English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English Persian
constant speed سرعت ثابت
Search result with all words
constant speed drive چرخدندهای با ضریبهای متغیر که برای ثابت نگه داشتن دور قسمت گردنده بین دو سیستم گرداننده و گردنده قرار میگیرد
constant speed motor موتور با سرعت ثابت
constant speed propeller ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
constant speed regulation تنظیم با سرعت ثابت
constant speed unit گاورنری که توسط موتور کارمیکند و ملخ را کنترل مینماید
Other Matches
constant ثابت دایمی
constant مداوم
constant پایدار
constant ثابت قدم
constant عدد ثابت
constant باثبات استوار
constant وفادار
constant ثابت
constant مقدار ثابت
constant آنچه تغییر نمیکند
constant فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constant کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
constant فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد
constant ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constant پایا
constant همیشگی
constant سرویس انتقال داده که بخشی از ATM است و برای تضمین نرخهای مشخص ارسال داده روی شبکه حتی شبکههای شلوغ است
constant دائمی
constant دادهای که مقدارش ثابت است
constant cost هزینه ثابت معادل cost fixed
frequency constant ثابت فرکانس
constant current شدت ثابت
constant current جریان دائم
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
formation constant ثابت تشکیل
force constant ثابت نیرو
cosmological constant ثابت کیهان شناختی
figurative constant ثابت تلویحی
constant cost قیمت ثابت
ionization constant ثابت یون
constant capital سرمایه ثابت
instability constant ثابت ناپایداری
boltzmann constant ثابت بولتزمان
boltzmann constant ثابت بولتزمن
inertia constant ثابت اینرسی
calibration constant ثابت درجه بندی
hubble constant ثابت هابل
gravitational constant ثابت جاذبه
gravitational constant ثابت گرانش
gas constant ثابت گاز
gas constant ثابت گازها
field constant ثابت میدان
coupling constant ثابت جفت شدن
constant voltage فشار الکتریکی ثابت
disintegration constant ثابت تلاشی
dissociation constant ثابت تفکیک
ebullioscopy constant ثابت غلیان نمایی
electric constant ثابت الکتریکی
constant potential اختلاف پتانسیل ثابت
constant of the cone زاویه کجی مخروق نقشه برداری لامبر ضریب مخروط لامبر
constant of motion ثابت حرکت
constant luminance روشنایی ثابت
constant power توان ثابت
constant power توان دائمی
constant error خطای ثابت
constant voltage ولتاژ ثابت
cryoscopic constant ثابت انجماد سنجی
curie constant ثابت کوری
constant factors عوامل ثابت
decay constant ثابت تباهی
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
constant return بازده ثابت
dielectric constant ثابت دی الکتریک
constant pressure فشار ثابت
equilibrium constant ثابت تعادل
lattice constant ثابت شبکه
time constant ثابت زمانی
stefan's constant ثابت استفان
stability constant ثابت پایداری
spring constant ضریب فنریت
velocity constant ثابت سرعت
solar constant ثابت خورشیدی
shielding constant ثابت حفافتی
screening constant ثابت پوشش
rydberg constant ثابت ریدبرگ
velocity constant ضریب سرعت
physical constant ثابت فیزیکی [فیزیک]
Napier's constant عدد [ ایی ] [حرف لاتین] [ریاضی]
Napier's constant عدد نپر [ریاضی]
Constant of integration ثابت انتگرال گیری [ریاضی]
A constant guest is never welcome . <proverb> به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
weiss constant ثابت وایس
real constant ثابت حقیقی
numeric constant ثابت عددی
newton constant ثابت نیوتون
attenuation constant ثابت تضعیف
multiplying constant مضرب ثابت
magnetic constant ثابت مغناطیسی
overall formation constant ثابت تشکیل کلی
magnetic constant پرمئابیلیته ی در خلاء
planck's constant ثابت پلانک
madelung constant ثابت مادلونگ
rate constant ثابت سرعت
proportionality constant ثابت تناسب
propagation constant ثابت انتشار
absorption constant ضریب جذب
planck's constant کوانتوم کنش
physical constant ثابتهای فیزیکی
to be exposed to a constant stream of something در معرض چیزی به طور مداوم بودن [بدون اینکه مستقیمآ به آن چیز توجه شود]
near-constant state of flux تغییر همیشگی
