English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
cheque book cover پوششدفترچهچک
Other Matches
He has read the book from cover to cover . کتاب رااز اول تا آخر خوانده است
cheque book دفترچه چک
cheque book دسته چک
calculator/cheque book holder دفترچهنگهدارندهحساب
can not judge a book by its cover <idiom> [چیزی را نمی شود صرفا از روی قیافه قضاوت کرد]
cheque چک
cheque برات
cheque حواله
bearer cheque چک در وجه حامل
stale cheque چک قدیمی
order cheque چک در نام فرد خاص
open cheque چک معمولی
order cheque چک به حواله کرد
open cheque چک انتقال پذیر
blank cheque چک سفید
blank cheque سفید مهر
bad cheque چک برگشتی
bouncing cheque چک برگشتی
traveller's cheque چک مسافرتی
dud cheque چک بی محل
antedated cheque چک به تاریخ مقدم بر تاریخ واقعی صدور
bearer cheque چک حامل
stale cheque چک تاریخ گذشته
cheque card کارتشناساییمخصوصدریافتچک
counterfoil of a cheque ته چک
crossed cheque چک مسدود
postdated cheque چک وعده دار
cleared cheque چک وصول شده
to cash a cheque چک را نقد کردن
bounced cheque چک برگشتی
cheque without funds چک بی محل
cancelled cheque چکی که وجه ان را بانک به اورنده چک پرداخته است
open cheque چک قابل انتقال
crossed cheque چک بسته
dishonoured cheque چک بی محل
draw a cheque for حواله کردن
draw a cheque for چک کشیدن
to bounce [cheque/check] برگشتن [چکی]
blank signed cheque چک سفید امضاء
cheque to a person's order چکی که گیرنده وجه باید پشت انرا امضا کند
To cancel ( an invitation , a passport, a cheque). باطل کردن (دعوت ،گذرنامه ،چک )
cover all رولباسی
cover all بارانی یا روپوش
cover دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
to cover in پرکردن
under cover <idiom> پنهان شدن
take cover حفاظ گرفتن
take cover پشت جان پناه قرار گرفتن
cover up <idiom> پنهان کاربدواشتباه
from cover to cover ازاغازتا انجام کتاب
under cover سربسته درپاکت
to cover up پوشاندن
cover off پشت سر هم قرار گرفتن پشت به گردن
to cover up پیچیدن
to cover in پوشاندن
take cover جان پناه گرفتن
cover جلد کردن
cover نگهبان بگوش
cover تامین زیان و خسارات بیمه
cover بسته بندی
cover بازی دفاعی
cover اماده شدن برای دریافت توپ
cover سطح برف
cover اماده برای برگرداندن توپ
cover امادگی
cover مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
cover بوته زار پناهگاه شکار
cover روپوش
cover حاوی بودن درپوش
cover حایل شدن
cover پنهان کردن
cover طی کردن
cover تامین کردن
cover پوشش
cover جلد
cover رویه لفاف
cover پاکت
cover حفاظ
cover جان پناه خفاگاه پوشاندن
cover انجام دادن
cover اختفاء
cover مخفی در بر گرفتن
cover سقف زدن
cover روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover مخفی گاه [جامعه شناسی]
cover سرپوش
cover-up در لاک دفاعی فرورفتن
cover up در لاک دفاعی فرورفتن
cover پوشاندن
cover پوشش مخفی [جامعه شناسی]
cover جلد سرپوش
cover تامین
cover and concealment پوشش و اختفاء
cover drive ضربه در سمت نیمه معینی اززمین
cover note بیمه نامه موقت
cover note گواهی بیمه نامه
cover note گواهی پوشش بیمه
protective cover پوشش حفافتی
protective cover روپوش حفاظ
piston cover پوشش پیستون
piston cover کف پیستون
cover an angle زاویهای را بستن
ice cover یخپوش
open cover بیمه نامهای که جهت حمل محمولههای متعدد تهیه میشود
open cover بیمه نامه باز
magneto cover سرپوش مگنت
insurance cover پوشش بیمه
protective cover جان پناه دفاعی
overhead cover حفاظ بالای سر
corset cover لباس زیر زنانه که روی کرست پوشیده میشود زیرپوش
contingency cover بیمه حمل احتیاطی
overhead cover پوشش بالای سر روپوش بالای سر
cover plate صفحه سرپوش
saddle cover زین پیچ
saddle cover غاشیه
dust cover سرپوش غبارگیر
extra cover بازیگر بل گیر
extra cover پوشش اضافی برای بل گرفتن
fighter cover پوشش با هواپیماهای شکاری
fighter cover پوشش هواپیماهای جنگنده
fire cover پوشش اتش
sight cover روپوش دستگاه نشانه روی روپوش زاویه یاب
saddle cover زین پوش
dish cover سرپوش
depleted cover پوشش کاسته شده
cover plate پشت بندصفحه بست
hub cover قالپاق چرخ
cover point عضو دفاع نزدیک
cover point محل بازیگر در نقطه معینی دور از توپزن
cover search جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
cover shame عذر
cover shame بهانه
protective cover روکش محافظ
radiator cover روکش رادیاتور
depleted cover پوشش کاهسته
hatch cover درب دهلیز
concrete cover پوشش بتنی روی فولاد
air cover پوشش هوایی
pan cover پوششکنه
lever cover پوششدربازکن
head cover محافظسر
glass cover پوشششیشهای
filter cover پوششفیلتر
battery cover پوششباطری
first-day cover پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
cover girls ستارهی روی جلد
cover girls زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
cover girl ستارهی روی جلد
cover girl زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
pillow cover ستونمخروطی
seat cover پوششصندلی
sliding cover پوششمتحرک
divan cover [قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
base cover عکس برداری اولیه
basic cover عکسبرداری اولیه هوایی
batterty cover سرپوش باتری
cover one's tracks <idiom> پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
cloud cover سطح ابر زیرپوشش اتمی
binding cover پوشش تعهد شده
loose cover روکش
duvet cover روپوشقابلشستشو
valve cover روپوشسرپاپ
speaker cover پوششصدا
horse cover قالیچه زیر زین اسب
saddle cover رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
to cover one's nakedness ستر عورت کردن
to cover much ground وسیع بودن
to cover much ground رسابودن
to cover much ground جامع بودن
mattress cover گردنبندبلندمهمانی
cloud cover غلظت ابر اتمی
cover charges مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
column cover پوشش ستون
communication cover پوشش مخابراتی
comparative cover پوشش نسبی
cover charge مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cell cover درپوش باتری
break cover خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
bed cover روتختی
hatch cover درپوش دوردریچه
cover-ups در لاک دفاعی فرورفتن
toilet cover رو میزی برای میز ارایش
under cover of letter no ضمن نامه شماره
his hat cover his fanily خودش است و کلاهش
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
to have compulsory insurance [cover] اجباری [الزامی] بیمه بودن
perforated cover plates صفحات مشبک
They escaped under cover of darkness. درتاریکی شب فرار کردند
under cover of frind ship بعنوان دوستی
excess cover treaty قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
excess loss cover بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
perforated cover plates صفحات سوراخدار
cut and cover shelter سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
his hat cover his fanily هیچکس را ندارد
To cover (traverse)long distances. مسافت زیادی راطی کردن
To cover up a fult ( defect , shortcoming ) . عیب پوشی کردن
to book something چیزی را سفارش دادن
to book something چیزی را رزرو کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com