English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
end of file mark نشان انتهای پرونده
Search result with all words
file mark نشان پرونده
file mark علامت فایل
Other Matches
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
mark علامت
mark نشانه کردن حریف
mark اثر
mark 01امتیاز کامل بولینگ مهارک_ردن ح_ریف
mark علامت نشانه هدف
mark هدف
mark علامت گذاری کردن
mark علامت گذاری
mark پایه نقطه
mark درجه
mark مرز
mark حد
mark نمره گذاری کردن علامت
mark علامت گذاشتن
mark توجه کردن
mark بل گی_ری خوب
mark هدف نقطه اغاز نقطه فرود
mark علامت گذاری روی چیزی
mark نشان
mark-down قیمت کالا را به منظور فروش پایین اوردن
below the mark پایین تر از میزان مقر ر
mark-up سود توزیع کننده
mark گواهی
mark مدرک
mark سیگنال ارسالی که نشان دهنده یک منط قی یا درست است
mark علامت روی صفحه که نشان دهنده چیزی است
mark مارک
mark کد ارسالی در وضعیته که از علامت و فضای خالی
mark بعنوان سیگنال استفاده میکند
mark قرار دادن نشانه بلاک در ابتدا و انتهای بلاک متن
mark نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
mark کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
mark وسیلهای که داده را کارتهای مخصوص که حاوی علامت هدایت یا مغناطیسی است می خواند
beside the mark پرت
mark ایه
mark down پایین اوردن قیمت
mark down کاهش قیمت
mark down کاهش قیمتها
mark mark اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
mark of d. نشان امتیازیا افتخار
mark off خط کشیدن
to mark out one's course طرحی برای رویه خود ریختن
mark نشان کردن نشان
to mark off جدا کردن
mark up نرخ فروش را بالا بردن افزایش نرخ اجناس
mark up افزایش قیمت
mark up سود توزیع کننده کالا
mark down تنزل قیمت
mark نشان علامت
mark نشانه
mark پایه
mark نمره
beside the mark خارج ازموضوع
mark داغ
mark ارزه
sea mark خطی که حدجزرومدرانشان میدهد
shoulder mark نشان سردوشی
mother's mark خال
finger mark اثر انگشت
shoulder mark درجه سردوشی افسران
lateral mark علامتکناری
shoulder mark درجه روی دوش
mark time <idiom> با ضرب اهنگ پا را تکان دادن
word mark علامت کلمه
shoulder mark نشان سردوشی علایم سردوشی
wide of the mark <idiom> از هدف به دور بردن ،نادرست
group mark نشان گروه
press mark علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
You mark my words. این خط واینهم نشان
To overstep the mark. To go too far. از حد معمول گذراندن
guide mark نشانهراهنما
The would left a mark. جای زخم باقی ماند
floating mark نقاط مواج عکس هوایی
dead mark انداختن تمام میله ها دراخرین بخش مسابقه بولینگ
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
Trade mark. علامت تجارتی
ripple mark شیارسطح چوب
floating mark نقاط ایستگاه برجسته بینی
finger mark با انگشت چرک کردن
crop mark در نرم افزار DTP علامتهای چاپ شده که لبه کاغذ یا تصویر را نشان میدهند و امکان برش دقیق می دهند
You mark my words . ببین کجاست که بهت می گویم ؟( بگفته ام گوش کن )
frequency mark نشانه فرکانس
frequency mark علامت فرکانس
repeat mark خال
space mark علامت فاصله گذاری
drag mark محل فشار
Deutsche Mark واحدپول
field mark نشان میدان
to hit a mark نشانی را زدن
to impress a mark on something نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
trade mark علامت تجارتی
trade mark علامت تجاری
to miss a mark خطا کردن
to miss a mark نشانی را نزدن
to mark time در جا زدن
to mark good نشان حاکی از بهادر روی کالا گذاشتن
to mark good بهای کالا را در روی ان نوشتن
to mark down an article بهای کمتری بر کالایی گذاشتن
to mark out a ground حدود زمینی را تععین کردن یانشان دادن
to make one's mark مشهور شدن نشان بجای امضا گذاشتن
