Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (10 milliseconds)
English
Persian
drill socket
[مخروطی سه نظام مته]
Other Matches
socket
[wall socket]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
socket
[wall socket]
پریز دیواری
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
socket
کاسه بندگاه
socket
گوده
socket
پایه
socket
سوکت
socket
مفصل
socket
موف
socket
[سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
socket
[وسیله با سوراخ هایی که ورودی در آن نصب میشود]
socket
دو راهی لوله
socket
[سرپیچ خانه]
socket
پریز برق
socket
محل اتصال برق
socket
حفره
socket
جا
socket
خانه
socket
کاسه
socket
گوده حدقه
socket
پریز
socket
بوشن
socket
جای شمع
socket
کاسه چشم
socket
[در حدقه یا سرپیچ قرار دادن]
socket
مادگی
socket
کام
[سقف دهان]
socket
[محل اتصال کابل]
socket
سرپیچ
socket
بست لوله
wafer socket
[پریز صفحه ای]
plug socket
پریز
socket coupler
پریز اتصال
socket pipe
لوله مفصلی
socket putty
[بطانه دو راهی لوله]
spade socket
[سوکت بیلی شکل]
utensil socket
[پریز دستگاه برقی]
plug and socket
دوشاخه و پریز
lamp socket
سرپیچ
wall socket
پریز دیواری
earth socket
پریز زمین
flush socket
[پریز زیر کار]
fuse socket
سوکت فیوز
fuse socket
پایه فیوز
horn socket
[وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
input socket
ساکت ورودی
wall socket
پریز روی دیوار
charging socket
حفره جا شارژر
network socket
پریز شبکه
[کامپیوتر]
network socket
سوکت شبکه
[کامپیوتر]
connecting socket
[دوشاخه متصل کننده]
external socket
پریز بیرونی
power socket
پریز برق
probe socket
[سوکت پروب]
[الکرونیک و کامپیوتر]
socket bayonet
سرنیزه حفره دار
three-pin socket
[سرپیچ سه سر]
timer socket
[پریز زمان سنج]
The socket is broken.
پریز برق شکسته است.
socket box
جعبه پریز
bulb socket
سرپیچ لامپ
angle socket
سرپیچ عمودی
eye socket
کاسه چشم
bell socket
تبدیلی
eye socket
[خانه چشم]
keyless lamp socket
[سرپیچ بی کلید]
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
ball and socket joint
[مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
ball and socket joint
مفصل ساچمه ای
numeric coprossor socket
[پریز کمک پردازنده عددی]
spigot and socket joint
اتصال مفصلی
point
[wall socket]
[British]
پریز دیواری
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
point
[wall socket]
[British]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
drill
مته مارپیچی
to drill a well
چاه کندن
drill
مشق خدمه مشق
drill
تمرین مته
drill
سوراخ کردن چاه کندن
drill
روش صحیح
to drill through
سوراخ کردن
drill
سوراخ کردن
drill
مته کردن کندن
drill
حفر کردن
drill
دستگاه مته
drill
مته دستگاه مته ستونی
drill
رزمایش
drill
مته برقی
[ابزار]
drill
دریل
[ابزار]
drill
تمرین
drill
مشق نظامی
drill
دستگاه مته
[ابزار]
drill
تعلیم دادن
drill
تمرین کردن
drill
مته
drill
مته زدن
drill
مشق پای قبضه
drill
مشق
twist drill
پارچه راه راه مارپیچی
fire drill
تمرین اطفاء حریق
angle drill
ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
to drill soldiers
سربازان رامشق دادن
spiral drill
مته مارپیچ
spiral drill
مته مارپیچی
twist drill
مته مارپیچ
twist drill
مته حلزونی
drill ground
میدان مشق
pillar drill
پایه دلر
jackleg drill
دلر پایه دار
electric drill
دریلالکتریکی
drill rod
میله مته
drill pipe
لوله حفرکن
electric drill
دستگاه مته
[ابزار]
electric drill
مته برقی
[ابزار]
electric drill
دریل
[ابزار]
abrasion drill
مته سایشی
adamantine drill
مته ساچمهای
drill stock
پایه مته
back drill
از پشت سوراخ کردن
cord drill
مته کمانی
drill hole
سوراخ
drill hole
سوراخ مته
drill jig
الگوی مته کاری
drill marching
تمرین پیاده روی
drill marching
راهپیمایی تمرینی
drill master
مشق دهنده
drill mine
مین مشقی
drill mine
مین بی اثراموزشی
drill point
جان مته
drill press
متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
drill press
دستگاه مته
drill loop
حلقه مخصوص چکه اب درسیم کشی
drill sergeant
گروهبان مسئول صف جمع درجه دار مسئول تمرین حرکات نظامی
center drill
مته مرکز
drill head
سر درل
drill harrow
تخم پوش
core drill
مته نمونه بردار
corn drill
بذر افشان
diamond drill
مته الماسی
drill ammunition
مهمات مشقی
drill ammunition
گلوله مشقی
drill bit
سر مته
drill box
تخمدان
drill call
شیپور مشق
drill call
شیپور شروع مشق صف جمع
drill chuck
سر درل
drill chuck
سه نظام مته
drill chuk
مته گیر
drill extractor
التی که مته حفاری شکسته رااز سوزن حفاری جدا میکند
drill harrow
زمین صاف کن
center drill
مته متمرکز
drill stock
مته نگهدار
drill tang
انتهای مته
masonry drill
مته سنگبری
multiple drill
تمرین چند یکانی
multiple drill
تمرین چندکاره یا مختلط
percussion drill
مته ضربه ای
percussion drill
گمانه زن کوبشی
phonrtic drill
مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
pneumatic drill
مته هوایی
pneumatic drill
مته خشک
precision drill
مته کردن دقیق
rock drill
مته سنگ شکن
rotary drill
گمانه زن گردشی
rotary drill
مته
seed drill
تخم پاش
seed drill
بذرافشان
battle drill
تمرین رزم
battle drill
مشق جنگی تمرین جنگی
fiddle drill
مته کمانچه
breasted drill
مته دستی که ته ان به شکل بیضی است و در سینه شخص قرار می گیرد
electric , drill
مته برقی
drill tang
بخشی از مته
fluted drill
مته حلزونی
breast drill
نوعی دریل دارای مته بزرگ
brace drill
مته شتر گلو
hammer drill
سوراخ کن ضربه ای
hand drill
مته دستی
portable drill
مته دستی
impact drill
مته کوبشی
emergency drill
تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
concrete coring drill
مته برای سوراخ کردن هسته بتن
concrete coring drill
دستگاه مته هسته بتن
close order drill
مشق صف جمع
depth of drill hole
عمق سوراخ مته شده
spiral ratchet drill
مته ضامن دار حلزونی
straightening flute drill
مته مستقیم
drill press vise
گیره ماشینی
blast hole drill
مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
cordless drill driver
دریل برقی
[دریلی که با باطری کار می کند]
[ابزار]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com