English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
compression ratio ضریب تراکم
compression ratio ضریب ترکم
compression ratio نسبت تراکم
Other Matches
zero compression روندی که حافظه را ازصفرهای مقدم بدون معنی که در سمت چپ ارقام بابیشترین معنی قرار دارند پاک میکند
compression هم فشارش
compression روش کاهش اندازه بلاک داده با کاهش فضا وحذف فضاها و مواد بی استفاده
compression نرم افزار مقیم که داده را موقع نوشتن فشرده میکند و هنگام خواندن به حالت اولیه بر می گرداند
compression بهم فشردگی متراکم سازی
compression تراکم
compression اختصار
compression فشار
compression فشردگی
compression درهم فشردگی
compression strength استحکام فشاری
compression rib ریب کمپرسی
axial compression فشار محوری
compression ring رینگ
compression ring کمپرسی
compression riveter دستگاه پرچ فشاری
compression specimen نمونه ازمایش فشاری
compression strength مقاومت فشاری
compression strength توان فشاری
compression strength تاب فشاری
compression pressure فشار گیج در سیلندرموتورهای پیستونی دروضعیت نقطه مرگ بالا
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
compression guage مانومتر
compression guage فشارسنج
compression flange سپر فشاری
compression flange عضو فشاری
compound compression فشار مرکب حالت فشاری که دران لنگرپیچشی صفربوده وتمام تنشهای عمودی فشاری میباشند
cerebral compression فشردگی مغزی
compression index شاخص فشارپذیری
compression ingition احتراق توسط فشار
compression mold قالب ریختن تراکمی
compression molding قالبگیری فشاری
compression molding ریخته گری فشاری
compression ignition تراکم احتراقی
compression stress تنش فشاری
compression spring فنر فشاری
longitudinal compression فشار طولی
lossless compression روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
lossy compression مشابه 6-23
simple compression فشار ساده
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
compression coupling فشردگیرابط
compression fitting اتصالاتفشرده
compression link حلقهاتصال
inclined compression فشار مایل
compression/induction القایمکش
compression stroke ضربه تراکم
compression wave موج فشاری
data compression متراکم سازی داده ها
data compression متراکم سازی داده ها فشردگی داده ها
asymmetric video compression تا روی کامپیوتر آهسته هم اجرا شود
triaxial compression test ازمایش فشار سه محوری
compression ignition engine موتور تراکم احتراقی
unconfined compression test ازمایش فشار ساده
air compression unit محلتراکمهوا
frequency band compression تراکم باند فرکانس
asymmetric video compression استفاده از کامپیوتر قوی برای فشرده سازی تصویر
compression molded article بخش پرسی
compression test specimen نمونه ازمون فشاری
file compression utility برنامه کمکی فشرده کردن فایل
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
differential compression check ازمایشی از وضعیت موتور که در ان مقدار نشتی رینگها وسوپاپها توسط اندازه گیری افت فشار در طرفین سوراخی با قطر معین تعیین میشود
compression molding compound قالب گیری تراکمی
t ratio نسبت تی
t ratio بهر تی
in the ratio of به نسبت
one to zero ratio نرخ بین نوسان خروجی دودویی یک و صفر
f ratio بهر اف
ratio قسمت
ratio نسبت یک عدد به دیگری
ratio ضریب
ratio بهر
ratio نسبت
ratio نسبیت
ratio نسبت معین وثابت
ratio سهم
liquidity ratio نسبت نقدینگی
strength ratio نسبت استحکام
likelihood ratio بهر درست نمایی
liquidity ratio نسبتهای نقدینگی
hit ratio نسبت اصابت
liquidity ratio ضریب نقدینگی
gyromagnetic ratio نسبت ژیرومغناطیسی
glide ratio نسبت مسافت طی شده به هرپای فرود با هواپیمای بی موتور
impedance ratio نسبت امپدانس
stress ratio نسبت تنش
impedance ratio نسبت مقاومت فاهری
impluse ratio نسبت ضربه
impluse ratio نسبت ایمپولز
image ratio نسبت تصویر
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
ionic ratio نسبت یونی
success ratio بهر موفقیت
magnetogyric ratio نسبت ژیرومغناطیس
