Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 243 (12 milliseconds)
English
Persian
due bill
سند بدهی
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
due bill
برات پرداختنی
Search result with all words
bill of health
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
bill of health
گواهی بهداشت
bill of health
گواهی تندرستی
bill of health
گواهی صحت مزاج
bill of rights
اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
bill of rights
قانون اساسی امریکا
bill of rights
اعلامیه حقوق
bill of rights
منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
private member's bill
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
bill of fare
صورت غذا
bill of fare
صورت اغذیه مهمانخانه
bill of fare
برنامه
bill of fare
هزینه سفر
bill
نوک
bill
منقار
bill
نوعی شمشیرپهن
bill
نوک بنوک هم زدن
bill
لایحه
bill
قبض صورتحساب
bill
برات
bill
سند
bill
اسکناس
bill
صورتحساب دادن
bill
صورتحساب
bill
حواله
bill
قبض
bill
اسنادبازرگانی
bill
تهیه کردن صورتحساب
bill
دادخواست
bill
گزارش جریان دعوی
bill
سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bill
بیجک
bill
اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
accommodation bill
برات دوستانه
accommodation bill
براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
accommodation bill
سفته دوستانه
air bill
بارنامه محموله هوایی
airway bill
بارنامه حمل هوایی
appropriation bill
صورت ضبط اموال
bank bill
برات بانک
bank bill
اسکناس
bank bill
حواله بانکی
banker's bill
صورت تبدیل ارز
banker's bill
صورتحساب بانکی
battle bill
لوحه جنگی ناو
battle bill
فهرست استعداد رزمی ناو
bill board
تخته لنگر
bill book
دفتر بروات
bill broker
دلال برات
bill broker
واسطه تنزیل
bill exchange
برات بازرگانی
bill exchange
برات
bill falls due on
تاریخ سر رسید اسناد مدت دار
bill hook
دستعاله
bill hook
دهره
bill of attainder
لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
bill of costs
صورت هزینه دادرسی
bill of disfranchise
disfranchise
bill of divorce
طلاق نامه
bill of e.
برات
bill of entry
افهارنامه ورودی افهارنامه گمرکی
bill of entry
افهارنامه ورودی
bill of exception
اعتراض نامه
bill of exceptions
صورت استثنائات
bill of exchange
حواله یا برات کتبی غیرمشروط
bill of exchange
برات ارزی
bill of exchange
برات مبادلهای
bill of exchange
برات
bill of exgchange
برات
bill of exgchange
سفته
bill of goods
صورت کالا
bill of goods
فهرست تجارتی
bill of guarantee
ضمانتنامه
bill of human rights
اعلامیه حقوق بشر
bill of indicment
کیفر خواست
bill of indicment
ادعا نامه
bill of indictment
کیفرخواست
bill of indictment
ادعانامه
bill of indictment
کیفر خواست
bill of lading
بارنامه
bill of lading
ستمی کشتی
bill of lading
بار نامه
bill of lading
بار نامه کشتی
bill of loading
بارنامه کشتی
bill of loading
جواز کشتی
bill of material
صورت قطعات
bill of material
فهرست مواد
bill of materials
فهرست مواد
bill of materials
صورت حساب مواد
bill of oredit
اوراق قرضه دولتی
bill of oredit
اسنادخزانه
bill of particulars
شرح خواسته
bill of poreclosure
poreclosure
bill of quantites
فهرست مقادیر
bill of quantites
سیاهه چندی ها
bill of quantities
فهرست مقادیر
bill of quantities
صورت مقداری
bill of quantities
فهرست کمی مواد
bill of sale
صورت فروش
bill of sale
فاکتور
Other Matches
bill nye
صورتحساب
to f. the bill
واجدشرایط بودن
got through (the bill got through the ma
لایحه از مجلس گذشت
way bill
بارنامه دریایی
way bill
بارنامه راه اهن
way bill
بارنامه
way bill
سند حمل
The bill, please.
لطفا صورت حساب.
the bill
صورت حساب
May I have my bill, please?
ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
members bill
member
member's bill
طرح قانونی
long bill
نوک دراز
sight bill
حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
hook bill
منقارعقابی
hook bill
منقار نوک برگشته
hawks bill
لاک پشت منقار دار
omnibus bill
لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
play bill
اگهی نمایش
sight bill
برات دیداری
short bill
برات کم مدت
protect a bill
وجه براتی را تامین کردن
road bill
بارنامه
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
play bill
اعلان نمایش
retiring a bill
براتی را تسویه کردن
show bill
تابلو اعلان نمایش
hawk bill
لاک پشت ابی
hard bill
پرندگان سخت منقار
currency of a bill
مدت برات
cross bill
لایحه دفاعیه
crow bill
انبرگلوله کش
cross bill
شکایت متقابل
creditor's bill
به ورثه میدهد
creditor's bill
رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
cranes bill
یکجورانبرجراحی
cranes bill
شمعدانی
clearing a bill
محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
dishonour a bill
نکول
foreign bill
برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
foreign bill
برات خارجی
foreign bill
برات ارزی
foreign bill
حواله ارز خارجی
fly bill
اگهی دستی
fly bill
اعلان دستی
first reading of a bill
شوراول لایحه
financial bill
لایحه مالی
soft bill
مرغ مگس خوار
soft bill
پرنده منقار نازک حشره خوار
watch bill
لوحه نگهبانی ناو
wage bill
لیست حقوق
victualling bill
پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
usance bill
برات به وعده
twin bill
دو مسابقه توام در یک برنامه
true bill
اعلام جرمی که هیئت منصفه در فهر ان صحه گذارند
treasury bill
اسناد خزانه
transit bill
پروانه عبور
transit bill
اجازه عبور
bill poster
کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
bill posters
کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
a hefty bill
صورتحساب سنگینی
I think there is a mistake in the bill.
