Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
contingent zone of fire
منطقه اتش احتمالی توپخانه
Other Matches
zone of fire
منطقه اتش منطقه تیراندازی
zone fire
اتش درو
zone fire
اتش درو در عمق
zone of fire
منطقه تیر
contingent
سهم یک منطقه یا یک شهر در دادن بیگار و سرباز
contingent
موکول یا موقوف به
contingent
مشروط
contingent
وابسته
contingent
تصادفی مشروط
contingent
موکول
contingent
محتمل الوقوع
contingent
[accidental]
<adj.>
شانسی
contingent profit
سود اتفاقی
contingent
[accidental]
<adj.>
اتفاقی
contingent
[accidental]
<adj.>
تصادفی
contingent profit
منفعت احتمالی
contingent liabilities
بدهیهای احتمالی
contingent liability
بدهی اتفاقی
contingent liability
بدهی احتمالی
contingent
[accidental]
<adj.>
برحسب تصادف
contingent effects
اثرات احتمالی انفجار هستهای
contingent annuity
پرداخت مقرری به علت اتفاق غیر مترقبه
contingent fund
اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
Fire cannot be extinguished by fire .
<proverb>
آتش را به آتش خاموش نتوان کرد .
zone
ناحیه دسته بندی
zone
ناحیه یا بخشی از صفحه تصویر که برای چاپ مخصوص بیان شده است
inner zone
منطقه داخلی
inner zone
منطقه اتش داخلی
zone
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود
zone
زون
zone
نوار
zone
منطقه
zone
ناحیه
zone
حوزه
zone
قلمرو
zone
مدار
zone
مدارات
zone
کمربند
zone
منطقه ناحیه
zone
بخش
zone
ناحیهای شدن
zone
محات کردن جزو حوزهای به حساب اوردن
zone
دفاع منطقهای
zone
منطقه دفاعی
zone
کمربند حبه باروت
zone
منطقه Prohibited-Neutral-Occupation
zone
محوطه
zone
حیطه محدوده
zone
منطقه عمل
interference zone
ناحیه ی تداخل امواج
intermediate zone
ناحیه ی میانی
contiguous zone
منطقه مجاور
intemperate zone
منطقه غیر معتدل یرد یا بسیارگرم
torrid zone
منطقه حاره
combat zone
منطقه رزم
control zone
منطقه فضای هوایی تحت کنترل
contiguous zone
منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
zone of action
منطقه عملیات یکان
zone of aeration
منطقه هواگیر
intertidal zone
نوار کشندی
control zone
منطقه کنترل هوایی
convergence zone
منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
zone of contact
ناحیه تماس
commutation zone
ناحیه کموتاسیون
communication zone
منطقه مواصلات
zone bits
بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
zone decimal
دسته بندی اعشاری
back zone
منطقه عقب زمین والیبال
zone decimal
دسته بندی ده دهی
zone defence
دفاع منطقهای
attacting zone
منطقه دروازه
attack zone
منطقه حمله
zone of acceptability
منطقه قابل قبول
weight zone
مربع وزن گلوله
beatten zone
منطقه مورد اصابت
plastic zone
منطقه ثانویه قیف انفجارگلوله
combat zone
منطقه رزمی منطقه نبرد
coastal zone
منطقه ساحلی
indifference zone
ناحیه خنثی
identification zone
منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
hypnogenic zone
ناحیه خواب زا
hot zone
ناحیه تعریف شده توسط استفاده کننده
defense zone
منطقه پدافند
blind zone
منطقه کور
zone of action
منطقه عمل
joint zone
منطقه مشترک
plastic zone
منطقهای که در ان خاکها زیر و رو میشوند
sensitive zone
منطقه حساس
separation zone
منطقه حد
separation zone
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
shadow zone
منطقه کور عمق اب
skip zone
منطقه کور رادیویی
somatosensory zone
منطقه حسهای تنی
strike zone
منطقه خط سیر
strike zone
سیرمجاز گوی چوگان زن
sublittoral zone
نوار زیر کرانهای
sublittoral zone
زون زیرکرانهای
neutral zone
منطقه خنثی
saturated zone
منطقه اشباع
neutral zone
منطقه بی طرف
pickup zone
منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
photic zone
نوار نوری
prohibited zone
منطقه ممنوعه
prohibited zone
حریم
oral zone
ناحیه دهانی
intertidal zone
نوار جذر و مدی
red zone
دایره قرمز صفحه هدفگیری
identification zone
منطقه تشخیص هدف
