Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (6 milliseconds)
English
Persian
elbow chair
صندلی دسته دار
Other Matches
elbow
دسته صندلی
elbow
زانویی دوردار
elbow
زانو
elbow
زانویی
elbow
با ارنج زدن
elbow
ارنج
elbow grease
کدیمین
elbow joint
زانویی
elbow pads
زانوبند
elbow room
ازادی عمل
elbow telescope
دوربین بازویی
elbow joint
بندارنج
elbow grease
<idiom>
سعی درتمیز کردن چیزی
tennis elbow
اسیب ارنج
reversible elbow
زانوی 09 درجه
reducing elbow
زانوی کاهنده
reducing elbow
زانوی کاهشی
more power to your elbow
خدازور بازو بشما بدهد
elbow room
<idiom>
elbow grease
نیروی حاصله از کاردستی
elbow pad
حافظبازو
more power to your elbow
خدابشما توفیق بدهد
conduit elbow
زانویی لوله حفاظ
To give someone elbow - room ( scope ) .
به کسی میدان دادن
take the chair
ریاست انجمنی را دارا بودن
to take a chair
نشستن
take the chair
ریاست انجمنی را بر عهده داشتن
my chair was next his
صندلی من پهلوی صندلی اوبود
chair
صندلی
chair
مقر
chair
کرسی استادی در دانشگاه
chair
برکرسی یاصندلی نشاندن
chair
خرک
office chair
صندلی اداری
to fill the chair
برکرسی نشستن
office chair
مبل اداری
to fill the chair
ریاست کردن
to bottom a chair
ته انداختن بصندلی
twisboat chair
قایق- صندلی تابدار
chair-rail
[قرنیز دور تا دور دیوار شبیه پایه ستون]
director's chair
صندلیمدیر
cabriole chair
مبلاستیل
sedan chair
تخت روان یکنفره
folding chair
صندلیتاشو
slide chair
مقرغلافمتحرک
step chair
صندلیپلهدار
types of chair
انواعصندلی
typist's chair
صندلیتایپیست
Wassily chair
صندلیفلزی
wing chair
مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
windsor chair
صندلی دارای پشتی منحنی
wheel chair
صندلی چرخ دار
walking chair
چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان گرفته راه رفتن می اموزند
swivel chair
صندلی چرخان
camp chair
صندلی تاشونده
boatswain's chair
صندلی نقاله
barrel chair
صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
arm chair
صندلی راحتی
arm chair
صندلی دسته دار
an odd chair
صندلی که پنج تای دیگر جور خود نداشته باشد
an odd chair
صندلی تکی
electric chair
اعدام بوسیله برق
electric chair
صندلی اعدام الکتریکی
high chair
صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
rocking chair
صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
rocking chair
صندلی گهوارهای
camp chair
صندلی سفری صندلی صحرایی
club chair
صندلی دسته دار بزرگ
curule chair
کرسی عاج
night chair
صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
morris chair
صندلی راحتی
he nestles in the chair
است
he nestles in the chair
در صندلی غنوده
he has passed the chair
رئیس بوده است
he has passed the chair
ریاست داشته است
hammock chair
صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست
gestatoraial chair
کرسی حامل پاپ
fishing chair
صندلی در قایق ماهیگیری
deck chair
صندلی حصیری تاشو
curule chair
صندلی عاج نشان
easy chair
صندلی راحت
bean bag chair
صندلیکیسهایراحتی
office swivel chair
صندلی گردان اداری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com