inductive time constant ثابت زمانی القا
ion product constant ثابت حاصلضرب یونی
input time constant ثابت زمانی اولیه
low time constant ثابت زمانی کوچک
A steadfast (constant) friend. دوست ثابت وپابر جا
image transfer constant ثابت انتقال تصویر
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
polaron coupling constant ثابت جفت شدن پولارونها
solubility product constant ثابت حاصلضرب انحلال
solubility product constant ثابت حاصلضرب انحلال پذیری
specific rate constant ثابت ویژه سرعت
law of constant proportions قانون نسبتهای ثابت
stepwise formation constant ثابت تشکیل مرحلهای
thermodynamic equilibruim constant ثابت تعادل ترمودینامیکی
gas law constant قانون ثابت گازها
reaction rate of constant ثابت سرعت واکنش
universal gas constant ثابت گازها
image phase constant ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
floating point constant ثابت ممیز شناور
constant current distribution توزیع با شدت ثابت
constant voltage regulator ولتپای
constant potential regulator ولتپای
constant potential rectifier یکسو کننده با ولت ثابت
constant potential generator مولد با ولت ثابت
constant potential distribution توزیع با ولت ثابت
constant helm plan نقشه زیگزاگ
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
constant current transformer مبدل با شدت ثابت
constant current motor موتور با امپر ثابت
constant current generator مولد با امپر ثابت
capacitive time constant ثابت زمانی فرفیت
constant current charge شارژ با جریان ثابت
constant cost industry صنعت هزینههای ثابت
constant current regulator تنظیم با امپر ثابت
constant amperage regulation تنظیم با امپر ثابت
constant potential transformer مبدل با ولت ثابت
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
constant stimulus method روش محرک ثابت
constant velocity joint تویی چرخ
constant temperature pressure welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
constant return to scale بازده ثابت نسبت به مقیاس
constant voltage charge شارژ با ولتاژ ثابت
constant dripping wears away the stone <proverb> اگر که خواهی شوی خوشنویس، بنویس و بنویس و بنویس
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
Constant dripping wear away the stone . <proverb> قطرات مداوم آب سنگ را مى ساید.
constant angle arch dam بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
law of constant heat sumation قانون هس
law of constant heat sumation قانون ثابت بودن جمع گرماها
boiling point elevation constant ثابت صعود نقطه جوش
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
speed اندازه سرعت
speed عده دور
speed مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
speed a way نوعی بازی شبیه هاکی
speed تندی
mean speed سرعت متوسط
speed سرعت حرکت
speed up تسریع
speed مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت
speed روش بررسی کامپیوتر با اندازه گیری تعداد حلقههای اجرا د ریک زمان مشخص
speed نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speed وضع
speed تسریع کردن
speed سریع کارکردن
speed حالت شانس خوب داشتن
speed باسرعت راندن
speed مقدار سرعت [فیزیک]
speed کامیاب بودن
speed درجه تندی
speed شتاب حرکت
speed شتاب
speed سرعت
speed عجله
with all speed باشتابی هرچه بیشتر باسرعتی هرچه تمامتر
speed شتاب کامیابی
with all speed منتهای سرعت
speed میزان شتاب
speed اسکالار سرعت [فیزیک]
flank speed سرعت جانبی
wind speed سرعت باد
full speed حداکثر سرعت
wave speed سرعت موج
vertical speed سرعت قائم
vertical speed سرعت صعود
vertical speed سرعت صعود عمودی هواپیما
command speed سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
god speed خدا بهمراه
god speed به امان خدا
god speed you خدا بهمراه
full speed سرعت کامل
foward speed همنه سرعت در صفحه افقی
with lightning speed مانند برق به تندی برق بسرعت برق
flank speed حداکثر سرعت قایق
REDUCE SPEED NOW از صورت خود بکاهید
flying speed سرعت پرواز
pick up speed <idiom> افزایش سرعت
four speed transmission گیربکس چهاردور
speed skate اسکیتسرعتی
speed selector انتخابگرسرعت
speed controller کنترلکنندهسرعت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com