Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
compensating relief valve
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
Other Matches
relief valve
شیر اطمینان
relief valve
شیر خلاص
relief valve
شیر فشارشکن
prossure relief valve
شیر خلاص فشار
pressure-relief valve
دریچهتخلیهفشار
air relief valve
دریچههوا
pressure relief valve
دریچهتخلیهفشار
compensating
جبرانی
compensating reservoir
حوض موازنه
compensating reservoir
حوض واکاست
compensating errors
خطاهای خنثی کننده
compensating winding
سیم پیچ تعادلی سیم پیچ خنثی کننده
compensating magnets
اهنربای جبران کننده
compensating port
مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
compensating magnet
مغناطیس تصحیح
compensating transformer
مبدل جبران کننده
compensating error
خطای اندازه گیری
compensating coil
سیم پیچ خنثی کننده
compensating coil
سیم پیچ جبرانگر
compensating winding
سیم پیچ جبران گر
compensating coil
پیچک جبران کننده
compensating winding
سیم پیچ تعدیل کننده
relief well
چاه بارشکن
relief well
چاه تخلیه
relief well
چاه فشارشکن
relief
گره گشایی جبران
in relief
برجسته
out relief
دستگیری مردمی که در بنگاه اعانه بودباش ندارند
by way of relief
برای تنوع
in relief
بطور برجسته
relief
نقش یا گل برجسته
[این امر در فرشبافی بیشتر در هنگام بافت چهره انسان، گاه نقوش حیوانات و یا استفاده از آیات، کلمات و شعر در متن و یا حاشیه فرش بکار می رود.]
relief
تحفیف
relief
کم کردن
relief
نقشه برداری عوارض زمین
relief
تشفی
relief
شکل فاهری و پست و بلندی
relief
ترمیم اسایش خاطر
relief
کمک
relief
جانشین
relief
تسکینی
relief
معافیت
relief
مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
relief
رهایی
relief
کاهش
relief
برجسته کاری
relief
خط بر جسته
relief
خلاص کردن
relief
اسودگی
relief
راحتی
relief
فراغت ازادی
relief
اعانه
relief
امداد
relief
حجاری برجسته
relief
رفع نگرانی
relief
تسکین
half relief
نیم برجسته
eleemosinary relief
دستگیری خیر خواهانه یامجانی
outdoor relief
اعانه بمردمی که بیرون ازبنگاه اعانه زندگی می کنند
pauper relief
اعانه
pauper relief
بینوایان
narrative relief
نقش برجسته روایتی
emergency relief
رهایی از بلایا
emergency relief
رهایی ازمصایب غیر مترقبه
narrative relief
نقش برجسته توصیفی
relief interval
استراحت متناوب
high relief
نقش تمام برجسته
high relief
نقوش برجسته
mezzo relief
نیم برجسته
low relief
نقش نیم برجسته
refugee relief
نجات پناهندگان
shaded relief
عوارض مشخص یا بسیارناهموار
stucco relief
گچبریهای برجسته
terrain relief
شکل فاهری زمین
terrain relief
پستی وبلندی زمین
to bring out in relief
برجسته یا روشن کردن
to stand out in relief
برجسته یا روشن بودن
work relief
استراحت توام با کار
relief printing
چاپگربرجسته
tax relief
کاهشمبلغمالیاتی
debt relief
بخشش بدهکای
debt relief
صرف نظر از بدهکاری
relief
[from pain]
تسکین
[درد]
high relief
برجستگی زیاد
relief time
زمان استراحت
refugee relief
کمک به پناهندگان و فراریان ازمنطقه جنگی
relief angle
زاویه ازاد
relief angle
زاویه خلاصی
relief commander
گروهبان پاسدار یا پاسبخش
relief emboss
برجسته
relief emboss
نقشه برجسته
relief fund
وجوه اعانه
relief hole
سوراخی در ورقههای فلزی که تلاقی دو خم را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن میسازد
relief in place
تعویض در محل
relief in place
تعویض یکانها در محل
relief map
نقشه برجسته
relief map
