitute character
حرفی که در صورتی که حرف دریافت شده تشخیص داده نشود نمایش داده میشود
sync character
کاراکتر همگام
out of character
[OOC]
دور از منش من
character actor
هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actors
هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character correction
نمایشتغییرات
extended character
دکمهبازکنندهصفحه
He has a clean character.
اخلاقا" آدم سالمی است
special character
ویژه
special character
دخشه
sign character
دخشه علامت نما
backspace character
دخشه پسبرد
anal character
منش مقعدی
alphanumeric character
دخشههای الفبا عددی
aknowledge character
کاراکتر مورد قبول
receptive character
منش پذیرا
reserved character
کلمه یاعبارتی که به عنوان مشخصه درزبان برنامه سازی به کارمی رود.
reserved character
فضایی ازدیسک که برای کنترل ذخیره داده به کارمی رود
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
rub out character
دخشه پاک کن
separating character
دخشه جدا ساز
historic character
[شخصیت های تاریخی که در طرح های مناظر برای توصیف ساختارها و ویژگی های معماری و تاریخی استفاده می شد.]
magnetic character
کاراکتر مغناطیسی
exploitative character
منش بهره کش
escape character
کاراکتر گریز
character string
رشته دخشهای
forbidden character
دخشه ممنوعه
crc character
کاراکتر CRC
control character
کاراکتر کنترلی
control character
دخشه کنترلی
control character
علامت کنترلی
control character
دخشه کنترل
functional character
دخشه وفیفه بندی
character string
رشته کاراکتری
gap character
دخشه شکاف پر کن
character pitch
تعداد کاراکترها در واحد اینچ در یک خط متن
compliant character
منش تسلیم گر
escape character
حرفی که نشان دهنده کد espace باشد
escape character
ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
escape character
کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
character set
دخشکان
character recognition
تشخیص کاراکتر
character recognition
دخشه شناسی
character reader
دخشه خوان
character pitch
type elite
character pitch
pica
character set
مجموعه علائم
enquiry character
کاراکتر پرس و جو
erase character
دخته پاک کن
erase character
حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
character sketch
شمایل
genital character
منش تناسلی
global character
کاراکتر سراسری
graphic character
دخشه نگارهای
character guidance
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
character set
دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
character graphics
نگاره سازی دخشهای
character trait
صفت منشی
character generator
مولد کاراکتر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com