safety zone
بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
neutral zone
منطقه بیطرف
extraction zone
منطقه پرتاب بار
exchange zone
فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
equisignal zone
منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
depletion zone
ناحیه تخلیه
demilitarized zone
منطقه غیرنظامی
demilitarized zone
منطقه بی طرف
landing zone
نوک وارد این ناحیه میشود و به دیسک یا داده آسیبی نمیرساند
landing zone
فضای دیسک سخت که داده عبور نمیکند
landing zone
منطقه نشست هوایی
landing zone
منطقه فرود
kill zone
منطقه کشتاردشمن
dead zone
زاویه بیروح
danger zone
منطقه خطر
life zone
منطقه حیاتی
life zone
منطقه زیست شناسی
the frigid zone
منطقه منجمده
end zone
منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
end zone
منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
limnetic zone
لایه نورگیر اب
edge zone
ناحیه لبه
edge zone
اطراف لبه
drop zone
منطقه فرود چترباز
drop zone
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
drop zone
منطقه فرود
tensile zone
منطقه کششی
the frigid zone
منطقه افسرده
kill zone
کشتارگاه
buffer zone
منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
frigid zone
منطقه منجمده
exclusion zone
مکانممنوعه
battle zone
منطقهجنگی
service zone
بخشسرویسزدن
school zone
قلمرومدرسه
time zone
منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
time zone
منطقه ساعتی جهانی
defending zone
نقطهدفاعی
attacking zone
منطقهحمله
smokeless zone
مناطقیکهدرآنهاسیگارکشیدنممنوعاست
grid zone
منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
genital zone
ناحیه تناسلی
buffer zone
منطقه تامین
buffer zone
منطقه پیشگیری
floral zone
منطقه گیاهی
forbidden zone
ناحیه ممنوع
erogenous zone
ناحیه شهوتزا
free zone
منطقه ازاد
free zone
منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
free zone
منطقه ازاد تجاری
zone bits
بیت منطقه بیت دسته بندی
beatten zone
منطقه مضروبه
zone of contact
محل برخورد
aeration zone
منطقه هواگیر
zone refining
پالایش منطقهای
zone time
وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
zone purification
تصفیه منطقهای
heating zone
منطقه یا ناحیه حرارتی
aphotic zone
لایه تاریک اقیانوس
aphotic zone
طبقه تاریک اقیانوس
zone punch
سوراخ دسته بندی
zone ride
کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
zone of dispersion
منطقه پراکندگی گلوله ها
active zone of well
حوزه فعال چاه
active zone of well
حوزهای که چاه را تغذیه میکند
desired ground zone
صفر زمین مورد نظر
desired ground zone
نقطه ترکش اتمی مطلوب
depth of hardening zone
عمق ناحیه سخت گردانی
depth of hardening zone
عمق سختی
zone of rock flowage
منطقه سنگهای روان
zone of rock fracture
ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
exclusive economic zone
منطقه اقتصادی انحصاری
air surface zone
منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
effective beaten zone
منطقهای که 28 درصد گلوله ها دران فرود می اید
forbidden energy zone
ناحیه انرژی ممنوع
effective beaten zone
منطقه ضربت موثر
the loose the maiden zone
ازاله بکارت کردن
heat affected zone
ناحیه پیوند
hot temperature zone
ناحیه بسیار گرم
root-hair zone
بخشموییریشه
warm substeppic zone
نوار نیمه جلگهای گرم
heat affected zone
منطقه حرارت دیده
blind bombing zone
منطقه بمباران محدود
drop zone control center
مرکز کنترل منطقه بارریزی یا فرود
runway touchdown zone marking
علامتتماسهواپیمابازمین
Few reporters dared to enter the war zone.
چندی از خبرنگاران جرأت کردند وارد منطقه جنگی بشوند.
fire
شوت محکم و مستقیم
fire
تیراندازی کردن
fire at will
اتش به اختیار خود
on fire
مشتعل درتاب وتب
to be under fire
سخت مورد انتقاد قراردادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com