to make one's mark برجسته شدن
tide mark داغ مد
tide mark علامتی که مد به هنگام پائین رفتن از خود بر دیواره یاساحل میگذارد
ear mark داغ گوش
ear mark نشان
ear mark نشان کردن
centre mark نقطهمرکزی
end mark نشان انتها
end mark نشان خاتمه
end mark علامت بی پایان
black mark سابقهی بد
stonemason's mark علامت سنگتراش
stonemason's mark نشان سنگ کار
trade mark علامت بازرگانی
word mark نشان کلمه
we missed our mark تیر ما بسنگ خورد خطا کردیم
special mark علامتمخصوص
tape mark نشان نوار
tick mark علامت گذاری در طول یک ترازو برای معین کردن مقادیر
upto the mark داخل موضوع درست درجای خود بهنگام بموقع
to impress a mark on something چیزیرانشان کردن
mark time <idiom> منتظر وقوع چیزی بودن
match mark جفتن و جور کردن قطعات
quotation mark علامت نقل قول
question mark علامت سوال
question mark پرسش نشان
question mark " که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
punctuation mark علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
strawberry mark لکه برامده و قرمز رنگ مادرزادی در بدن شخص
mark-downs قیمت کالا را به منظور فروش پایین اوردن
pencil mark نشان مدادی
mark-ups سود توزیع کننده
accent mark یکی از علائم تکیه در موسیقی
accent mark علامتی که پس ازیک نت قرار میگیرد و نشان میدهد که نت در چه گامی قرار دارد
piece mark شماره شناسایی که روی قطعات و وسایل حک میشود
interogation mark نشان پرسش
plate mark نشان عیار
quotation mark نشان نقل قول
mark condition وضعیت نشان
mark time! !
mark time! در جا
mark time در جا زدن در جا قدم رو
mark time فرمان در جا
mark sensing نشان دریایی
mark sensing نشان یابی
mark sensing علامت زدن با مداد نرم
mark sensing نشان گذاری
mark sensing نشان دریابی
mark sense نشان گذار
mark sense نشان دریاب
mark out a ground تحدید حدود زمین
mark of mouth نشان پیری در اسب که ازگودی دندانش پیدا است
mark condition شرط علامت
plate mark انگ
plate mark طرف ودولت روی سیمینه وزرینه گذاشته میشود
exclamation mark علامت تعجب
hash mark قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
bench mark علائمی که در روی انها ارتفاع محل نشان داده شده است
hash mark علامت چاپ که به عنوان نشانه کپی سخت یا نشانگر به کار می رود
birth mark ماه گرفتگی
hash mark خط شروع مسابقه
block mark نشان کنده
hash mark خط نشان
hall mark دولت روی سیمینه وزرینه میگذارن
calibration mark علامت کالیبراسیون
hall mark نشان عیارکه ازطرف
center mark مرکز سوراخ
center mark علامت مرکز نشانه مرکز
group mark علامت گروه
check mark علامتی در نزدیکی خط اغاز علامتی نزدیک نقطه اغازپرش یا پرتاب
check mark علامت کنترل
bench mark نشانه
plimsol mark مارک بارگیری
bench mark انگپایه
bench mark نشان
to make one's mark اسم و رسم به هم زدن
bale mark مشخصات عدل
pock mark ابله
plimsoll mark خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
plimsol mark علایم بارگیری
index mark علامت شاخص
bench mark رپر
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
bench mark شاخص مبداء
bench mark نشانه مبنا
bench mark نشانهای که ارتفاع ان مشخص است و برای نقشه برداری به عنوان مبنااستفاده میشود
tidal bench mark شاخص جزر و مد
mark up price inflation تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
optical mark reader علامتخوان نوری
low water mark نشان جزر کامل
low water mark منتهای بدی اوضاع
optical mark reader علامت نوری خوان
penalty kick mark نقطه پنالتی
optical mark reader علامت خوان نوری
mark sense reader نشان خوان
optical mark reader نشان خوان نوری
registered trade mark علامت تجاری ثبت شده
flood level mark داغ سیلاب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com