English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (5 milliseconds)
English Persian
duplex printing چاپ دورو
Other Matches
printing چاپ
printing طبع
printing چاپ پارچه باسمه زنی
printing عمل چاپ
non printing codes کدهای نمایش دهنده عمل چاپگر و نه حرف چاپ شده
magnetic printing اثر کپی
line printing چاپ سطری
relief printing چاپگربرجسته
group printing چاپ گروهی
printing ink رنگ چاپ
detail printing چاپ جزئیات
deferred printing خیر در چاپ یک متن تا زمان دیگر
parallel printing چاپ موازی
printing house چاپخانه
printing of messages چاپپیغام
printing head سرپرینتکننده
printing calculator ماشینحسابچاپگر
lithographic printing چاپگرچاپزغالی
intaglio printing چاپتصویریحکاکی
shadow printing چاپ سایهای
printing punch منگنه کن با قابلیت چاپ
printing office چاپخانه
printing ink منشور
printing ink مرکب چاپ
chained printing چاپ زنجیرهای
calico printing چیت سازی
bidirectional printing چاپ دو سویه
background printing چاپ پس زمینه
printing presses ماشین چاپ
printing press ماشین چاپ
printing machine ماشین چاپ
bold printing پر رنگ چاپ کردن
calico printing عمل باسمه کردن پارچه
bidirectional printing چاپ دو جهتی
duplex ارسال داده در دو جهت همزمان
duplex دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
duplex ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
duplex دو طرفه
duplex دو رشتهای
duplex دولا
duplex دوسمتی خانه دوخانواری
duplex مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
duplex مضاعف
duplex دورشتهای
duplex دولا دولایی
duplex دوتایی
duplex مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
multiple pass printing چاپ چند گذری
hard contact printing چاپ تماسی که در ان هدچاپگر با نیروی محسوسی روی لایه زیرین فشار واردمی اورد
printing receiving apparatus دستگاه گیرنده ثبات
letter quality printing خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
letter quality printing چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
keyboard printing telegraph تلگراف ثبات تکمهای
duplex channel مجرای دورشتهای
half duplex نیم دو رشتهای
duplex telegraphy تلگراف دوگانه
half duplex پروتکل کامل یکسو
half duplex یک طرفه
duplex telephony مکالمه تلفنی دو طرفه
duplex telegraphy تلگراف دو جهتی
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
duplex ignition احتراق دوگانه
duplex console پیشانه مضاعف
duplex computer کامپیوتر مضاعف
duplex channel کانال دو طرفه
duplex channel مجرای دو رشتهای
duplex wire کابل دو سیمه
duplex cable کابل دو سیمه
duplex telephony گفت و شنود تلفنی
duplex transmission مخابره دورشتهای
duplex transmission مخابره دو رشتهای
duplex winding سیم پیچ دو راهه
full duplex تمام دو رشتهای
full duplex کاملا دو رشتهای
full duplex دو طرفه
full duplex کاملا" دو رشتهای
full duplex پروتکل دوسوی همزمان
half duplex transmission مخابره دو نیم رشتهای
full duplex channel مجرای کاملا دو رشتهای
polar duplex telegraphy تلگراف دو جهتی قطبی
duplex planto miller نوعی دستگاه فرز دوپلکس
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
duplex wound armature ارمیچر دو سیم پیچی
duplex weighting bottle بطری دو دردار توزین
duplex fixed bed miller دستگاه فرز دوبل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com