English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (9 milliseconds)
English Persian
continuous beam تیر یکسره
continuous beam تیر چند دهانه تیر سراسری
continuous beam تیر ممتد
continuous beam تیرچند پایه
Search result with all words
continuous deep beam تیر تیغه یکسره
Other Matches
continuous آنچه بدون توقف ادامه یابد
continuous بدون پایان یابدون قط عی
continuous ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
continuous وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد
continuous قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
continuous سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
continuous متوالی
continuous مداوم
continuous پیوسته
continuous متصل
continuous کاغذهای با طول زیاد که در چاپگر استفاده می شوند
continuous illumination روشنایی پایدار منطقه رزم
continuous illumination روشنایی مداوم
continuous grading دانه بندی یکسره
continuous grading دانه بندی پیوسته
continuous function تابع پیوسته
continuous levelling تراز یابی پیوسته
continuous paper کاغذ پیوسته
continuous process فرایند پیوسته
continuous processing پردازش پیوسته
continuous processor دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
continuous rating کار پیوسته اسمی
continuous reinforcecement ارماتور ممتد
continuous forms فرم های پیوسته
continuous forms ورقههای پیوسته
continuous climbing صعود طبیعی
continuous current جریان یکنواخت
continuous data دادههای پیوسته
continuous data دادههای متوالی
continuous distributions توزیع پیوسته
continuous duty کار پیوسته
continuous duty کار مداوم یکنواخت
continuous error خطای پیوسته
continuous error خطای متوالی
continuous fire اتش مداوم
continuous fire اتش پایدار
continuous flow جریان با دبی ثابت
continuous form ورقه پیوسته
continuous reinforcement تقویت پیاپی
continuous scrolling حرکت پیوسته
continuous spectrum طیف انفصالی
continuous time با پیوستگی زمانی
continuous tone نقطههای متفاوت
continuous tone اهنگ پیوسته
continuous tone ته رنگ پیوسته
continuous phase فاز پیوسته
continuous window پنجره سراسری
continuous wave امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
continuous variable متغیر پیوسته
continuous wave موج پایدار
continuous drizzle بارشبارانملائم
continuous spectrum طیف نشری
continuous rain بارش باران دائمی
continuous inventory موجودی مستمر
continuous snow بارشبرفدائمی
continuous spectrum طیف پیوسته
continuous function تابع پیوسته [ریاضی]
continuous adjustable transformer مبدل تنظیم پذیر
continuous background radiation تابش زمینهای پیوسته
continuous extraction apparatus دستگاه استخراج پیوسته
continuous flow analyser تجزیه گر جریان پیوسته
continuous stock control کنترل مستمر موجودی
continuous stock taking موجودی گیری مستمر انبارگردانی مستمر
continuous stock taking رسیدگی مستمر موجودی
continuous tone image تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
continuous strip imagery عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
continuous packing column ستون پر شده پیوسته
continuous strip photography عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
continuous strip camera دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
continuous traffic line خط پیوسته امد و شد
continuous traffic line خط پر امد و شد
continuous flow oxygen system سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
beam تیر بنا
on the beam <idiom> خوب انجام دادن
t beam تیراهن T شکل
off the beam <idiom> اشتباه ،خطا
h beam تیر بال پهن
i beam تیر اهن یا فولاد
i beam or i beam تیری که به شکل ) باشد
t beam تیر سپری
beam ترازو میله
beam نورد
beam باریکه
beam حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
beam مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beam ستون
beam عرض ناو
beam دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
beam تیر سقف
beam نورافکندن
beam عرض ستون نور نورافکن شعاع نور
beam تیرک
beam شاه تیر فرسب
beam شعاع
beam پرتو
beam نورافکندن پرتوافکندن
beam تیر
beam شاهپر تیرعمارت
beam عریضترین قسمت قایق
beam شاهین ترازو
beam میله
stress in beam تنش در تیرها
scaffold beam تیر داربست
dragon-beam شاه تیر
secondary beam تیرک
hammer-beam خرپا کوبی
sill beam تیرک استانه
simple beam تیره ساده
supporting beam تیر باربر
simple beam تیر ساده
supporting beam تیر حمال
sun beam پرتو افتاب
sleeper beam بالشتک
small beam تیرچه
spreader beam تیر زیر سری
spreader beam تیر تقویتی
sleeper beam زیر سری
pencil beam شعاع نور بسیار باریک
light beam پرتو نور
landing beam نورافکن هدایت زمینی هواپیمابرای فرود
laminated beam تیر چند لایی
ion beam باریکه یونی
ion beam اشعه یونی
illuminating beam پرتو نور
illuminating beam پرتو روشنایی
sill beam تیر درگاه
light beam شعاع نور
low beam چراغ نور پایین جلو اتومبیل
roof beam تیر سقف
restrained beam تیر دوطرف گیردار
radar beam پرتو رادار
pencil beam نور باریک
overhead beam تیر سقف
upstand beam تیر رو زده
main beam شعاع اصلی
main beam شاه تیر
molecular beam باریکه مولکولی
the beam sagged تیر شکم داد
upright beam استا
red beam اشعهمادونقرمز
walking beam میل لنگ
weigh beam قپان قابل حمل
wind beam تیری که در برابر مقاومت فشار باد طرح ریزی میشود
wooden beam تیر چوبی
x ray beam اشعه رونتگن
back beam میلهپشتی
beam balance ترازو
beam bridge پلمیلهای
beam gantry میلهحائل
beam reach پرتورسائی
blue beam اشعهآبیکلاهکآبی
breast beam میلهیبرابر
rear beam دنبالهشاهینترازو
upper beam سردار [قالی]
laser beam اشعهلیزر
upper beam تیر بالا
green beam شعلهیسبز
full beam نور بالا [در خودرو]
tie beam تیر کش
to be on her beam ends یک برشدن
to be on her beam ends نزدیک بوارونه شدن
to be on her beam ends درخطربودن
cross-beam تیر افقی
to kick the beam خشک بودن
to kick the beam کم بودن
build up beam تیر ساخته شده
box-beam تیر مستطیلی
arch-beam کمرکش شیروانی
warp beam چوب افقی بالای دار [قالی]
unsymmetrical beam تیر غیرمتقارن
warp beam نورد بالا
warp beam سردار [قالی]
vertical beam چوب [میله] طولی دار [قالی]
vertical beam راست رو
upper beam تیر فوقانی
front beam شاغولجلویی
high beam نور بالای چراغ اتومبیل
collar beam تیر گریبان
beam bender تیر خم کن
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
beam anchor تیری که دیوار را محکم نگاه میدارد
balance beam چوب موازانه
angle beam تیراهن نبشی
beam switching کلیدزنی انتن
beam-ends انتهای قسمت عقبی کشتی
beam ends انتهای قسمت عقبی کشتی
collar beam تیربچه کش
cross beam تیر افقی
curved beam تیر خمیده
deep beam تیر تیغه
double beam پرتو مضاعف
double beam شعاع مضاعف نور
edge beam تیر کناری
electron beam پرتوی الکترونی
electron beam اشعه الکترونی
beam compass پرگار بازودار
beam contering داربست
collar beam روبند
cantilever beam تیر طرهای
cantilever beam تیری که یک طرف ان گیردار باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com