Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (7 milliseconds)
English
Persian
collective electrode
الکترود جمع کننده
Other Matches
collective
انبوه
collective
اشتراکی اجتماعی
collective
جمعی
collective
اشتراکی
collective
دسته جمعی
collective
مشترک عمومی
collective
جمعی پخش یکجای اخبار هواشناسی
collective
بهم پیوسته
collective
جامع
collective goods
مانند جاده
collective duty
فرض کفایه
collective duty
واجب کفایی
collective farm
مزرعه اشتراکی
collective farm
کلخوز
collective goods
پارک و غیره
collective fire
اتش دسته جمعی
collective fire
تجمع اتش جنگ افزارها اتش جمع
collective goods
کالاهای جمعی
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
collective guarantee
مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
collective liability
بدهی جمعی
collective unconscious
ناهشیار جمعی
collective self reliance
خوداتکائی جمعی
collective security
تامین اجتماعی
collective security
تامین دسته جمعی
collective responsibility
مسئوولیت جمعی
collective protection
حفافت جمعی
collective protection
حفافت گروهی
collective properties
خواص کولیگاتیو
collective ownership
مالکیت مشاع
collective ownership
مالکیت جمعی
collective mind
ذهن جمعی
collective contact
کنتاکت جامع
collective bargaining
مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
collective bargaining
معامله جمعی
collective bargaining
جمعی
collective bargaining
چانه زنی
collective land
زمین مشاع
collective agreement
توافق جمعی
collective antenna
انتن جامع
collective behavior
رفتار جمعی
collective bargaining
مذاکرات دسته جمعی کارمندان با کارفرما
collective pitch control
کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
collective call sign
معرف مشترک یکانها
collective call sign
معرف عمومی
balance collective forces
نیروهای کلی متعادل
electrode
قطب الکتریکی
electrode
الکترود
electrode
الکترد
electrode
قطب مغناطیسی
input electrode
الکترود اولیه
instenifier electrode
الکترود تشدیدکننده
intensifier electrode
الکترد شتابده ثانوی
internal electrode
الکترود داخلی
input electrode
الکترود ورودی
main electrode
الکترود اصلی
membrance electrode
الکترود غشایی
inert electrode
الکترود بی اثر
indicator electrode
الکترودنشان دهنده
indicator electrode
الکترود شاخص
glass electrode
الکترود شیشهای
electrode voltage
ولتاژ الکترد
five electrode valve
لامپ پنتود
focusing electrode
الکترود تمرکزده
gate electrode
الکترود دریچهای
ignition electrode
الکتروداحتراق
ignition electrode
الکترود اتش زنه
metallic electrode
الکترود فلزی
modulator electrode
الکترد تحمیل گر
needle electrode
الکترد سوزنی
two electrode valve
دیود
zinc electrode
الکترود روی
centre electrode
الکترودمرکزی
electrode lead
راهنمایالکترود
igniting electrode
الکترودآتشزن
side electrode
الکترودکناری
starting electrode
الکترد اغازگر
signal electrode
الکترد پیام ساز
sheathed electrode
الکترود روکش دار
reference electrode
الکترود مرجع
reference electrode
الکترود مبنا
precipitate electrode
الکترود حالت جامد
precipitate electrode
الکترود رسوبی
positive electrode
الکترد مثبت
output electrode
الکترد خروجی
negative electrode
الکترد منفی
two electrode valve
لامپ دو قطبی
electrode sweep
جمع اوری مین با استفاده ازکابل الکتریکی یا مغناطیسی
accelerating electrode
الکترود شتابده
decelerating electrode
الکترد شتاب گیر
deflecting electrode
الکترد منحرف کننده
deflecting electrode
صفحه منحرف کننده
dipped electrode
الکترود شناور
fluxed electrode
الکترود شناور
drilling electrode
الکترود مته کاری
earth electrode
الکترد زمین
electrode admittance
گذرایی الکترد
covered electrode
الکترود پوشش دار
contour electrode
الکتروددوره دار
contour electrode
الکترود پروفیلی
adherent electrode
الکترود
adherent electrode
نگهدارنده
auxiliary electrode
الکترود کمکی
battery electrode
الکترود باتری
collector electrode
الکترود کلکتور
accelerating electrode
الکترود شتاب ده
welding electrode
الکترود جوشکاری
control electrode
الکترود فرمان
electrode bias
ولتاژ استراحت
electrode position
رسوبگیری الکتروشیمیایی
electrode reactance
راکتانس الکترد
electrode impedance
ناگذرایی الکترد
electrode holder
انبر جوش
electrode resistance
مقدار مقاومت الکترد
electrode holder
انبر جوشکاری
electrode dissipation
اتلاف توان الکترد
electrode support
پایه الکترد
electrode susceptance
پذیرندگی الکترد
electrode radiator
رادیاتور الکترد
electrode characteristic
مشخصه الکترد
electrode conductance
رسانایی الکترد
electrode current
جریان الکترد
total electrode capacitance
فرفیت کلی الکترد
surge electrode current
جریان نابهنجار الکترد
standard hydrogen electrode
الکتورد هیدروژن استاندارد
standard electrode potential
پتانسیل الکترود استاندارد
standard electrode potential
پتانسیل استاندارد الکترود
spot welding electrode
الکترود جوشکاری نقطهای
fault electrode current
جریان نابهنجار الکترد
specific ion electrode
الکترود یون ویژه
soild state electrode
الکترود حالت جامد
liquid membrance electrode
الکترود مایع غشایی
inter electrode capacity
فرفیت میان الکتردها
multi electrode valve
لامپ چند قطبی
soild state electrode
الکترودرسوبی
electrode dark current
جریان تاریک
inverse electrode current
جریان الکتردی معکوس
selective ion electrode
الکترود یون گزین
high potential electrode
الکترود فشار قوی
glass membrance electrode
الکترود شیشه غشایی
electrode current averaging time
زمان میانگین شدن
gas sensing membrance electrode
الکترود غشایی گاز حس کن
perveance of a multi electrode valve(tub
پروه انس لامپ چند قطبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com