English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (7 milliseconds)
English Persian
commercial pure خلوص تجارتی
Other Matches
pure خالص
pure پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
pure کدی که در حین اجرا خود را تغییر ندهد
pure مطلق
pure پالایش کردن بیغش
pure اصیل خالص کردن
pure ژاو
pure محض ناب
pure تمیز
pure پاک
pure research پژوهش محض
pure profit سود خالص
pure procedure رویه جامع
pure monopoly انحصارمطلق
pure shear برش خالص
pure strategy استراتژی خالص
pure substance جسم ناب
pure tones صداهای خالص
simon pure پاک وخالص
simon pure خالص
simon pure بی غل وغش
pure monopoly انحصار خالص
pure mathematics ریاضیات خالص
pure mathematics ریاضیات نظری
pure of guilt بی تقصیر
pure bending خمش خالص
pure bending حالت خمشی که در ان نیروهای محوری وتلاش بتنی و لنگ خمشی برابر صفرست
pure binary دودویی محض
pure competition رقابت خالص
pure competition رقابت کامل
pure interest بهره خالص
pure interest منافع خالص
pure interest سود ویژه منافعی که پس از کسر کلیه استهلاکات به سرمایه گذارپرداخت میشود
pure lime اهک خالص
pure of guilt بی گناه
out of pure mischief تنها از روی بدجنسی
simon pure صحیح
simon pure راست حسینی
pure strategy استراتژی مطلق در تئوری بازیها
chemically pure شیمناب
pure mathematics ریاضیات محض
pure chemistry شیمی محض
pure research علم پایه
pure research علم بنیادی
pure wool پشم صد در صد
pure wool پشم خالص
pure alcohol الکلخالص
pure color رنگ اصلی
pure competition رقابت محض
pure color رنگ مایه
pure color رنگ خالص
This is treason, pure and simple. خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
pure color response پاسخ خالص رنگ
There's pure jealousy in his every word. هر کلمه ای که از زبان او [مرد] در می آید حسادت را بیان می کند.
pure fiscal policy سیاست مالی خالص
bottom pure ladle پاتیل ریخته گری
pure nitric acid تیزاب خالص یا تیز کرده
acetyl pure yellow زرد خالص استیلی
pure rate of interest نرخ بهره خالص
pure monetary policy سیاست پولی خالص
commercial <adj.> بازرگانی
commercial <adj.> تجارتی
commercial <adj.> تجاری
commercial تجاری
commercial مربوط به تجارت
commercial value ارزش تجارتی
commercial بازرگانی
commercial تجارتی
These tablets make water pure. این قرص ها آب را پاکسازی می کند.
commercial building سرای
commercial building تیم
commercial building تیمچه
commercial code قانون تجارت
commercial vehicle وسیلهحملکالاومسافردر جاده
commercial traveller بازاریاب
commercial artist فردیکهکارتبلیغاتیمیکند
commercial art فعالیتهاوفرایندتبلیغیکمحصول
commercial company شرکت تجاری
commercial premises منطقهتجاری
commercial bills اوراق تجارتی
commercial attache وابسته تجاری
commercial attache وابسته تجارتی
commercial relations مناسبات تجاری
corporate [commercial] <adj.> تجاری
commercial bank بانگ بازرگانی
corporate [commercial] <adj.> تجارتی
commercial banks بانکهای بازرگانی
corporate [commercial] <adj.> بازرگانی
commercial area منطقه تجاری
commercial attache وابسته بازرگانی
commercial court دادگاههای صنفی
commercial marine کشتی تجاری
commercial loading بارگیری تجارتی
commercial transactions معاملات تجارتی
commercial marine ناوگان دریایی
commercial marine کشتیرانی تجارتی
commercial paper اوراق و اسناد بهادار قابل انتقال
commercial paper سند تجارتی
commercial papers اوراق تجارتی
commercial policy سیاست بازرگانی
commercial procuration قائم مقام تجارتی
commercial representative قائم مقام تجارتی
commercial representative نمایندگی بازرگانی
commercial revolution انقلاب بازرگانی
commercial tax مالیات بازرگانی
commercial loading بارگیری کالای تجارتی
commercial items اقلام تجارتی
quasi commercial شبه بازرگانی
quasi commercial نیمه بازرگانی
commercial items کالاهای تجارتی
commercial law قانون تجارت
commercial intercourse معامله یا مراوده بازرگانی
commercial law حقوق تجارت
commercial firm شرکت تجارتی
commercial firm تجارتخانه
commercial invoice سیاهه تجارتی
commercial efficiency بازده صنعتی
Either be a pure Ethiopian or a full - blooded Roman. <proverb> یا زنگى زنگ باش یا رومى روم .
commercial structural steel فولاد ساختمان تجارتی
commercial structural steel فولادسازهای تجارتی
transferable commercial instrument اوراق تجارتی قابل انتقال
commercial type vehicle خودروی تجارتی خودروهای شخصی
commercial water movement حرکت دادن با کشتی غیرنظامی
commercial water movement حمل و نقل با کشتیهای شخصی
commercial center [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
commercial center [American] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
commercial center [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
commercial banking system نظام بانکداری تجارتی
commercial center [American] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
commercial road traffic ترافیک جاده تجاری
commercial air movement پرواز دادن با هواپیمای غیرنظامی حمل و نقل باهواپیمای غیرنظامی
commercial light gage sheet ورق فریف تجارتی
international commercial terms (incoterm قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
international commercial terms (incoterm اینکوترمز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com