magnification ratio ضریب تقویت
magnification ratio ضریب بزرگنمایی
shunt ratio نسبت شنت
ratio of transformer نسبت مبدل
transformer ratio نسبت مبدل
ratio print عکس بزرگ شده یا کوچک شده به مقیاس معین عکس معادل
ratio schedule مقیاس نسبتی
recycle ratio نسبت بازگردانی
recycling ratio نسبت بازگردانی
reduction ratio نسبت کاهش
reduction ratio ضریب تقلیل
settlement ratio نسبت نشست
saving ratio نسبت پس انداز
sex ratio بهر جنسیت
selection ratio نسبت گزینش
selection ratio بهر گزینش
ratio estimation براور نسبتی
ratio detector اشکارساز نسبت
slenderness ratio ضریب رعنائی
mobility ratio نسبت تحرک
moduler ratio نسبت مدول الاستیسیته ارماتور به مدول الاستیسیته بتن
mole ratio نسبت مولی
operating ratio نسبت کارکرد موتور یا ناو
operating ratio نرخ عملیاتی
operating ratio نسبت عملیاتی
poisson's ratio ضریب پواسون
price ratio نسبت قیمت
probability ratio بهر احتمال
progressive ratio نسبت تصاعدی
ratio correlation همبستگی نسبتی
ratio decidendi مبنای اصلی تصمیم
ratio decidendi مستنداصلی رای
sensitivity ratio نسبت حساسیت
correlation ratio نسبت همبستگی
abundance ratio فراوانی
abundance ratio نسبت فراوانی
concentration ratio نسبت تمرکز
concentration ratio نرخ تمرکز
contact ratio نسبت تماس
contraction ratio نسبت مساحت سطح مقطع بیشنه تونل باد مادون صوت به مساحت سطح مقطعی که کار انجام میدهد
control ratio نسبت فرمان
correlation ratio بهر همبستگی
voltage ratio نسبت ولتاژ
voids ratio اندیس تهیگاهها
void ratio نسبت منفذها
golden ratio عدد فی [ریاضی]
activity ratio نسبت فعالیت
age ratio بهر سنی
cash ratio نسبت نقدینگی
golden ratio نسبت طلایی [ریاضی]
knot ratio نسبت تعداد گره [این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
cantilever ratio نصف طول دو سر بال تقسیم بر حداکثر طول پنهان بال داخل بدنه هواپیما
bypass ratio نسبت کنارگذاری
aspect ratio نسبت دید
aspect ratio نسبت تصویر
aspect ratio نسبت طول به عرض یا وترمتوسط بال
aspect ratio نسبت صفحه
work ratio نسبت کار به استراحت
weight ratio نسبت وزن
critical ratio بهر شاخص
current ratio نسبت جاری
inverse ratio نسبت معکوس
distribution ratio نسبت توزیع
variable ratio گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
error ratio نسبت خطا
feedback ratio نسبت فیدبک
feedback ratio نسبت پس خوراند
fineness ratio نسبت فرافت
transmission ratio نسبت تبدیل جعبه دنده
transformation ratio نسبت تبدیل
poisson's ratio در چندی پواسون
gear ratio نسبت چره دنده ها
gear ratio نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
absorption ratio نسبت جذب
absorption ratio ضریب جذب
deposit ratio نسبت سپرده
current ratio وضعیت فعلی
current ratio نسبت دارایی موجود به بدهی موجود
void ratio درجه تخلخل
viscosity ratio نسبت گرانروی
cut off ratio حداقل نرخ قابل قبول
absorption ratio ضریب درآشامی
glide ratio نسبت سریدن
velocity ratio نسبت سرعت
wage profit ratio نسبت دستمزد به سود
voltage ratio of transformer نسبت ولت مبدل
singal to noise ratio نسبت سیگنال به اغتشاش
variable ratio schedule برنامه نسبتی متغیر
signal to nise ratio نسبت سیگنال به نویز
vehicle mass ratio نسبت جرم نهایی رسانگر بعداز تمام شدن یا قطع سوخت به جرم اولیه ان
water cement ratio نسبت اب و سیمان
acid test ratio تناسب درجه نقدینگی
signal to noise ratio نسبت پیام به همهمه
charge mass ratio نسبت بار به جرم
air space ratio درجه تهویه خاک
aggregate cement ratio نسبت مواد سنگی به سیمان
acid test ratio ضریب قدرت پرداخت
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
cost benefit ratio نسبت فایده
cost benefit ratio هزینه
current ratio of transformer بازده شدتی مبدل
current transfer ratio نسبت انتقال جریان
air/fuel ratio نسبت هوا به سوخت
benefit cost ratio نسبت فایده به هزینه
capital output ratio ضریب سرمایه گذاری
capital output ratio نسبت سرمایه به تولید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com