English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 235 (12 milliseconds)
English Persian
cross section مقطع عرضی
cross section برش متقاطع نمونه یا حد وسط
cross section برش عرضی
cross section سطح مقطع موثر
cross section سطح مقطع
cross section نیمرخ عرضی
cross section نیمرخ پهنا مقطع موثر
cross section مقطع
cross section رویه برش
cross section سطح مقطع عرضی
Search result with all words
cross-section سطح متقاطع
absorption cross section مقطع جذب
circular cross section مقطع گرد
cross section area سطح مقطع
effective collision cross section سطح مقطع برخورد موثر
inelastic cross section مقطع برخورد ناکشسان
valley cross section نیمرخ عرضی دره
shape of cross section نیمرخ عرضی
total effective collision cross section سطح مقطع موثر کل
cross section of a buttress dam قسمتحایلموربسر
cross section of a gravity dam قسمت
cross section of a hydroelectric power station قسمتعبورایستگاهقدرتانرژیآبی
cross section of a liquid compass قسمتموربقطبنمایمایع
cross section of a molar قسمتهایمختلفدندانآسیا
cross section of a muzzle-loading cannon قسمتموربدهانهتوپ
cross section of a power plant قسمتعرضینیروگاه
cross section of a reflecting telescope قسمتمورببازتابتلسکوپ
cross section of a reflex camera قسمتعرضیبازتابتلسکوپ
cross section of a refracting telescope بخشعرضیبازتابتلسکوب
cross section of a road بخشعرضیجاده
cross section of a trunk بخشعرضیتنهدرخت
cross section of an airbrush بخشعرضیرنگپاش
cross section of an arch dam بخشعرضیهلالیسر
cross section of an electron microscope بخشعرضیالکترودمغناطیسیمیکروسکوپ
cross section of an embankment dam گودالکنندهشده
Other Matches
cross way=cross road چهارراه
section رسد
section قسمت قسمت کردن برش دادن
section قسمت
section بخش
section قطعه
section جوخه
t section عضو " T "
section گروه دایره
section دسته
t section پروفیل " T "
section out شکستن موج بطور ناهموار
section برش
section بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
section مقطع
z section پروفیل "زد"
section برشگاه
section بخش قسمت
section رسددریایی یا هوایی
section شعبه
section رسدتوپخانه
section قبضه توپ
section بره
section نیمرخ
trough section مقطع ناودانی
weaving section منطقه تقاطع
trenched section زیرگاه صندوقهای
transverse section برش متقاطع
standard section پروفیل استاندارد
transversal section برش عرضی
transition section مقطع تبدیل
auxiliary section برش کومکی
transverse section مقطع عرضی
structural section مقطع سازهای
weaving section منطقه همبری
wing section بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
flotation section بخششناور
honeycomb section شانهعسل
main section قسمتاصلی
pipe section قسمتلوله
radio section بخشرادیو
rail section بخشریل
trenched section فرم صندوقهای تو گود
sagittal section قسمتهایزیرشکم
section of a bulb قسمتهایمختلفپیاز
section of a hazelnut قسمتهایمختلففندوق
section of a log قسمتهایمختلفکندهدرخت
control section قسمت کنترل
butt section قسمتهدف
extruded section پروفیل اشترانق پرس
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
dining section قسمتغذاخوری
crown section برش در کلید قوس
longitudinal section نیمرخ طولی
oblique section مقطع اریب
oblique section مقطعی که بوسیله صفحه اریب جسم رابرش بدهد
oblique section برش اریب
oblique section مقطع مایل
overflow section قسمت سر ریز سد
personnel section کارگزینی
personnel section قسمت پرسنلی
phantom section خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
longitudinal section برش طولی
horizontal section برش افقی
data section بخش داده ها
economic section انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
full section برش کامل
gauging section برش اندازه گیری
golden section برش زرین
gun section یک قبضه توپ با نفرات
gun section رسدتوپ
half section نیم برش
half section نیم مقطع
program section بخش برنامه ها
program section بخش تهیه برنامه ها
project section بخش تهیه پروژه ها
section chief فرمانده رسد فرمانده قبضه
section crew دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section gang دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section hand کارگرعضو دسته معینی ازکارگران راه اهن
section leader فرمانده رسد یا جوخه
section of dike نیمرخ راه
section of valley نیمرخ عرضی دره
staff section بخش ستادی