من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
How much is my telephone bill?
صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
Please have my bill ready.
لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
pad the bill
<idiom>
اضافه شدن هزینههای کاذب
foot the bill
<idiom>
پرداختن
fill the bill
<idiom>
مناسب برای همه جا
double bill
مسابقهورزشی-تئاتریاسینماکهدرآندوبرنامهاجراشود
training bill
برنامه اموزشی
to veto a bill
لایحه قانونی راردکردن
the bill of has come to mature
وعده پرداخت برات رسیده است
the bill is undue
وعده برات نرسیده است
the bill is overdraw
سر رسید برات منقضی شده است
the bill has come to maturity
موعد پرداخت برات منقضی شده است
the bill has come to maturity
وعده پرداخت برات رسیده است
stork's bill
برگ عطر
stork's bill
گل عطر
stork's bill
شمعدانی عطر
station bill
جدول محلها
through bill of exchange
بارنامه سراسری
through bill of lading
بارنامه سراسری
to talk out a bill
مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
to rush a bill through
لایحهای راباشتاب ازمجلس گذرانیدن
to protean a bill
وجه براتی راتامین کردن
to dishonour a bill
براتی را فکول کردن
to bill and coo
باهم غنج زدن
to bill and coo
بوسه بازی کردن
time bill
برنامه حرکت قطار
time bill
سفته مدت دار
station bill
لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
bill payable
برات قابل پرداخت
bill of sale
بیع نامه
bill of sale
سند فروش
blank bill
براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
clean bill
برات ساده
foul bill of lading
بارنامه نادرست
when does the bill fall due ?
سررسید برات چه موقعی است
clean bill of health
<idiom>
گواهی سلامتی
when will that bill fall due ?
سررسید پرداخت ان برات کی است
clean bill of health
گواهی نامه بهداشت کشتی
clean bill of lading
بارنامه ساده
foul bill of lading
بارنامه مشروط
drawer of a bill of exchange
برات دهنده
dirty bill od lading
بارنامه مشروط
dirty bill od lading
بارنامه مغشوش
bill pay able at sight
برات دیداری
bill pay able at sight
برات رویت
bill time draft
برات و سفته قابل پرداخت درتاریخ معین در اینده
bill time draft
برات وسفته موجل
claused bill og exchange
بارنامه مشروط
combined bill of laning
بارنامه حمل مرکب
combined bill of laning
بارنامه مرکب
clean bill of lading
بارنامه بی نقض
clean bill of exchange
بارنامه بی نقص
clean bill of lading
بارنامه تمیز
clean bill of lading
بارنامه بدون قیدوشرط
clean bill of lading
بارنامه بی نقص
the bill got throught the majlis
لایحه از مجلس گذشت
house airway bill
بارنامه داخلی هوایی
refusal to accept a bill
نکول اسناد تجاری
shipped bill of exchange
بارنامهای که حاکی ازمحموله است
single clause bill
ماده واحده
special acceptance of a bill of
قبولی براتی که فقط در محلی خاص قابل پرداخت است
the bill defined his powers
حدود اختیارات وی دران لایحه معلوم گردید
the bill was read for the first time
شور اول لایحه تمام شد
the bill will mature to morrow
سر رسید پرداخت ان قبض فردا است
the bill will mature tomorrow
سررسید ان قبض فردا است
railway bill of lading
بارنامه راه اهن
on sight bill of exchange
برات عندالمطالبه
on sight bill of exchange
برات برویت یا دیداری
international bill of the right of man
اعلامیه جهانی حقوق بشر
on board bill of exchange
بارنامه روی کشتی
naval appropriation bill
بودجه نیروی دریایی
inland waterway bill of lading
بارنامه ابراه داخلی
date on which a bill falls due
موعد پرداخت برات یا سفته
recevied for shipment bill of exchange
بارنامهای که مبین وصول کالا برای حمل است
short form bill of exchange
بارنامه ملخص
Put it on my account. I'll foot the bill. Charge it to me.
بحساب من بگذار
[پای من حساب کن ]
fiata combined transport bill of lading
بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
Don pulled the rug out from under me in my deal with Bill Franklin.
دان معامله من و بیل فرانکلین را به هم زد.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com