English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (8 milliseconds)
English Persian
cogging train مسیر اولیه
Search result with all words
cogging mill train مسیر دستگاه نورد شمش
Other Matches
cogging دندانه
cogging stand مقام دستگاه نورد
cogging mill دستگاه نورد شمشه
cogging pass کالیبر شمشه
cogging pass رخده شمش
cogging roll دستگاه نورد اولیه شمش
cogging stand مقام پیش نورد
train بنه دریایی
train بنه اماد
train اموزش دادن
train تعلیم دادن
train یک رشته موج
train اماده کردن اسب
train تمرین
train رشته
train سلسله
Does this train go to ... ? آیا این قطار به ... میرود؟
train کاروان
train مسیرجریان کار
train فریب اغفال
train دم
train ازار
train رشته سلسله
train نظم ترتیب
train متلزمین
train قطار
train سلسله وقایع توالی حیله جنگی
train حیله
train دنباله
train تربیت کردن
train پروردن ورزیدن
train ترن
train عقبه یکان
train بنه یکان
train پیش قطار
train کاراموزی کردن
train نشانه رفتن
train ورزش کردن
train فرهیختن
train تله
When is the next train to Oxford? چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
a thorugh train قطار بدون توقف
intercity train قطار بین شهری
I'd like a train timetable. من برنامه حرکت قطارها را می خواهم.
There is a train to London at 8. یک قطار برای شهر اختر در ساعت 8 هست؟
Is this the train to Liverpool? آیا این قطار شهر لیورپول است؟
When is the last train to Oxford? چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
intercity train قطار بین شهری با توقف
Is there a train to the airport? آیا برای فرودگاه قطار هست؟
gravy train <idiom>
freight train قطار باری
commuter train قطارمسافربری
power train آموزشقدرت
train station ایستگاهقطار
underground train ترنزیرزمینی
toilet-train آموزشدادنبهبچهبرایکنترلادرارومدفوع
When wI'll the train arrive ? چه وقت قطار می آید ؟
The train came in on time . قطار به موقع رسید ( سروقت )
passenger train قطارمسافربری
boat train ترنی که کارش بردن مسافر به لنگرگاه کشتیها است
When does the train arrive? قطار کی می رسد؟
train [teach] یاد دادن
train [teach] اموزاندن
train [teach] درس دادن
train [teach] تدریس کردن
train driver راننده قطار
train [teach] آموزش دادن
train [teach] تربیت کردن
boat train [خط ] قطار با ارتباط به کشتی [برای سفر]
train journey from ... over ... to ... مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
train ride گردش با قطار
train [teach] تعلیم دادن
unit train بنه اماد یکان
igniter train مدار مشتعل کننده
electric train ترن برقی
omnibus train قطاریکه هر ایستگاهی می ایستد
parliamentary train قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
electric train قطار برقی
powder train فتیله باروتی
powder train مدار خرج مدار باروت
burning train مسیر اشتعال
breaking down train راه اولیه
blooming train مسافت نورد
explosive train فتیله انفجاری
limited train قطارمحدود
igniter train مدار اتش
i lost the train به قطار نرسیدم
igniter train مجموعه چاشنی
impluse train توالی ایمپولز
impluse train پالس
limited train قطاریکه یک عده محدودی مسافر می پذیرد
i lost the train قطار را از دست دادم
express train قطارویژه تندرو
explosive train مدار انفجار مسیر انفجار
battering train توپخانه محاصره
accomodation train راه آهنی که در ایستگاه های مختلف توقف میکند
pulse train قطار تپشها
unit train بنه یکان
gravy train منبع در امد نامشروع
train oil روغن بالن
train oil روغن نهنگ
train path اجازه عبور ترن روی یک خط
train priter چاپگر سلسلهای
train priter چاپگرقطاری
gravy train منبع درامد بدون زحمت
goods train قطار باربری
burning train مسیر انفجار سیکل انفجار
train headway فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
goods train قطار حمل کالا
pulse train سلسله تپش ها
train of thought رشته افکار
train of waves قطار موج
wave train قطار موج
train operator [American E] راننده قطار
Is this the right platform for the train to London? آیا این سکوی قطار لندن است؟
troop train ration جیره بین راه
Is there train running on time? آیا قطاری که به موقع رفت و برگشت کند دارید؟
the train runs without a stop قطار بدون ایست
the train runs without a stop میرود
train lighting battery باتری روشنایی ترن
She interrupted the train of my thoughts. رشته افکارم را پاره کرد
The train was 10 minutes late. قطار 10 دقیقه دیر رسید
Luchily for me the train was late. خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
The train ran off the rails. قطار از خط خارج شد
troop train ration جیره طبخی بین راه
Does the train stop in London? آیا قطار در لندن توقف دارد؟
How long does the train stop here? چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
When does the train [bus] to ... depart? قطار [اتوبوس] به ... کی حرکت می کند؟
Your train will leave from platform 8. قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
Is the train from Leeds late? آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
Drop me off in front of the train station! من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
What platform does the train to York leave from? قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
Change at London and get a local train. در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
What time does the train arrive in London? چه وقت قطار به لندن می رسد؟
What platform does the train from York arrive at? قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
Consider yourself lucky [fortunate] (that) you weren't on the train at that time. شما باید خودتان را خوش شانس [خوشبخت] در نظر بگیرید [که] در آن زمان در قطار نبودید.
We rushed ( hurried ) back to the train station. با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com