gauging section مقطعی از کانال یا رودخانه که عمق اب یا سرعت اب اندازه گیری میشود
staff section قسمت ستادی دسته سمبه
section chief رئیس قبضه
section charge خرج جزء جزء
project section بخش تهیه طرحها
properties of section خواص مقاطع تیرها
radial section برش شعاعی
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
rectangular section مقطع مستطیلی
regular section پروفیل نرمال
root section مقطع ریشه
rolled section مقاطع نوردشده
section charge خرج چند قسمتی
staff section قطعات سمبه
control section بخش کنترل
in the non-smoking section در قسمت غیر سیگاری ها
box section مقطع قوسی سکل
beaded section شیار برجسته روی گچ وچوب
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
base section بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
axial section برش محوری
section of a walnut قسمتهایمختلفگردو
aircraft section رسدهواپیمایی
aircraft section قسمت هواپیمایی
tip section قسمتنوک
air section رسد هوایی
ground section بدنه و پیکر اصلی فرش [که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
advance section قسمت جلویی
build up section مقاطع مرکب
section of a strawberry قسمتهایمختلفتوتفرنگی
built up section مقاطع مرکب
longitudinal section برش طولی
conic section مقطع مخروطی
black section گروهیغیراداریدرداخلیکحزبسیاسیکهمدافعحقوقسیاهپوستاناست
advance section قسمت مقدم در منطقه مواصلات
compact section مقطع فشرده
wallet section قسمتکیفپول
coil section مقطع بوبین
section of a raspberry قسمتهایمختلفتمشک
center section بال میانی
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
section of a grain of wheat قسمتهایتخممرغ
data control section بخش کنترل داده
standard egg section مقطع تخم مرغی شکل معمولی
formwork at cirved section قالب بندی در سطوح منحنی
egg shaped section مقطع تخم مرغی
Could we have a table in the non-smoking section? آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟
He works in the production section . درقسمت تولید کار می کند
wall stack section بخشدودکشدیواری
winding crodd section سطح مقطع سیم پیچی
air traffic section قسمت کنترل عبور و مرورهوایی
horseshoe shaped section مقطع نعل اسبی
section of a capsule: poppy قسمتهایمختلفکیسه
section of a berry: grape قسمتهایمختلفانگورحبهای
section of a silique: mustard قسمتهایمختلفخردل
box section leg ساق یا پایه بخشی از جعبه
intermediate frequency section مقطع فرکانس میانی
box section bed جعبه ماشینهای ابزار
section of a legume: pea قسمتهایمختلفبتولات
air ground section قسمت عملیات مشترک زمینی و هوایی
air movement section قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
air movement section قسمت حرکات هوایی
section of a stone fruit: peach قسمتهایمختلفمیوههایهستهدار
gravity dam of triangular section سد وزنی با نیمرخ مثلثی
section of a follicle: star anise قسمتهایمختلفبرگه
section of a pome fruit: apple قسمتهایمختلفمیوههایکرویشکل
multi section type rotary switch سوئیچ گردان نوع چند مقطعی
cross عبوردادن
cross مصادف شدن با
cross تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
cross گذشتن
cross حرکت سمتی
cross روبروشدن قطع کردن
cross دورگه کردن
cross پیوندزدن کج خلقی کردن
cross خلاف میل کسی رفتار کردن
st.g's cross چلیپایی که ازدوخطقرمزدرست شده باشد
cross تقاطع
cross عبور کردن
cross نادرستی
cross تقلب
cross out قلم زدن
cross علامت ضربدر در نقشه کشی
cross قلم کشیدن بروی
on the cross بطوراریب
cross over درو از عقب
cross (something) out <idiom> حذف کردن یاخط کشیدن روی چیزی
cross صلیب
cross خاج
cross چلیپا
cross علامت ضربدر یاباضافه
cross حدوسط ممزوج
cross دورگه
cross اختلاف مرافعه
cross over همگذری
cross سانتر کردن
to be cross about something دلخور بودن از چیزی
cross tell پخش اخبار به طور عرضی توزیع اخبار دریک سطح فرماندهی
to take the cross صلیب بدوش گرفتن
cross tell خبر دادن
cross قطع کردن متقاطع کردن
cross پیوندی
cross خط بطلان کشیدن بر
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
to cross self با گذاردن انگشت برپیشانی ودوطرف بدن نشان صلیب
cross عرضی
cross متقاطع
cross eyed لوچ
cross-quarter [آرایش گل چهار برگی]
cross validation وارسی اعتبار
cross vault طاق چهاربخش
cross voting رای دادن دوطرف مخالف برای همدیگر
cross wall دیوار همبر
cross wall دیوار پلهای عرضی
cross-rail اسکلت چوبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com