Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
dry gap bridge
پل ابرویی
dry gap bridge
پل خشکی
dry gap bridge
پل مخصوص اب بریدگی
Search result with all words
bridge
پل
bridge
جسر
bridge
برامدگی بینی
bridge
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridge
بازی ورق
bridge
پل ساختن
bridge
اتصال دادن
bridge
پل فرماندهی کشتی
bridge
پل فرماندهی
bridge
compassplatform : syn
bridge
پل زدن
bridge
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridge
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridge
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
bridge
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
suspension bridge
پل معلق
suspension bridge
پل اویزان
arched bridge
پل کمانهای
arched bridge
پل قوسی
asses bridge
قضیه حماریه
bailey bridge
پل متحرک وموقتی
bascule bridge
پل متحرک
bascule bridge
پل قپانی
bascule bridge
پل باسکولی
bascule bridge
پل بازشو
bascule bridge
پل بازشونده
bascule bridge
پل متحرک باسکولی
bascule bridge
پل اهرمی
bridge head
سر پل
bridge head
سر پل ساحلی
bridge building
پل سازی
bridge carriageway
شوسه پل
bridge circuit
مدار پلوار
bridge deck
بدنه پل
bridge escape
فرار از پل
bridge pier
پایه پل
bridge plate
پل بین سکوی بارگیری وخودرو
bridge rectifier
یکسو کننده پلوار
bridge rectifier
یکسوکننده بریج
bridge seat
تکیه گاه
bridge seat
پاشنه پل
bridge shoe
پاشنه پل
bridge shoe
پاشنه
bridge shoe
زیره پل
bridge spot weld
جوشکاری نقطهای
cable suspension bridge
پل معلق با سیم تابیده
cable suspension bridge
پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
canal bridge
پل کانال
canal bridge
پل کیالی
cantilever bridge
پل معلق
cantilever bridge
پل قپانی
cantilever bridge
ستون پل
cantilever bridge
پایه پل
cantilever bridge
پل بازودار
cantilever bridge
پل طرهای
cantilever bridge
پل کنسول
capacitance bridge
نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
center swing bridge
پل میانگرد
chain bridge
پل زنجیری
chain bridge
پل معلق
clapper bridge
پل سنگی
conductivity bridge
پل برق رسانایی
decade bridge
پل دهگانه
deck of a bridge
صفحه پل
deck of a bridge
کف پل
double track railway bridge
پل راه اهن باسکوی دوبل
draw bridge
پل کششی
enclosed bridge
پل فرماندهی سر پوشیده
fixed bridge
پل ثابت
fixed bridge
پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
flag bridge
پل تیمساران
flag bridge
پل پرچم
float bridge
پل شناور
floating bridge
پل شناور
floating bridge
پل متحرک موقتی
floating pontoon bridge
پل پونتون
flumed bridge
پل تنگ کننده معبر اب
flying bridge
پل موقتی
flying bridge
پل شناور
flying bridge
پل هوایی
foot bridge
پل پیاده رو
pedestrian bridge
پل پیاده رو
frequency measuring bridge
پل اندازه گیری فرکانس
gap bridge
گلویی ماشین تراش
girder bridge
پل بیلی متوسط
girder bridge
پل چند تکه قابل نصب رویهم
girder bridge
پل پوتری
girder bridge
پل تیر حمالی
handling bridge
پل بار
heydweiler bridge
پل هایدویلر
high tension bridge equipment
دستگاه ازمایش فشار قوی
high tension measurement bridge
پل اندازه گیری فشار قوی
high tension test bridge
پل ازمایش فشار قوی
highfrequency measuring bridge
پل اندازه گیری فرکانس بالا
highway bridge
راپل
impedance bridge
پل امپدانس
impedance bridge
پل اندازه گیری مقاومت
inductance bridge
پل اندوکتیویته
irish bridge
اب نما
Other Matches
pontoon bridge
پل موقت
pontoon bridge
پل شناور قایقی
oxygen bridge
پل اکسیژنی
operating bridge
پل کارگاهی
operating bridge
