English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
cooking range اجاق
Other Matches
cooking پختو پز
cooking <adj.> آشپزی
What is new? What is cooking ? تازه چه خبر ؟
What's cooking? موضوع چه است؟
cooking <adj.> برای آشپزی
what's up/cooking/doing <idiom> چی شده ،چه خبر
What's cooking? چه خبر است؟
cooking oil روغن آشپزی
mistress of cooking زنی که در اشپزی دست دارد
cooking surface سطح پخت
cooking set سرویس پخت و پز
skillet [Gastronomy and Cooking] تابه [غذا و آشپزخانه]
skillet [Gastronomy and Cooking] ماهی تابه [غذا و آشپزخانه]
Whats going on?Whats cooking? چه خبر
range مجموعه مقادیر مجاز
range جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
range رشته
range قرار دادن متن در یک ترتیب معین
range تغییر کردن یا متفاوت بودن
range سلسله ردیف
range گستره
range حدود وسعت
range میدان حدودتغییرات
range برد
range یک خانه یا تعدادی خانه
range مجموعه موضوعاتی که خریدار از بین آنها انتخاب میکند
range مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
in range with در امتداد
range name نام دامنه
range k ضریب تصحیح کای برد
out of range دور از تیر رس یا صدارس
out of range که خارج از حد سیستم باشد
range k ضریب تصحیح برد
within range در برد جنگ افزار
within range در تیررس
range دامنه [ریاضی]
in range with درخط
range چشم رس
range عبور کردن مسطح کردن
range سیر و حرکت کردن
range دامه تغییرات
range محدوده
range دامنه
range دامنه تغییرات
range سلسله
range برد سلاح
range مرتب کردن میزان کردن
range اراستن
range درصف اوردن
range تیررس برد
range دسترسی
range حدود محدوده
range حوزه
range رسایی
range تغییر کردن خط مبنا
range منحنی مبنا
range حد فاصل
range میدان تیر
range طبقه
range رشته کوه
range فاصله
range گام
range بر
range طیف
range حیطه
range ناحیه
range تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
range به نظم وترتیب واداشتن
range بردهدف
range مسافت
range حدود
range حدودجذر و مد دریا
range صف
range دسته
range ردیف
range به خط کردن
range در طبقه قرار دادن
range check بررسی محدوده
range card کارت تیر سلاح جدول تیر سلاح
range card کارت برد
range calibration تعیین دقت مسافت تنظیم برد سلاح
range calibration تنظیم مسافت
range board طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
range board میز تنظیم مسافت
range angle زاویه مربوط به برد مورب هدف
range angle زاویه بردی هواپیما
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
range of instrument حد کار سنجه
range of adjustment ناحیه تنظیم
range finder مسافت یاب
range finder مسافت سنج دریایی
range correction تصحیح برد تیراندازی
range correction تصحیح برد سلاح
range correct فرمان برد خوب
range correct برد خوب
range expression عبارت دامنه
range alongside نزدیک کردن ناو به ناوی دیگر
range adjustment تنظیم مسافت
range adjustment تنظیم برد
range indicator شاخص مسافت
range house اطاق انبارمیدان
range house دفتر میدان تیر
range format قالب دامنه
range flag پرچم میدان تیر
range firing تیراندازی در میدان تیر
range finding تخمین مسافت کردن
range finding مسافت یابی
range finder هدفیاب
range indicator طبله مسافت
range indicator مقیاس مسافت
range keeper محاسب توپ
range markers علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
range markers چراغ شاخص مسیر
range marker شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
range marker فاصله یاب راداری
range light چراغ دوم دکل ناو
range meter فاصله سنج
range ladder تنظیم تیربه روش نردبانی با شلیک گذار و کوتاه
range ladder تنظیم با نردبان بردی
range keeper محاسب مسافت توپ
range of music حدود یا میدان علم موسیقی
target range مسافت هدف میدان تیر مشقی
target range برد هدف
range of motion دامنه حرکت
supporting range شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
supporting range برد پشتیبانی سلاحها
subcaliber range تیراندازی بالوله جوفی یا تیربار اثرگذارمیدان تیر تنظیم هدف
subcaliber range میدان تیر مخصوص
subcaliber range میدان تیر لوله جوفی
stress range گستره تنش
slant range برد مایل
slant range برد مورب هدف
the range of a firearm تیر رس
the range of voice دانگ صدا
range of doubt گستره شک [ریاضی]
Range of mountains. رشته کوه ( کوهها ؟جبال )
free-range خانگی
free-range آزادچر
visibility range شعاع عمل دیدبانی یا دید
visibility range میدان دید
visual range حیطه دید
vhf range ناحیه فرکانس خیلی بالا
tropic range دامنه استوایی
tidal range دامنه جذر و مد دریایی
restriction of range محدودیت دامنه
repeat range با همین مسافت تیراندازی کنید
range scale طبله مسافت
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
range rake دستگاه الیدادتی شکل
range rake الیداد مسافت سنج
range quadrant طبله مقیاس درجه توپ
range quadrant طبله تراز تیر
range officer افسرتیر
range officer افسر مسئول میدان تیر
range of variation ناحیه انحراف
range of variation ناحیه تغییر
range of stress دامنه تنش
range scale طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
repeat range فرمان برد از نو
range wind باد در برد
range wind باد بردی
range table جدول تیرتوپ
range table جدول مسافت توپ
range spread اتش درعمق
range spread اتش درو در عمق
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
range spotting تخمین مسافت کردن
range sensing تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
range sensing تخمین مسافت
range of storke ناحیه ضربه
range error اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
home range اغل
effective range برد موثر
driving range علامت تعیین کننده فاصله ها
drilling range ناحیه مته کاری
discriminating range دامنه افتراق
detection range قدرت اکتشافی
detection range برد اکتشافی
cruising range شعاع عمل هواپیما یا کشتی
cruising range برد عملیاتی
criteria range دامنه ملاک
complementary range برد مربوط به زاویه تصحیح تکمیلی تراز
close range فاصله نزدیک
close range مسافت نزدیک
effective range برد موثر جنگ افزار
error range محدوده خطا
fuze range بردمربوط به ماسوره
fuze range برد عمل کرد ماسوره
frequency range محدوده فرکانس نامی
frequency range حیطه فرکانس نامی
firing range برد تیراندازی مسافت تیراندازی
firing range میدان تیر
field range میدان تیرجنگی
field range میدان تیر رزمی
extreme range برد نهایی جنگ افزار حداکثر برد
extreme range برد نهایی
explosive range گستره انفجار پذیری
capacity range حیطه فرفیت
capacity range حیطه توان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com