Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
English
Persian
classification of aggregate
طبقه بندی خاکدانه ها
Other Matches
classification
روش کلاس بندی
classification
عمل دسته بندی
classification
طبقه بندی رده بندی
classification
طبقه بندی
classification
طبقه بندی پیام
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification
رده بندی
classification
دسته بندی
map classification
طبقه بندی نقشه ها
accounting classification
کد مالی
accounting classification
طبقه بندی حساب
biological classification
رده بندی زیستی
budget classification
طبقه بندی بودجه
classification chart
نمودار طبقه بندی
carpet classification
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
tariff classification
تعرفه بندی
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
route classification
طبقه بندی جاده ها
job classification
طبقه بندی شغلی
job classification
طبقه بندی شغل
international classification of
طبقه بندی بین المللی بیماریها
rug classification
طبقه بندی فرش
international classification of
Diseases
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
classification chart
نموداررده بندی
classification chart
نمودار دسته بندی
classification of soil
طبقه بندی خاک
classification yard
محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
grain size classification
طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
classification yard line
سایدینگ راه اهن طبقه بندی خط
classification yard line
دو راهی
army classification battery test
ازمون کارایی پرسنلی ازمون قابلیت انفرادی
army genetal classification test
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
aggregate
انبوهه
aggregate
مجموعهای از اشیا داده
aggregate
جمع شدن
aggregate
توده کردن
aggregate
جمع امده
aggregate
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate
مصالح دانهای
aggregate
ارقام کلی
aggregate
مصالح دانه بندی
aggregate
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregate
کل
aggregate
انبوه سنگدانه
aggregate
مجموع جمع کردن
aggregate
جمع
aggregate
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
aggregate
بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
aggregate
کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
aggregate
جمع شده
aggregate
مجموعه
aggregate
انبوه توده
aggregate
ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
aggregate
متراکم متراکم ساختن
aggregate
بهم پیوسته
aggregate
توده
aggregate
تراکم
aggregate
کلوخه مصالح سنگی
unified soil classification system (uscs
نوعی طبقه بندی خاک که به 51 قسمت تقسیم شده است
data aggregate
دادههای متراکم
data aggregate
مجموعهای ازاقلام داده درون یک رکورد که نامی به ان داده شده است وبه صورت کلی به ان رجوع می گردد
data aggregate
تراکم داده ها
fine aggregate
مواد دانه ریز
fine aggregate
مواد ریز
aggregate consumption
مصرف کل
uniform aggregate
مصالح ریزدانه یکنواخت
fine aggregate
مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
data aggregate
متراکم سازی داده ها
coarse aggregate
مصالح دانه بندی درشت
aggregate demand
تقاضای کل
aggregate expenditures
مخارج کل
aggregate expenditures
هزینههای کل
aggregate function
عمل جمعی
aggregate interlocking
بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
aggregate batcher
تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate operator
عملگر جمعی
aggregate output
تولید کل
coarse aggregate
مصالح درشت دانه
aggregate supply
عرضه کل
aggregate saving
پس انداز کل
aggregate particles
خردههای انبوه شده
aggregate particles
خردههای انبوهیده
aggregate production function
تابع تولید کل
aggregate flow diagram
نمودار تهیه مصالح
aggregate market supply
عرضه کل بازار
aggregate demand function
تابع تقاضای کل
aggregate cement ratio
نسبت مواد سنگی به سیمان
vector data aggregate
بردار اطلاعات مجتمع
aggregate batching plant
دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate market demand
تقاضای کل بازار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com