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
navigating bridge
پل ناوبری
natural bridge
پل طبیعی
movable bridge
پل بازشو
movable bridge
پلی که میشودجابجا نمود
railroad bridge
پل راه اهن
railway bridge
پل راه اهن
signal bridge
پل مخابرات ناو
signal bridge
پل مخابره ناو
salt bridge
پل نمک
road bridge
پل خیابان
road bridge
راه پل
road bridge
پل راه
rise of a bridge
خیز طاق پل
ribbon bridge
پل کرکرهای
ribbon bridge
پل تاشونده
movable bridge
پل متحرک
measuring bridge
پل اندازه گیری
maxwell m l bridge
پل ماکسول
irish bridge
ابنمای مغروق
irish bridge
پل مغروق
beam bridge
پلمیلهای
irish bridge
پل ایرلندی
lattice bridge
پل نردهای
lattice bridge
پل شبکهای
maxwell bridge
پل اندازه گیری ماکسول
magnetic bridge
پل رلوکتانس
magnetic bridge
پل مغناطیسی
loading bridge
پل بارگیری
lifting bridge
پل بالارو
lever bridge
پل بالا رو
lever bridge
پل باز شو
cross that bridge when you come to it
<idiom>
[به حل یک مشکل زمانی اقدام کن که لازم باشه و نه قبلش]
portal bridge
پلدروازهای
lift bridge
پلبالارو
compass bridge
قطبنمایعرشهکشتی
bridge of nose
برآمدگیبینی
bridge assembly
برآمدگیسیمها
bass bridge
پایهباس
arch bridge
پلقوسدار
wien bridge
پل وین
through arch bridge
پلکمانسراسری
transporter bridge
پلانتقال
treble bridge
پلصدایزیر
lattic-bridge
تیر حمال مشبک
lattic-bridge
پل نرده ای
bridge finance
وام موقتی
[تا دریافت وام اصلی ]
bridge loan
وام موقتی
[تا دریافت وام اصلی ]
water under the bridge
<idiom>
همه چیز عوض شده
cross a bridge before one comes to it
<idiom>
درمورد مشکلی قبل از حادثه فکرکردن
wheatstone bridge
مداری متشکل از مقاومتهای معلوم و مجهول که توسط ان میتوان مقاومت مجهول رادقیقا اندازه گیری کرد
weigh bridge
قپان تخت قنطار کش
weatstone bridge
پل ویتستن
swing bridge
پل نوسان دار
swing bridge
پل گردان
stick bridge
پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
spar bridge
پل ساخته شده ازگرده چوب
spar bridge
پل الواری
slab bridge
پل تاوه
slab bridge
پل دالو
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
the instability of a bridge
نا استواری پل
the pier of a bridge
پایه پل
truss bridge
پل اسکلت فلزی
truss bridge
پل خرپایی
truss bridge
پل با تیر مشبک
truss bridge
پل دارای اسکلت اهنی
trestle bridge
پل پایه خرپایی
treadway bridge
پل دوخطه
treadway bridge
پل عبور موقتی پیاده
the span of a bridge
چشمه یا دهانه پل
skew bridge
پل کج
material handling bridge
پل باربری
jack knife bridge
پل متحرک تاشو
container-loading bridge
پلورودبستههابهکشتی
deck arch bridge
پلمنحنی
half-through arch bridge
پلازوسطکمانی
slide wire bridge
پل ویتستن لغزان
The flood swepot away the bridge.
سیل پل رابرد
maxwell wien bridge
پل اندازه گیری ماکسول-وین
lattice suspension bridge
پل اویزشی مشبک
lattice suspension bridge
پل تعلیق مشبک پل اویز مشبک
multi span bridge
پل چند دهانه
three phase bridge connection
اتصال پل سه فازه
three phase bridge tape
circuit rectifying
turnable foot bridge
پل پیاده رو گردان
village road bridge
پل روستائی
material handling bridge
پل بارگیری
vertical lift bridge
پل بالارو
three phase bridge tape
اتصال گرتس سه فازه
three phase bridge tape
مدارگرتس سه فاز
multiple-span beam bridge
پلمیلهایچنددهانهای
snows of yesteryear
[water under the bridge]
<idiom>
هر چه گذشت گذشته.
[غیر قابل تغییراست]
[اصطلاح]
double-leaf bascule bridge
اهرم دولایهپل
single-span beam bridge
پلمیلهایتکدهانهای
single-leaf bascule bridge
اهرم پلمتحرک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com