English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (10 milliseconds)
English Persian
china tree شالسنجان
china tree زیتون تلخ
Other Matches
China denies militarizing South China Sea. چین را تکذیب نظامی جنوب دریای چین است.
china کشورچین
china فروف چینی
china چینی
china clay کائولن
china clay خاک چینی
china aster مینافرنگی
zedoary of china زدوار ختایی
china aster گل رعنا زیبا
china root چوب چینی
china crape کرپ دوشین
vitreous china چینی لعابدار
china man اهل چین
indo china هند و چین
bone china چینی فراتاب و فریف که از رس سفید و خاکستر استخوان درست شده است
China tea چاییسبز
China Sea دریایچین
china rose خطمی مجلسی
china rhubard ریوند چینی
china proper چین خاص
china orange نارنگی
tree bench [bench encircling a tree trunk] نیمکت [دور تنه ] درخت
bull in a china shop <idiom> کسی که همه چیزرا به هم میریزد
It's Lombard Street to a China orange. <idiom> بطور قطع [حتما] اتفاق می افتد.
It's Lombard Street to a China orange. <idiom> کاملا مسلم وقطعی است.
China has signalled [its] readiness to resume talks. چین آمادگی [خود را ] برای از سرگیری مذاکرات نشان داد.
tree درتنگنا قرا ردادن
tree بشکل درخت شدن
tree بدرخت پناه بردن
tree سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
tree مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
tree مین میکند
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
tree فرمان TREE
tree شاخسار
tree شجره النسب درخت کاشتن
tree درخت
tree شجر
before the tree جلو درخت
tree قالب کفش چوبه دار
tree سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
the f. of a tree برگهای درخت
tree network شبکه درختی
tree planting درختکاری
tree house خانه بالای درخت
tree of heaven درخت عرعر
tree structure ساخت درختی
tree structure ساختار درخت
tree structure ساختاردرختی
tree surgeon ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
tree sort مرتب کردن درختی
tree surgery تشریح علمی درخت
tree traversal تقاطع درختی
tree farm خزانه درخت
tree farm محوطه درخت کاری جنگل
tree diagram نمودار درخت
stunted tree درخت رشد نکرده وکوتاه
strawberry tree توت فرنگی درختی
summer tree حمال
the pith of a tree مغز درخت
the root of a tree ریشه درخت
spindle tree اونموس
summer tree تیرسردر
spanning tree زیرگرافی از یک گراف
spanning tree روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود
spanning tree درخت پوشا
sorrel tree درخت ترشک
threaded tree درخت پیچ دار
to girdle a tree پوست درخت راحلقهای بریدن
to girt a tree دوردرختی راپیمودن
to shin up a tree از درختی بالارفتن
to spray a tree داروی ویژه بردرختی افشاندن تا انکه میکربهای ان کشته شود
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
summer tree شاه تیر
unordered tree درخت نامرتب
oak tree درخت بلوط
the foot of the tree پای درخت
tree of life درخت زندگی [این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
walnut tree درخت گردو
cross-tree [رابط عرضی دکلها]
pulm tree درخت نارگیل
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
to lop a tree درختی را آراستن
to prune a tree درختی را آراستن
Deciduous tree درخت برگریز
gum tree درخت صمغ
ornamental tree درختتزئینی
tree frog قورباغهدرختی
tree pruner درختآرا
tree trunk ساقهاصلیدرخت
tree-lined درختکارینشده
The tree wI'll die . درخت خشک خواهد شد
He uprooted the tree . درخت را از ریشه ( جا ) ؟کند
A tree is known by its fruit . <proverb> درخت با میوه هایش شناخته مى شود .
