English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (8 milliseconds)
English Persian
cut-string stairs بغل بند باز
Search result with all words
down stairs پایین
helical stairs پلکان پیچی
secondary stairs پلکان فرعی
service stairs پلکان سرویس
service stairs پلکان خدمت
side wall of stairs جان پناه کناره پلکان
spindle stairs راه پله مارپیچی
spindle stairs پلکان مارپیچی
spiral stairs پلکان مارپیچ
stairs with a platform پلکان با پاگرد
straight stairs پلکان راست
to go up one pair of stairs یک اشکوب
to go up one pair of stairs بالارفتن
up stairs بالاخانه
up stairs بالا
flight of stairs غرینزپله
mezzanine stairs پلههاینیمطبقه
moving stairs {pl} پله های برقی
moving stairs {pl} پلکان های متحرک
moving stairs {pl} پلکان های خودرو
moving stairs {pl} پله های رونده
moving stairs {pl} پله های متحرک
moving stairs {pl} پله های روان
moving stairs {pl} بالارو ها
Other Matches
string along <idiom> فریفتن
first string دائمی
second string بازیگر ذخیره
first string منظم
first string درجه یک
string along موافق بودن
string out <idiom> کش دادن چیزی
inner string زهداخلی
G-string پارچهی باریک که برخی رقاصههابا آن ستر عورت میکنند
G-string لنگ باریک
to string up کوک کردن
to string up اماده کردن
to string up خفه کردن
to string up دارزدن
to string up somebody کسی را دار زدن
to string up به هیجان اوردن
string course قطاربندی
string course رخبام
string course هره
string along وفق داشتن معوق گذاردن
to string up somebody بدار آویختن کسی
string : زه
string یک سری پیام که از یک ایستگاه به ایستگاه دیگرارسال میشود
string سری پیام یک سری گلوله
string مربی خم کردن کمان و بستن زه
string یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
string عملیات برنامه که روی رشته ها اجرا میشود
string اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
string بخشی از حافظه که رشتههای حروف الفبا عددی در آن ذخیره شده اند
string متغیر در زبان کامپیوتری که میتواند شامل حروف الفبا- عددی و نیز اعداد باشد
string زبان برنامه نویسی سطح بالا که از روشهای پردازش رشته استفاده میکند
string تعداد حروف یک رشته
string برچسب مشخصات یک رشته
string رشتهای که فقط حاوی اعداد است
string زه دارکردن
string بصف کردن
string به نخ کشیدن
string زهی
string نخ ریسمان
string رشته
string سیم
string ردیف سلسله
string قطار
string زه انداختن به
string کشیدن
string : ریش ریش
string نخ مانند
string ریشهای
string چسبناک دراز
string رشته خالی
string فضای ذخیره سازی برای مجموعهای از حروف الفبا- عددی
string رشته کردن نخ کردن
string سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
string رشته کردن
outer string زهبیرونی
long string خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
string quartet ارکستر چهار نفری مرکب ازسازهای زهی
null string رشته پوچ
casing first string عایقاولینطناب
null string رشته تهی
string quartets ارکستر چهار نفری مرکب ازسازهای زهی
alphabetic string رشته الفبائی
search string رشته جستجو
bit string رشته ذرهای
follow the string وضع مشخصی نسبت به زه گرفتن
leading string ریسمانی که پیشتر کودکان رابوسیله ان راه رفتن می اموختند
to harp on one string پیوسته روی یک موضوع بحث کردن
draw string بند لیفه
string hand دستی که زه را می کشد
empty string رشته خالی
check string ریسمان درشکه که مسافربوسیله ان راننده رابه ایست کردن اگاهی
character string رشته کاراکتری
character string رشته دخشهای
navel string بند ناف
head string خط عرضی فرضی وسط میزبیلیارد
bit string رشته بیتی
string's heddle ورد
string's heddle نخ کجی
shot string ساچمههای دراز خارج شده از تفنگ
shoe string بند کفش
to harp on one string پاتوی یک کفش کردن
string manipulation دستکاری رشته
string length طول رشته
string handling بکارگیری رشته
string formula فرمول رشتهای
string fingers سه انگشتی که زه کمان را می کشند
string file پرونده رشتهای
string silencer صداگیر
string dampener صداگیر
string board تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
string bass کنترباس
string bass ویولون سل بم
string band دسته موزیک سازهای سیمی
string manipulation دستکاری رشتهای
string arm بازوی زه کش
string beans انواع لوبیا سبز
string operation عملیات رشتهای
string bean انواع لوبیا سبز
the look end of a string ان سر نخ که باز و ازاد است
symbolic string رشته علائم
stup string رشته تنظیم
string picture روزنه کمان
string walking تمرین تیراندازی با تیر وکمان
string variable متغیر رشته
string tie کراوات باریک
string operation عملکردرشتهای
bow string truss خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
string processing languages زبانهای پردازش رشته
suspension insulator string عایقسیمهایمتراکم
How long is a piece of string? [Britisch E] [Australian E] [when length amount or duration is indeterminate] <idiom> من هم نمی دانم [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
How long is a piece of string? [Britisch E] [Australian E] [when length amount or duration is indeterminate] <idiom> من هم جوابی ندارم. [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com