English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English Persian
continuity of operations مداومت عملیات
continuity of operations تسلسل عملیات
Other Matches
continuity پیوستگی
continuity مسیر ارتباط واضح بین دو نقط ه
continuity استمرار
continuity دوام
continuity استمرار تسلسل
continuity اتصال
continuity equation رابط پیوستگی
continuity equation معادله پیوستگی
continuity light وسیله سادهای برای ازمایش پیوستگی یک مدار که پیوسته بودن مغئر الکتریکی را باروشن شدن یک لامپ نشان میدهد
continuity of command مداومت فرماندهی
continuity of flow پیوستگی جریان
continuity theory نظریه پیوستگی
equation of continuity معادله همبستگی جریان
solution of continuity گسیختگی
continuity of a function پیوستگی تابعی [ریاضی]
continuity tester آزماندهیاتصال
legal presumption of continuity استصحاب
f.of operations حوزه عملیات
operations نحوه استفاده ازدستگاهها
operations عملیات
theater of operations صحنه عملیات
terminal operations عملیات اسکلهای
terminal operations عملیات بارانداز
radiological operations عملیاتی که در ان از موادرادیواکتیو استفاده میشود عملیات رادیولوژیک
Military operations. عملیات نظامی
maritime operations عملیات دریایی یا ناوگانی
operations personal پرسنل عملیات
joint operations عملیات مشترک مابین نیروهای مسلح ارتش
formal operations عملیات صوری
flight operations عملیات پرواز
stability operations عملیات تامین ثبات داخلی
stability operations عملیات ارام سازی
night operations عملیات شبانه
psychological operations عملیات روانی
over the beach operations عملیات ساحلی
operations room centre combatinformation: syn
operations room اتاق عملیات
operations research تحقیق در عملیات
operations research تحقیقات از نظر کار و عملیات یک قسمت یا دستگاه
special operations عملیات مخصوص یا ویژه
operations detachment عنصرعملیات رسد عملیات
operations detachment قسمت مسئول عملیات
operations code رمز عملیاتی
operations code کد عملیاتی
operations analysis تجزیه و تحلیل عملیات
over the beach operations عملیات کرانهای
logical operations عملیات منطقی
deputy for operations معاونت عملیات
combat operations مرکز عملیات رزمی
clearing operations عملیات پاک کردن مین
clearing operations عملیات مین روبی
chemical operations عملیات شیمیایی
building operations عملیات ساختمانی
air operations عملیات هوایی
base of operations پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
base of operations پایگاه عملیات
air operations میز ردنگاری هوایی
airhead operations عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
airmobile operations عملیات هوارو
anticrop operations عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
airmobile operations عملیات متحرک هوایی
denial operations عملیات ممانعتی در مقابل نفوذدشمن
denial operations عملیات ممانعتی
covert operations عملیات پنهانی
covert operations عملیات مخفی
concrete operations عملیات عینی
concept of operations روش اجرای عملیات
concept of operations تدبیر عملیات
aerospace projection operations بالای منطقه عملیات
air ground operations عملیات مشترک زمینی وهوایی
Counter – espionage operations k. عملیات ضد جاسوسی
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
the four basic arithmetic operations چهار عمل اصلی [ریاضی]
air area operations عملیات منطقه هوایی
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
joint amphibious operations عملیات مشترک اب خاکی
data transfer operations عملیات انتقال داده
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
open market operations عملیات بازار ازاد
computer operations manager مدیر عملیات کامپیوتر
chief of naval operations فرمانده عملیات دریایی
black market operations عملیات بازار سیاه
assistant chief of staff, g (operations رکن سوم اداره سوم
assistant chief of staff, g (operations معاونت عملیات
vehicle used for migrant-smuggling operations خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com