A tree is known by its fruit. <proverb> درخت از میوه اش شناخته مى شود.
date tree درخت خرما
lemon tree درخت لیمو
Coniferous tree درخت جوزدار [ از فامیل کاج ]
hat tree کلاه اویز
decision tree اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
decision tree مسیر تصمیم گیری
ebony tree خرماندو
crown tree شمع
cross tree رابط عرضی دکلها
coffee tree درخت قهوه
clothes tree چنگک لباس
clothes tree چوب لباسی
decision tree درخت تصمیم
dragon tree درخت خون سیاووشان
fig tree درخت انجیر
grass tree نوعی زنبق استرالیایی
genealogical tree نسب نامه
genealogical tree شجره نامه
gender tree سلسه دودمان نسب نامه
gender tree شجره نامه
gallows tree چوبه دار
flame tree درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
fir tree درخت صنوبر
christmass tree ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
chocolate tree درخت کاکائو
plane tree درخت چنار
axle tree میله میان دو چرخ
almond tree درخت بادام
agriot tree چوب چپق
abel tree درخت سپیدار که نام لاتین ان alba populus است
Christmas tree جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
family tree شجره نامه
family tree نسب نامه
balsam tree درخت بلسان
barren tree درخت بی میوه
bean tree درخت خرنوب
cherry tree درخت گیلاس
chaste tree فلفل بری
chaste tree دل اشوب
apple tree درخت سیب
box tree درخت شمشاد
boot tree قالب چکمه یا پوتین
binary tree درخت دودوئی
binary tree درخت دودویی
family tree شجره
he is up a gum tree کاردبه استخوانش رسیده است
planer tree درخت ازاد
margosa tree ازاد درخت شالسنجان
saddle tree قلتاق
mastic tree درخت چاتلنغوش
minimal tree درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
mulberry tree درخت توت
roof tree کش دیرک افقی چادر
roof tree کش بالای شیروانی
ordered tree درخت مرتب شده
ridge tree کش بالای شیروانی
parse tree درخت تجزیه
plum tree درخت گوجه
peach tree درخت هلو
plum tree درخت الو
mastic tree درخت بنه
pear tree درخت گلابی
margosa tree تلخ
margosa tree زیتون
joshua tree درخت خنجری یا ابره ادم جنوب شرقی امریکا
sorrel tree ترشک درختی
in the green tree بخت سبز
in the green tree خوشبخت
in the green tree سرسبز
i saw one climbing the tree یکی را دیدم که از درخت بالامی رفت
cornel tree درخت زغال اخته
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
locus tree درخت اقاقیا
locust tree درخت اقاقیا
locus tree درخت خرنوب
judas tree درخت ارغوان
saddle tree یکجورگل لاله درامریکای شمالی
smoke tree بوته سماق
shoe tree قالب کفش
bald animal or tree درخت یا حیوان برهنه
To pick an apple off the tree. سیبی را از درخت کندن [چیدن] .
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
snow ball tree گل بدماغ
the tree shoot out brances ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
To tie the horse to the tree. اسب رابدرخت بستن
To bark up the wrong tree. <idiom> [سوراخ دعا را گم کردن]
He hitched the horse to a tree. دهنه اسب را به درخت گره زد ( بست )
bark up the wrong tree <idiom> [درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
the tree sheltered us fromrain درخت مارا ازباران پناه داد
backing up the wrong tree <idiom> [دنبال چیزی در جای اشتباهی گشتن]
wild oriental a tree ارژن
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
Tilia [lime tree] درخت نمدار [زیرفون]
money does not grow on tree <idiom> پول که علف خرس نیست
to chop dowm a tree درختی را انداختن
to snag a tree trunk ته شاخههای درخت را زدن وانرا صاف کردن
The apple does not fall far from the tree. <proverb> درست شبیه پدر.
optimum tree search جستجوی بهینه درخت
house tree person test ازمون خانه- درخت- ادم
Fruit -bearing (prlific) tree. درخت باردار ( بارآور )
He lost control of the car and swerved towards a tree. او [مرد] کنترل خودرو را از دست داد و از پهلو به درخت خورد.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com