نقشه برجسته نما
relief maps
نقشههای توپوگرافی نقشههای هندسی زمین
relief of sentry
عوض نگهبان
bas-relief
برجسته کاری
bas-relief
برجسته کوتاه
bas-relief
نقش کم برجسته
relief
[from pain]
کاهش درد
bas relief
نقش کم برجسته
basso relief
برجسته کوتاه
bas relief
برجسته کوتاه
discomfort relief ratio
بهر راحتی- ناراحتی
air relief cock
مجرای تهویه
valve
دریچه خروجی
valve
بشکل دریچه یا سوپاپ
valve
والو
valve
شیرفلکه
valve
سوپاپ
valve
شیر فلکه
k valve
شیر ساده روی کپسول هوای غواصی
j valve
سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
y valve
شیر تخلیه روغن
valve
سرپوش
valve
دریچه
valve
شیر
valve
فلکه
[شیر فلکه]
valve
در
valve
شیر دریچه
valve
لوله
valve
لامپ
valve
شیر فلکه
valve
شیر صنعتی
valve
دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
valve
لامپ سوپاپ
valve
ولو
[شیر صنعتی]
two electrode valve
لامپ دو قطبی
tulip valve
سوپاپ لولهای
tricuspid valve
دریچه سه لختی سر پوش سه گوش
snifting valve
دریچه
soft valve
شیر ترمویونیکی که مقداری هوا به داخل ان نشت کرده است
throttle valve
شیر فشارشکن
solenoid valve
سوپاپ مغناطیسی
steam valve
دریچه بخار
stop valve
شیر قطع جریان
throttle valve
شیر خفه کننده
throttle valve
ساسات
snifting valve
در رو
slide valve
دریچه متحرکی که باز وبسته میشود
safe valve
دریچه اطمینان
safe valve
دریچه ایمنی
safe valve
در رو
root valve
شیر اصلی
purge valve
لوله مخصوص بیرون فرستادن اب از ماسک بافشار هوای بینی
safety valve
دریچه اطمینان
rotary valve
شیر چرخان
safety valve
پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
semilunar valve
دریچههای ریوی وائورت در قلب
sequence valve
شیر هماهنگ کننده
shut off valve
شیر قطع کننده
slide valve
دریچه کشویی
slide valve
دریچه متحرک
slide valve
سوپاپ متحرک
rotary valve
شیر دوار
safety-valve
دریچه اطمینان
third valve slide
سومیندریچهسرنده
shutoff valve
بستتهتانی
second valve slide
دومیندریچهسرنده
pulmonary valve
سیاهرگپالمناری
parachute valve
دریچهچتر
oxygen valve
شیراکسیژن
mitral valve
دریچهمیترال
left valve
لبهچپ
inflator valve
شیرمتورم کننده
tubing valve
دریچهلوله
tyre valve
ذریچهلاستیک
globe valve
شیر سوپاپی
[صنعت]
[تکنولوژی ]
[مهندسی]
globe valve
شیر بشقابی
[صنعت]
[تکنولوژی ]
[مهندسی]
inhalation valve
دریچهدرونی
brake valve
سوپاپ ترمز
valve spring
فنرسرپاپ
valve cover
روپوشسرپاپ
valve casing
پوشانندهدریچه
first valve slide
اولیندریچهسرنده
exhalation valve
دریچهبیرونی
control valve
دریچهیکنترل
valve refacer
دستگاه پرداخت سوپاپ
valve lift
کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
valve lead
تقدم سوپاپ
valve lag
تاخیر سوپاپ
valve guide
هادی سوپاپ
valve gear
مکانیزمی که برای بحرکت دراوردن سوپاپهای موتورپیستونی
valve duration
مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
valve clearance
لقی سوپاپ
two valve receiver
گیرنده دو لامپی
valve scavenging
پاک کردن سوپاپ
valve seat
نشیمنگاه سوپاپ
breather valve
سوپاپمکث
aortic valve
دریچهآئورت
acetylene valve
استیلن
acetylene valve
شیر
wash out valve
شیر تخلیه رسوبات در مخزن
viscosity valve
شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
vent valve
دریچه روی بالن برای رهاکردن گاز یا هوا و تنظیم صعود
valve timing
تنظیم سوپاپ اتومبیل
valve timing
زمان بندی سوپاپ
two electrode valve
دیود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com